0

☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

بچه های این دوره زمونه واقعا گودزیلان.............!
سر سفره ما همیشه مکافات داریم..دخترم4سالم خورشت می خوره بدون پلو..پسرم6سالم پلو می خوره بدون خورشت!
جاتون خالی قرمه سبزی درست کرده بودم...
بزرگواران سر سفره شروع کردن به غمزه ریختن..ما اینو نمیخوریم اونو می خوریم..همسر ب خاطر اینکه بهشون درس قدر شناسی بده طفلی اومد سخنرانی کنه ..گفت بچه های من دیروز دم نونوایی ی بچه اومدنون خالی گدایی میکرد..مردم نون ندارن بخورن ..و...
من اومدم مادر بازی در بیارم .صدامو صاف کردم :اره مادر جون باید قدر نعمتهای خدا رو بدونین..ما وقتی بچه بودیم هرچی جلومون میذاشتن می خوردیم..
ی هو دختر اتیش پارم:خوب چرا مامان همه چی خوردی که الان اینقد چاقی..!
من که کلا رفتم افق..
همسرکه ترکید...
درس عبرت آموز خانواده@.@
بازم من چاق :(

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

یکی از عجیبترین خاطراتم ..
3-2سال پیش یه مسابقاتی برگذار شد برای کسایی که کیک بکس بلدن.بعد ما هم رفتیم .دیدیم حدود 100 تا 150 نفر اومدن واسه دیدن مسابقات ...یه 20 نفر شرکت کننده.
ما ثبت نام کردیم ..خیلی شانسی الکی هیی بردیم بردیم که رسیدیم فینال .رفتم تو زمین دیدم ااااااااااا حریفم یه غول به تمام معناست(الان دوستم شده)بعد گفتم اگه من با این بازی کنم 100% میبازم ...یه فکر شیطانی به سرم زد ..رفتیم تو زمین .طرف گفت شروع طرف اومد بزنه داد زدم وا وایساااا همه ساکت شدن اونم وایساد .من شروع کردن به رقصیدن و خوندن هوپا گانگنام استایل ایییییییییییی ...کل سالن رف هوا بنده خدا گاردشو اورد پایین من هم زبل قشنگ با مشت زدم تو چونش (میدونید که اگه بزنید تو چونه کسی اگه قوی ترین مرد جهان هم باشه میخوره زمین .گیج میشه)حالا من زدم اون بنده خدا سرش گیج رفت افتاد زمین بلند هم نشد و من (داداشتون)بردددمممممم...


پی نوشت :سال بعدش دیگه گولمو نخورد چنان لگدی زد بهم که از زمین مسابقه پرت شدم بیرون ....(نامردی شد در حقم)

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

دیروز داشتم یه فیلم ترسناک میدیدم با زیرنویس فارسی صحنه های وحشتناکش بود بعد دختره یه عروسک داشت ارواح میخواستن ازش بگیرن و اینا ...
بعد دختره هم با ترس گفت (این عروسک مال منه)

ولی زیرنویس کرد: این عروسک واس ماس یعنی کلش ماس ماس

جدیدا مترجما هم بامزه شدن..

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

یبار که منو پدر گرام رفته بودیم سوئد واسه کارای وارداتی تو دفتر نشسته بودیم منتظر بودیم که کارامون درست بشه که برگردیم. بابام داشت روزنامه میخوند که یه خانمی اومد گفت please help me. بابامم حواسش نبود گفت please speak English
قیافه ی خانمه O_o
هیچی دیگه آبرومون در سطح بین الملل رفت.
لایک کنید دیگه

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

سلاااااااام امیدوارم حال همتون توپ باشه.چن روز پیش مامانم با دوستاش که حدود
10تاخانم بودن دور هم خونمون جمع شده بودن منم رفتم کنارشون ببینم چی میگن داشتن
راجع به نظافت خونه وتمیزی میحرفیدن هرکدوم یه چیزی میگفتن مامان منم داشت
ازخودش تعریف میکرد که من خیلی خیلی به تمیزی واین جور چیزا اهمیت میدم،
یه دفعه از دهنم در رفت گفتم مامان یادته یه روز ابتدایی بودم زینب/خواهرم/برنجوبدون
اینکه نگاش کنه همین جوریدرس کرده بود که بعد فهمیدیم من مورچه های تو برنجو
با پیازداغ اشتباه گرفتمو همشو خوردم
یادت میاد؟؟؟یه دفعه همه ساکت شدن هیچی دیگه مامانم اون لحظه به افق پیوست
ولی بعداینکه مهمونا رفتن از افق برگشتو حسابی حالمو جا آورد.
پانوشت:تنها قربانی اون مورچه پلو فقط من بدبخت بودم که هیچوقت مزش وفراموش نمیکنم...
لامصب مورچه هاشم خیلی گنده بودن

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

بچه که بودم

مامانم میگفت زیاد کامپیوتر بازی نکن کور میشی اون روزا تازه

جی تی ای اومده بود پنجش

منم از بعد مدرسه تا شب بازی کردم به طوری که ناهار نخوردم

بعدش مامانم گفت برو حموم
منم تو حموم به چشام کف زده بودم

چشامو که باز کردم

هیچی ندیدم

کلش توبه کردم خدایا غلط کردم دیگه بازی نمیکنم
کلی به جی تی ای فحش دادم

بعد برقا اومد

خدایی شنیده بودید خدایی
این واقعی بود

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

آقا ما یه رقیف (رفیق لاغر) داریم که کلا اهل سوتی دادنه. داشتیم حرف می زدیم یه هو گفت: تو خودت رو بنداز جای من ببین من چی می کشم!
من ^_^
اون -_-
آن ها =_=
سایر ضمایر o_O
از اون موقع تو فکرم ببینم چه جوری می تونم خودم رو بندازم جاش که له نشه!
لایک: بنداز نترس له نمیشه

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

ازدانشگاه برمی گشتم خستهههههههه کوفتهههههههههههه...گشنههههههههه.دسشویییییییییی
در حد مرگ اضطراری ...
هی در میزدم درخونمون باز نمی کردن...

گریم گرفته بود...

کیفم انداختم تو گردنم با شونصد کیلو وزن از علمی گاز رفتم بالا...از پشت بوم دسشویی پریدم پایین...رفتم تو خونه :

میبینم بابام ریلکس رو کاناپه لم داده راز بقا نیگا می کنه:
من:باباخونه بودین مگه صدای زنگ /در/لگد نشنیدین؟؟
بابام:اا تو بودی من گفتم هر کی هست خودش بیخیال میشه میره:0
من:|خب چرا؟
بابام:حسش نبود از جام پاشم:0
من:|
سنگ کلیم:0
زخم معدم:|
همساده هامون که منو با مانتو مقنعه کول پشتی در حال بالا رفتن از علمی گاز دیدن0-o
خود علمی گازمون ب تنهایی:|
ینی حس مهمون نوازی بابام اوریب تو حلقممممممممممممم:|
من اگه خونه بابام نرم کجا برم؟
من باید به دیدن خدا برم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:47 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

من دوم ابتدایی ک بودم ی معلم داشتیم بنده خدا خیلی آروم بود! همیشه هم وقتی شلوغ میکردم بهم چیزی نمیگفت. ی روز با یکی از بچه های کلاس دعوام شد اون میز دوم نشسته بود.. هی جر وبحث کردیم منم حرصم دراومد جامدادیمو ک آهنی بود پرت کردم براش o_O اونم جامدادیشو پرت کرد :) معلم هم همچنان درس میداد ^_^ منم حرصم گرفت دوباره کیفمو با همه ی وسایلای توش براش پرت کردم ^_^ خورد تو سرش ^_^ آخرم پا شدیم تو کلاس تا میتونستیم همدیگرو زدیم D: معلممون هم هیچ کاری نکرد o_O فقط جوری بهمون مشق داد ک فرداش وقتی مشقارو نوشته بودیم انگشتامون باد داشت ^_^ چند باری هم مقنعه شو تو کلاس درآورده بودم با موهاش بازی کرده بودم ^_^ کلا خل بودم از بچگی :)

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:47 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

رفتم داروخونه میگم ببخشید یه سوزن بهم بدید
میگه سوزن چی منم گفتم سوزن رخت .
شاکی شده میگه مگه من مسخره توم
مگه اونجا وایسادی که چی خیاطی که نیست . خدایا با کی شدیم 72 میلیون.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:47 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

آخه یکی نیست بگه به تو چه!
امروز تولد بابام بود منم رفتم جاتون خالی یک کیک بزرگ با یک دسته گل شیک واسش خریدم و کلی هم وسواس به خرج دادم که مثلا بابامو خوشحال کنم.
نزدیک خونه که رسیدم دیدم یه پیرمردی خیلی غمگین و تنها یه صندلی گذاشته دم در خونه اش داره با حسرت به آسفالت خیابون نگاه میکنه.
خیلی ناراحت شدم تو دلم گفتم خدایا آخه تو به این بزرگی یه کاری کن دل این طفلی شاد شه و خنده رو لبش بیاد که...
چشمتون روز بد نبینه پام رفت تو چاله و ... خوردم زمین و با صورت رفتم تو کیک ؛-(
خودمو جمع و جور کردم بلند شدم دیدم پیرمرد داره هرهر به من میخنده! اصلا کم مونده بود از خنده غش کنه
به خدا نمی دونستم اینقدر مستجاب الدعوه هستم. خلاصه مشکلی داشتین بگین من واستون دعا کنم ردخور نداره

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:47 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

نصفه دوران بچگیم به این گذشت که ثابت کنم که این خیسی شلوارم، آب ریخته. ولی هیچکس باور نمی کرد.
مثلا صبح از خواب بیدار میشدم
مامان: خیرندیده، باز خرابکاری کردی؟
من: ها یعنی چی، کی آّب ریخته اینجا؟
مامان: پاشو پاشو، عمت می خواد بشوره، هرروز هرروز؟
من:ها آره آره ها دیشب پارچ آب بالا سرم بود، چپه شده، الان پارچ کو؟
مامان: خاک بر سرت کنن، نگاه کن تا کجا خیس شده!!!!!
من: توروخدا دیگه پارچ پر آب نذارین بالا سرم
مامان: شالااااااپس، شترق (قربون دستش، دستشو میبوسم، می چسبید)
من: یکی دیگه پارچ آبو چپه کرده منو میزنی چرا؟

هیچ وقت نه من قانع شدم نه مامان.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:47 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

من همیشه وقتی تلفن و دستم میگیرم استرس میگیرم و کلا خیلی مظطربم وقتی با یکی میخوام حرف بزنم ،
حالا مکالمه من و دوستم همین الان یهویی :

دوستم : الو ؟
من : اله ، بَلو ؟ (بَله ، الو :| )
دوستم : سلام کیمیا چطوری ؟
من : خوبم مرسی تو چطوری ؟
دوستم : منم خوبم چه خبرا ؟
من : خوبم مرسی تو چه خبر ؟

لایک : ما هم همینیم غصه نخور
لایک : خخخخ :)

حالا بقیش :

من : سگت چطوره ؟
دوستم : خبر ندارم طبقه پایینه
من : طبقه پایین حالش چطوره ؟ (خیر سرم اومدم بگم طبقه ی پایین ؟ هالش چطوره؟ اخه هالشونو تازه عوض کردن )
دوستم : خوبه سلام میرسونه :|

لایک : خدا شفاتون بده
لایک : خخخخ :)

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:49 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

تو خیابون داشتم راه میرفتم
ی گربه ی اول نگام کرد بعد یواش از جلوم رد شد
منم خیلی به غرورم برخوردد یعنی له ام کرد
ی پخ وحشتناک بش کرد م که بترسه
لامصب ی غرش مث شیر بهم کرد
نزدک بود بخورتم
اونجا بود که فهمیدم غرور خیلی بده
افتاده باش برادر!

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:49 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

یکی از قشنگ ترین خاطرات کودکی وقتی بود که وسط کلاس درس ناظم میومد می گفت آهای بابات اومده دنبالت کتاباتو بردار بیا
انگار حبس ابدی عفو رهبری بهش خوردهD::)

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:49 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها