0

☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

یادش بخیر اولین باری که تراوین بازی کردم با یکی دعوام شد قرار گذاشتیم تو خیابون واسه دعوا.....بعد رفتمو دعوا شد پلیس مارو گرفت برد کلانتری ..وقتی واسه سرهنگه توضیح دادیم که جریان چیه داشت میمرد از خنده .هی میگفت به خاطر یه بازی اینترنتی اینقدر همو زدین؟؟....که آشتیمون داد بعد از کلانتری شوتمون کرد بیرون ....

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:41 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

رفته بودیم تبریز توی باغ ائل گلی (شب هم بود) یا دوستای مامان بابام و بچه هاشون (البته بچه های 20-25 ساله ^_^) داشتیم قدم می زدیم و می خندیدیم . خلاصه جمع گرم بود . بعد ی مدت قدم زدن دیدیم یه پسره هم سن و سال خودم با قد 160 و موهای مشکی داشت هی با رو پایی زدن به ملت و دختر های فامیل پز میداد . منم خو چیکار می کردم چشمو گرفت زل زدم بهش . بنده خدا خواس یه روپایی شیک بزنه پاشو برد زیر توپ تا بندازتش هوا یهو اشتباهی اونیکی پاشو برد بالا ، پای زیر توپش گرفت به پای روی هواش اومد بخوره زمین با سر خورد رو توپه توپه رفت بالا خورد تو سرش بنده خدا هول شد اومد بلند شه کش شلوارش در رفت شلوارش افتاد :|
اون لحظه ملت داشتن زمینو گاز میزدن بلخره یکی از بچه های فامیلمون با کاردک جمعش کرد
تا شما اقا پسرا باشید به دخترا پز بدین بعله اینجوریاس !
اگه بچه فامیلمون نبود احتمالا زیر شلواریشم خیس میشد ...

خخخخخ

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:41 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

يه بار با يكي دوستان رفتيم شمال بعد رسيديم به اونا كه داد ميزنن ويلا زديم كنار دوستم يدفه گفت: سوسيس دارين (منظورش سويت بود)

چيه نخند فقط زبونش نچرخيد

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:42 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

فردا امتحان جک بافی (جغرافی دارم) عموم اینا هم رو دلمونن. پسر عموم کلاس دوم ابتداییه تازه بهشون جاذبه زمین رو یاد دادن. اومده پیشم میگه محممممد میگم جانم عزیزم (الکی مثلا مهربونم) میگه درس میخونی؟ میگم پ ن پ درس میخونی. یه نگاهی انداخت به نقشه ایران دراومده میگه مگه جاذبه آب رو نمی کشه پایین؟ میگم آره عجیجم برا چی؟ میگه پس چرا آب دریای خزر نمی ریزه تو ایران هممون غرق شیم؟ منم در عمق شرمندگی گفتم عزیزم من باید بیشتر درس بخونم تا اینا رو یاد بگیرم. میگه پس این که بالا سرمونه آسمون نیست دریای خزره هاااااا؟
من در حال سکته با دهن کج :-*
هرکه با نظریات پسر عموم موافقه بلایکه

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:42 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

عاغا دیروز واسه آبجیم خواستگار اومده بود مامان پسره وقتی میخواس بره گفت: خلاصه اینکه ما اولین جاییه که اومدیم خواستگاری ایشالا دوباره مزاحم میشیم...
مامانمم که هول کرده بود گفت: عه چه جالب شما هم اولین خواستگارایی هستین که اومدین!!!!!
من: ^-^
مامانم:-!
داماد:)))))))))))
مادر داماد:o_O
آبجیم: &-#

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:42 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

ديروزبعد ازظهرداشتم تو اتاقم قدم ميزدم ابجيم ی دفعه ای گفت الان فهميدم چراسهراب سپهری هم شاعره هم نقاش چون ادم نقاشی ميکشه ميتونه درمورد همون شعر بگه و...!! بعدش ديدم داره پنجره ميکشه و ی چيزاييم کنارش مينويسه منم گفتم برم ی برگه بردارمو هنرمو ب تصوير بکشم خلاصه ی نارگيل کشيدمو اين شعرم سرودم ي حسی بهم ميگه که گشنمه ي حسی که هر لحظه همراهمه محال با سه وعده راضی بشم همه فکروذکرم فقط خوردنه:|

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

کلاس چهارم ابتدایی بودم معلممون از بچه ها می پرسید می خوان چیکاره بشن به من که رسید گفتم میخوام معلم بشم .
معلم بیچاره با خوشحالی(آخه هیچکس نگفته بود معلم) چرا میخوای معلم شی عزیزم ؟
منم گفتم برا اینکه بچه ها رو بزنم.
دقت کنید بچه ها رو بزنم.
من:-)
معلمo_O
بقیه همشاگردیا:-P
هنوز معلم@_@

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

عاقا چن وقت پيش رفتيم ديدن يكي از فاميلامون كه زايمان كرده بود،بنده از زمان دقيق زايمان اطلاع نداشتم!بعد كه رفتيم ديدم بچهه درشته،حتمن ٣ ماهش هست ديگه و رفتم گرفتمش بغل مثه كانگارو مينداختمش بالا وپايين!!بيچاره اصن يه وضي شده بود سياهي چشاش معلوم نبود،در همين حين بود كه متوجه شدم بچه فلك زده ٢٢ روزشه فقط!!!
چيه خوووو؟!تقصير خودش بود كه گنده بود!!

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

تاسوم دبیرستان میترسیدم شب برم تو اشپزخونه یکی در کابینتو باز کنه پامو بگیره!!!!هربار میرفتم 3.4 بار تو کابینتارو میگشتم!جالب اینجاس که داداششمم میرسید!!!یبار به ابجی بزرگم گفتم _بعد یه رب قهقهه پرده از جنایتش برداش!
گویا کلاس اول که بودم ازمدرسه ک برگشتیم جز منو داداشم کسی نبود رفتیم تو اشپز خونه یهو درکابینت باز شد یکی مچ پامونو گرف!!!!اینکه ماچقد گریه کردیم بماند ک
منوداداشم الانم که هم سن کرسف کلمب شدیم هنو از کابینت وحشت داریم!!!
باز بگین دهه شصتیا نسل سوختن!!!

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

سلام
اندر احوالات سوتی های مادرم*-*
دیروز سوار تاکسی شده راننده گفته کجا تشریف میبرید خانم؟
گفته چارخونه قند
راننده:ببخشیدکجا؟
مامانم:چارخونه قند
راننده:ببخشید اینجایی که میگید میشه کجا؟
مامانم: وا آقا مگه شما کرج زندگی نمیکنی 2تا 4راه پایین تر میشه چارخونه قند
راننده:هان حاج خانم منظورتون 4راه کارخونه قند بود؟
مامانم: من از اول همینوگفتم شما جوونا معلوم نیست حواستون کجاست
راننده:0-0
مامانم:حالا حواست باشه رد نکنی چارخونه قندو
راننده:0-0
مامانم:*-*

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

بعد مدتها دوری پشت تلفن به مادرم میگم من نیستم خوب حال میکنینا!.
نه گذاشت و نه برداشت گفت:آره به لطف خدا فرجه رو که نیومدی،اگه میشه ترم تابستونتو هم همونجا بمون.
.
.
.
هی روزگار!!!
کار ما که از پدر و مادر گمشدمون گذشت،لااقل یکی نیمه گوربه گور شدمون رو رونمایی کنه.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻


حتما بخون ^ـــ^

رفتیم خونه مادربزرگم، پسر عمه ی زشتوی منم اونجا بود

با هم دعوامون شد منم خاستم تلافی کنم وقتی خواب بود رفتم ناخوناشو یواشکی لاک زدم D: (لاک قرمزآلبالویی)

عمه ی گرامی اومد گفت داری پسرمو خوشگل میکنی؟ منم با صدای بلند خندیدم، چشمتون روز بد نبینه پسر عمم بیدار شد :-|

دید ناخوناشو خوشگل کردم یه ماژیک مشکی برداشت گفت حالا که اینجوری شد منم برات سیبیل میکشم O_O

منم فرار کردم به مادربزرگم پناه بردم نجات یافتم-وگرنه سیبیلو میشدم o_O

اخرشم پسرعمم یه ساعت التماسم کرد تا بهش لاک پاکن دادم لاکشو پاک کنه :)))

لایک یادت رفت:)

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

سلام
اندر احوالات سوتی های مامانم*-*
میخواستیم بریم عروسی به مامانم گفتم کدوم پیراهن به کت وشلوارم میاد
مامانم:همون راه راه آبیه
هر چی فکر کردم یادم نیومد کدومو میگه رفتم کمد لباسام زیر و رو کردم ولی پیراهنی با این مشخصات پیدا نشد که نشد
من:مامان من هم چین پیراهنی ندیدم
مامان:امان از دست تو،ّ شد یه کاری رو درست انجام بدی
بعد چند دقیقه با اخم اومده یه پیراهن سرمه ای چهار خونه هم دستش میگه دیدی سرت به پات پنالتی میزنه حواست پرته
من:0-0
سرم... پام ... پنالتی....
پیراهن راه راه آبی^-^
پیراهن چهارخونه سرمه ای#-#

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

با خواهرم و پدر و مادرم نشسته بودیم
خواهرم چند ماهه دیگه عروسیشه میره خونه خودشون و از اون جهت که کاملا هم سایزیم من کلا.لباسهاشو میپوشم (همیشه کلی جیغ و داد میکنه ولی کو گوش شنوا)
من:خب پس من هر جمعه میام لباسهایی که میخوام برمیدارم برمیگردم هفته بعد پس میدم
خواهرم:بیخود میکنی تو
بابام:نه نمیخواد تو بگو کدومها رو میخوای بذار خواهرت میاد برات بیاره
من:-)
بابام;-)
خواهرمo_O
من:-P
هنوز خواهرم@_@

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است
حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.
در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.
از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !
اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.
مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!
اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 15 تیر 1394  9:46 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها