پاسخ به:سرگرمی "یـک شـعـر یـک شـاعـر"
پاسخ cat cat اشتباهاست . پاسخ: عبید زاکانی است و اما پاسخ amirali پروین اعتصامی
چو در چمن روی از خنده لب مبند آنجا
که تا دگر نکند غنچه زهر خند آنجا
رخ تو دیدم و گفتی سپند سوز مرا
چو جان بجاست چه سوزد کسی سپند آنجا
امیر خسرو دهلوی
غزال خوش صدا توئی ، راسخون
شیرین تر از عسل توئی ، راسخون
بین تموم سایتهای اینترنت
نگین بی بدل توئی ، راسخون
ای یوسف خوش نام مـا خوش میروی بر بام مــــا ای درشکـــسته جــام مـا ای بــردریـــــده دام ما ای نــور مـا ای سور مـا ای دولت منصــور مـا
مولوی
ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما
آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما
ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما
پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما
ای غره ماه از اثر صنع تو غرا
وی طره شب از دم لطف تو مطرا
نوک قلم صنع تودر مبدا فطرت
انگیخته برصفحهٔ کن صورت اشیا
خواجه كرماني
او کیست مرا یارب او کیست مرا یارب
رویش خوش و مویش خوش باز از همه خوشتر لب
داده لب و خال او را بیخدمت کفر و دین
کرده رخ و زلف او را بیمنت روز و شب
سنایی غزنوی
روز بازار جوانی پنج روزی بیش نیست نقد را باش ای پسر کآفت بود تأخیر را
ای که گفتی دیده از دیدار بت رویان بدوز هر چه گویی چاره دانم کرد جز تقدیر را
سعدي
این چه عشقی است که در دل دارم من از این عشق چه حاصل دارم می گیریزی زمن و در طلبت بازهم کوشش باطل دارم
" فروغ فرخزاد "
بگذار به دلخواه تو دشوار بمیرم
بگذار که چون ناله ی مرغان شباهنگ
در وحشت و اندوه شب تار بمیرم
بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب
سیمین بهبهانی
صلاح کار کجا و من خراب کجا ... ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا ...
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس ... کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا ...
حافظ
آبی بلند را می اندیشم و هیاهوی سبز پایین را ترسان از سایه خویش به نی زار آمده ام تهی بالا نی ترساند و خنجر برگ ها به روان فرو می رود دشمنی کو تا مرا از من بر کند ؟
سهراب سپهری :
دچار بودن گشتم و شبیخونی بود نفرین هستی مرا بر چین ای ندانم چه خدایی موهوم نیزه من مرمر بس تا را شکافت و چه سود که این غم را نتواند سینه درید
سهراب سپهری
مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش
گه میفتد از این سو گه میفتد از آن سو