0

شــــــــــــــــــــــــــــهدای کربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا

 
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:شــــــــــــــــــــــــــــهدای کربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا

***** شوذب بن عبدالله*****

 

 

او از رجال شیعه و از معدود دلیران بنام و حافظ حدیث از امیرالمؤمنین علیه‏السلام بود، و مجلس حدیث داشت كه شیعیان نزد او آمده و اخذ حدیث مى‏كردند. با عابس بن ابى شبیب از كوفه به مكه آمد و نزد امام علیه‏السلام ماند تا روز عاشورا، و چون جنگ آغاز شد به مبارزه پرداخت. عابس او را طلب كرد و از تصمیم او مبنى بر یارى امام و شهادت در راه او سؤال كرد و او عزم خود را بر شهادت ابراز نمود و همانند دلیران به مبارزه پرداخت تا به شهادت رسید.

پنج شنبه 16 آذر 1391  8:14 PM
تشکرات از این پست
nooora
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:شــــــــــــــــــــــــــــهدای کربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا

****عابس بن ابى شب *****

 

 

او از قبیله بنى شاكر مى‏باشد كه طائفه‏اى است از همدان؛ عابس از رجال شیعه و از رؤساى آنها و مردى شجاع و خطیبى توانا و عابدى پر تلاش و متهجد بود.

عابس در روز عاشورا مى‏گفت: امروز روزى است كه باید تلاش كنیم براى سعادت خویش با هر چه در توان داریم زیرا بعد از امروز حساب است و عمل به كار نیاید.

آنگاه نزد امام حسین علیه‏السلام آمد و گفت: یا ابا عبدالله! به خدا سوگند روى زمین چه در نزدیك و یا دور كسى عزیزتر و محبوب‌تر از تو نزد من نیست، اگر من چیزى عزیزتر از جانم و خونم داشتم كه فدایت كنم و كشته شدن را از تو دفع كنم، هر آینه تقدیم مى‏كردم؛ سپس گفت: «السّلام علیك یا ابا عبدالله اشهد انى على هداك و هدى ابیك»؛ «سلام بر تو اى اباعبدالله، من گواهى مى‏دهم كه بر راه شما و پدر شما استوارم و به راه راست هدایت مى‏یابم.» سپس با شمشیر به سوى دشمن آمد.

ربیع بن تمیم گوید: چون دیدم كه عابس به سوى میدان مى‏آمد او را شناختم و سابقه او را در جنگ‌ها مى‏دانستم كه او شجاع‌ترین مردم است؛ به سپاه عمر بن سعد گفتم: این شخص شیر شیران است، این فرزند شبیب است، مبادا كسى به جنگ او رود؛ پس عابس مكرر فریاد مى‏زد و مبارز مى‏طلبید و كسى جرأت نمى‌كرد به میدان او رود.

عمر بن سعد گفت: حال كه چنین است او را سنگباران كنید، پس لشكر اینگونه كردند.

عابس كه چنین دید زره از تن به در كرد و كلاه خود از سر برداشت سپس بر سپاه كوفه حمله كرد.

ربیع بن تمیم مى‏گوید: سوگند به خدا او را دیدم كه بیش از دویست رزمنده را تار و مار كرد، پس بر او از هر طرف حمله بردند و او را شهید كردند، و من شاهد بودم كه سر عابس بن شبیب در دست مردانى بود و منازعه مى‏كردند، این مى‏گفت من عابس را كشته‏ام و دیگرى مى‏گفت من كشته‏ام. عمر بن سعد گفت: مخاصمه نكنید، سوگند به خدا یك نفر نمى‌تواند این مرد را كشته باشد.

پنج شنبه 16 آذر 1391  8:17 PM
تشکرات از این پست
nooora
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:شــــــــــــــــــــــــــــهدای کربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا

****حنظلة بن اسعد شبامى*****

 از بزرگان شیعه و مردى فصیح و شجاع و قارى قرآن بود، و فرزندى داشت به نام على كه در تاریخ از او یاد شده است. حنطله بعد ار ورود امام حسین علیه‏السلام به كربلا به اردوى آن حضرت ملحق شد و امام او را به عنوان رسول نزد عمر بن سعد مى‏فرستاد، و چون روز عاشورا فرا رسید نزد امام آمد و از آن حضرت براى جهاد اذن گرفت و در جلوى امام ایستاد و شروع به سخن گفتن با لشكر كوفه كرد و گفت: اى مردم! من بر عاقبت كار شما بیمناكم همانند روز احزاب و سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود، اى مردم! من از رسوائى شما در روز قیامت مى‏ترسم، آن روزى كه هیچ نگهدارنده‏اى جز خدا نیست و كسى كه گمراه شد راهى به سوى هدایت ندارد. اى مردم! حسین را نكشید كه خداوند شما را به عذاب خود مبتلا سازد و كسى كه افترا مى‏بندد، زیان خواهد بود.

امام حسین علیه‏السلام به او فرمود: هنگامى كه تو این گروه را به حق دعوت كردى و آنان نپذیرفتند و تصمیم به ریختن خون تو و یارانت گرفتند و دست خود را به خون برادران صالح تو آلوده كردند، اینها مستوجب عذاب شدند.

حنظله بن اسعد به امام علیه‏السلام عرض كرد: راست گفتى، فدایت شوم، آیا اجازه مى‏دهى كه به ملاقات پروردگارم شتافته و به برادرانم ملحق شوم؟

آن حضرت اجازه داد و فرمود: برو به سوى چیزى كه بهتر از دنیا و آنچه در آن است، جهانى كه حدى نپذیرد و سلطنتى كه زوال نیابد.

حنظله گفت: السلام علیك یا ابا عبدالله صلى الله علیك و على اهل بیتك، ملاقات ما و شما در بهشت!

امام فرمود: آمین! آمین!

سپس به سپاه كوفه حلمه كرد و سرانجام بر او حمله كردند و او را به شهادت رساندند.

جمعه 24 آذر 1391  1:31 AM
تشکرات از این پست
nooora
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:شــــــــــــــــــــــــــــهدای کربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا

*****یزید بن مغفل جعفى****

 او از شعراى خوب و از شجاعان شیعه و از اصحاب على علیه‏السلام در جنگ صفین بشمار مى‏رفت، او در مكه به همراه حجاج بن مسروق به امام حسین علیه‏السلام ملحق شد و روز عاشورا نزد امام حسین علیه‏السلام آمد و براى مبارزه اذن گرفت و به میدان رفت و این رجز را خواند:

انا یزید و انا ابن مغفلو فى یمینى نصل سیف مصقل اعلو به الهامات وسط القسطلعن الحسین الماجد المفضل ابن رسول الله خیر مرسل.

و آنچنان شجاعانه جنگید كه دشمن را به حیرت واداشت، و پس از آن كه گروهى را به قتل رسانید به فیض شهادت نائل آمد.

جمعه 24 آذر 1391  1:33 AM
تشکرات از این پست
nooora
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:شــــــــــــــــــــــــــــهدای کربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا

****حجاج بن مسروق الجعفى****

او از شیعیان و از اصحاب امیرالمؤمنین علیه‏السلام بود و در كوفه سكونت داشت، چون امام حسین علیه‏السلام به مكه عزیمت كرد، از كوفه به مكه آمد و پس از ملاقات با امام علیه‏السلام در خدمت او بود و در اوقامت نماز براى حضرت اذان مى‏گفت، و در روز عاشورا كه آتش جنگ شعله‌ور گردید حجاج بن مسروق پیش آمد و از امام اجازه جنگ گرفته به میدان رفت و مدتى مبارزه كرد و به طرف امام بازگشت، و در حالى كه بدنش غرق خون بود این رجز را مى‏خواند:

الیوم القى جدك النبیاثم اباك ذالندى علیا      ذاك الذى نعرفه الوصیا

امام علیه‏السلام فرمود: من هم به شما ملحق و آنان را ملاقات خواهم كرد، سپس حجاج بن مسروق به میدان بازگشت و آنقدر مبارزه كرد تا شهید شد.

جمعه 24 آذر 1391  1:35 AM
تشکرات از این پست
nooora
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:شــــــــــــــــــــــــــــهدای کربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا

*****زهیر بن قین بجلى*****

او مردى شجاع و شریف در قبیله خود بود و در كوفه اقامت داشت و شجاعت او در جنگ‌ها مشهور بود، در ابتداى كار از طرفداران عثمان بود و پس از ملاقات با امام حسین علیه‏السلام در اثر هدایت الهى از عقیده خود دست كشید و از شیعیان على و اهل‌بیت علیهم السلام شد و همراه امام حسین علیه‏السلام به كربلا آمد.

روز عاشورا بعد از گزاردن نماز با امام علیه‏السلام، دست خود را روى شانه امام نهاد و این رجز را خواند:

اقدم هدیت هادیا مهدیاالیوم تلقى جدك النبیا و حسنا و المرتضى علیا و ذاالجناحین الفتى الكمیا و اسدالله الشهید الحیا.

سپس به میدان آمد و مبارزه سختى با سپاه كوفه كرد تا آن كه یكصد و بیست نفر از آنان را به قتل رساند.

او از زمره اصحاب وفادارى بود كه پیشاپیش امام علیه‏السلام شمشیر مى‏زد تا به درجه والاى شهادت نائل آمد.

بشیر بن عبدالله شعبى و مهاجر بن اوس تمیمى بر او حمله برده و او را شهید كردند و امام حسین علیه‏السلام پس از شهادت او فرمود: اى زهیر! خدا تو را از لطف خود دور مدارد و قاتلان تو را همانند لعنت شدگان مسخ شده به لعنت ابدى خود گرفتار سازد.

وقتى كه خبر كشته شدن زهیر بن قین در ركاب امام علیه‏السلام به همسر با وفاى او رسید، به غلامش گفت: برو و مولایت زهیر را كفن كن، غلام زهیر وقتى كه بدن مطهر امام حسین علیه‏السلام را عریان در قتلگاه مشاهده كرد، با خود گفت: چگونه مولایم زهیر را كفن كنم ولى حسین علیه‏السلام را رها نموده و عریان بگذارم؟! به خدا سوگند كه چنین نكنم. پس امام را در پارچه‏اى كه همراه داشت پیچید و زهیر را با پارچه‏اى پاره كفن نمود.

جمعه 24 آذر 1391  1:42 AM
تشکرات از این پست
nooora
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:شــــــــــــــــــــــــــــهدای کربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا

*****سلمان بن مضارب****

 

او پسر عموى زهیر بن قین بود و همراه او به حج آمده بود، و چون زهیر در بین راه به امام حسین علیه‏السلام پیوست، سلمان بن مضارب نیز به امام ملحق گردید و به كربلا آمد و در روز عاشورا بعد از اداى نماز ظهر با امام، قبل از زهیر بن قین به شهادت رسید.

جمعه 24 آذر 1391  1:46 AM
تشکرات از این پست
nooora
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:شــــــــــــــــــــــــــــهدای کربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا

****ابو ثمامه صائدى****

نام او عمرو بن عبدالله بن كعب و از تابعین بود و مردى دلاور و از شخصیت‌هاى شیعه بشمار مى‏رفت. از اصحاب امیرالمؤمنین علیه‏السلام بود و در جنگ‌ها با آن حضرت شركت مى‏كرد، و بعد از امیرالمؤمنین از اصحاب امام حسن مجتبى علیه‏السلام گردید و در كوفه ماند، و چون معاویه مرد، به امام حسین علیه‏السلام نامه نوشت و او را دعوت كرد و از جمله فرماندهان مسلم بن عقیل بود كه با سپاهیان خود عبیدالله بن زیاد را در قصر دارالاماره محاصره كرد، و چون مردم از اطراف مسلم پراكنده شدند ابو ثمامه بصورت مخفیانه زندگى مى‏كرد و ابن زیاد شب و روز در جستجوى او بود! او با نافع بن هلال در اثناى راه به امام حسین علیه السلام ملحق گردید و در روز عاشورا پس از آن كه با امام حسین نماز گزارد به آن حضرت عرض كرد: یا ابا عبدالله! تصمیم گرفته‏ام كه به یاران خویش ملحق شوم، و ناخوش دارم كه زنده بمانم و تو را كشته ببینم.

امام علیه‏السلام به او اذن داد و فرمود: ما هم بعد از ساعتى به شما ملحق مى‏شویم؛ پس او سرگرم نبردى شدید با سپاه كفر شد تا بر تن او جراحات زیادى رسید و در این احوال مردى به نام قیس بن عبدالله صائدى كه پسر عموى او بود و با ابو ثمامه سابقه دشمنى داشت، او را به قتل رساند؛ و شهادت او بعد از شهادت حربن یزید ریاحى بود.

جمعه 24 آذر 1391  1:53 AM
تشکرات از این پست
nooora
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:شــــــــــــــــــــــــــــهدای کربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا

*****سعیدبن عبدالله حنفى*****

سعیدبن عبدالله در جلوى امام ایستاد و امام نمازگزارد و او در اثر تیرباران دشمن به روى زمین افتاد در حالى كه مى‏گفت: خدایا این گروه را لعنت كن همانند لعن قوم عاد و ثمود، و سلام مرا به پیامبرت برسان؛ همچنین گفت: پروردگارا! این زخم‌ها را براى درك ثواب تو در راه نصرت فرزند پیامبر تو بر جان خود خریدم.

آنگاه به طرف امام التفاتى كرده گفت: آیا به عهد خود وفا كردم اى پسر رسول خدا؟!

امام علیه‏السلام فرمود: آرى، تو در بهشت پیشاپیش من قرار خواهى داشت.

او در حالى به شهادت رسید كه سیزده تیر غیر از زخم نیزه و شمشیر بر بدنش فرو رفته بود، و چون امام علیه‏السلام از نماز فارغ شد به اصحابش فرمود: اى انصار من! این بهشت است كه درهاى آن به روى شما باز شده و نهرهاى آن جارى و میوه‏هاى آن آماده است، و این پیامبر خداست و اینان شهدایى كه در راه خدا كشته شده‏اند، منتظر قدوم شمایند، و شما را به بهشت بشارت مى‏دهند، پس از دین خدا و دین پیامبر حمایت و از حرم پیامبر دفاع كنید.

اصحاب به امام عرض كردند: جان‌هاى ما فداى تو باد و خون‌هاى ما نگاهدارنده خون تو، به خدا سوگند كه هیچ گزندى به تو و حرم تو نمى‌رسد مادامى كه از ما كسى زنده باشد

جمعه 24 آذر 1391  1:57 AM
تشکرات از این پست
nooora
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:شــــــــــــــــــــــــــــهدای کربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا

****حربن یزید ریاحى****

حر مردى شریف در میان قوم خود بود، و عاقبت به نداى حق لبیك گفت و با شادى به استقبال شهادت رفت و فرزند پیامبر را یارى كرد. او دلیرانه مى‏جنگید و رجز مى‏خواند:

انى انا الحر و مؤوى الضیفاضرب فى اعراضكم بالسیف عن خیر من حل بلاد الخیفا ضربكم ولا آرى من حیف

حربن یزید به اتفاق زهیر بن قین با دشمن پیكار مى‏كردندو چون یكى از آنها در محاصره دشمن قرار مى‏گرفت دیگرى او را از محاصره دشمن بیرون مى‏آورد و ساعتى بر این روال پیكار كردند تا اسب حربن یزید جراحاتى برداشت و او همچنان سواره پیكار مى‏كرد و شعر مى‏خواند تا این كه مردى به نام یزید بن سفیان كه با او دشمنى دیرینه داشت در اثر فتنه انگیزى حصین بن نمیر كه به او گفت: این حربن یزید است كه تو مى‏خواستى او را به قتل برسانى، به حربن یزید حمله كرد ولى حر به او امان نداد و او را از دم شمشیر گذراند. پس شخصى به نام ایوب بن شرح، تیرى به اسب حر زده و او را از پاى در آورد، حر به ناچار از اسب پیاده شد و پیاده مى‏رزمید تا چهل و چند نفر را به قتل رساند. در این احوال لشكر پیاده نظام ابن سعد بر او حمله‏ور شده و او را كشتند، اصحاب امام با شتاب به سوى او شتافته و او را در برابر خیمه‏اى كه مى‏جنگید قرار دادند، امام علیه‏السلام بر بالین او نشست و خون از چهره حر پاك كرد و این جملات را فرمود: تو حر و آزاده‏اى همانگونه كه مادرت بر تو نام نهاد، تو در دنیا و آخرت حر و آزاده‏اى.

در مرثیه حر، یكى از اصحاب امام حسین این شعر را سرود:

لنعم الحر حر بنى ریاحصبور عند مشتبك الرماح و نعم الحر اذ فادى حسینا و جاد بنفسه عند الصباح.

و بعضى این اشعار را به على بن الحسین علیه‏السلام نسبت داده‏اند، و بعضى هم گفته‏اند كه خود امام حسین علیه‏السلام آنها را انشأ فرموده‌اند.

جمعه 24 آذر 1391  2:02 AM
تشکرات از این پست
nooora
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:شــــــــــــــــــــــــــــهدای کربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا

****ابو الشعثأ كندى*****

نام او یزید بن زیاد است و با عمر بن سعد به كربلا آمده بود، و چون كار به مقاتله انجامید، و سخنان امام را رد كردند، به جانب حسین علیه‏السلام آمد.

او كه تیرانداز ماهرى بود در برابر امام حسین علیه‏السلام زانو زد و صد تیر به سوى دشمن پرتاب كرد و امام مى‏فرمود: خدایا! تیرهاى او را به هدف بنشان و بهشت خود را پاداش او قرار ده! و هنگامى كه تیرهاى او تمام شد، در حالى كه بپا مى‏خواست گفت: پنج تن از سپاه عمر بن سعد را كشتم، سپس بر سپاه دشمن حمله كرد و نوزده نفر را به قتل رساند و بعد به شهادت رسیداو هنگام حمله این رجز را مى‏خواند:

"انا یزید و ابى‌مهاجر اشجع من لیث نبیل خادر یارب انى للحسین ناصر ولا بن سعد تارك و هاجر

جمعه 24 آذر 1391  2:07 AM
تشکرات از این پست
nooora
babak110
babak110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : ایران عزیز

پاسخ به:شــــــــــــــــــــــــــــهدای کربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا


نقل قول tahmores

اسامیه شهدای کربلا

1- ادهم بن امیه

2 - امیْ بن سعد

3 - بشر بن عمر

4 - جابر بن حجاج

5 - حباب بن عامر

6 - جبلة بن علی

7 - جنادة بن كعب

8 - جندب بن حجیر كندى

9 - جوین بن مالك

10 - حارث بن امرئ القیس

11 - حارث بن نبهان

12 - حجاج بن بدر

13 - حلاس بن عمرو

14 - زاهر بن عمرو

15 - زهیر بن سلیم

16 - سالم (غلام عامر بن مسلم )

17 - سالم بن عمرو

18 - سوار بن ابى حمیر

19 - شبیب بن عبدالله

20 - عائذ بن مجمع

21 - عامر بن مسلم

22 - عبدالله بن بشیر

23 - عبدالله بن یزید

24 - عبیدالله بن یزید

25 - عبدالرحمن بن عبد الرب

26 - عبدالرحمن بن مسعود

27 - عمر بن ضبیعه

28 - عمار بن حسان

29 - عمار بن سلامه

30 - قاسم بن حبیب الأزدى

31 - قاسط بن زهیر

32 - كردوس بن زهیر

32 - كنانة بن عتیق

34 - مسلم بن كثیر

35 - مسعود بن حجاج

36 - مقسط بن زهیر

37 - نصر بن ابى نیزر

38 - نعمان بن عمرو الراسبى

39 - نعیم بن عجلان

40 - زهیر بن بشر الخثعمى

41_ - عبدالله بن عمیر:

42_43_ سیف بن الحارث، مالك بن عبدالله:

44- عمرو بن خالد الصیدواى

 45- سعد مولاى عمرو

 46- جابر بن حارث

47 - مجمع بن عبدالله

48_- بریر بن خضیر

49- عمرو بن قرظة بن كعب انصارى

50_ 51- سعد بن حارث، ابو الحتوف بن حارث

52_نافع بن هلال

53مسلم بن عوسجه
54- ابو الشعثأ كندى
55_حبیب بن مظاهر
56_سعیدبن عبدالله حنفى
57_ابو ثمامه صائدى
58_زهیر بن قین بجلى
59_سلمان بن مضارب
60_یزید بن مغفل جعفى
61_حجاج بن مسروق الجعفى
62_عابس بن ابى شبیب
63_حنظلة بن اسعد شبامى
64_شوذب بن عبدالله
65_جَون بن ابى مالك
66_عبدالرحمن الارحبى
67- غلام تركى
ا68_نس بن حارث
69_70عبدالله بن عروه، عبدالرحمن بن عروه
71_عمرو بن جناده
72_واضح التركى
73_رافع بن عبدالله
74_یزید بن ثبیط
75- بكر بن حى

76_سوید بن عمرو
77_منجح
78_یحیى المازنى
79_عبدالرحمن بن عبدالله الیزنى
80_قرة بن ابى قرة
81_انیس به معقل
82_قعنب بن عمر
83_عقبة بن صلت
84_زیاد بن عریب
85_حبشى بن قیس بن سلمه
86_وهب بن حباب كلبى
89_عباد بن مهاجر
90_مجمع بن زیاد
91_ضر غامة بن مالك
92_مجمع بن زیاد
 

سلام دوست بزرگوار ؛می تونم بپرسم منبع مطالبتون از کجاست؟!؟!؟!

 

خدایا چنان کن سرانجام کار                  تو خشنود باشی و ما رستگار

جمعه 24 آذر 1391  4:17 AM
تشکرات از این پست
nooora
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:شــــــــــــــــــــــــــــهدای کربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا


نقل قول babak110

نقل قول tahmores

اسامیه شهدای کربلا


 

سلام دوست بزرگوار ؛می تونم بپرسم منبع مطالبتون از کجاست؟!؟!؟!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~`  

با سلام

دوست عزیز  من از چند کتاب  وسایت  معتبراستفاده کرده ام  انشا الله در پایان به همه منابع با آدرس کامل اشاره خواهم کرد

 با استعانت  از خدا 



 



 

یک شنبه 26 آذر 1391  8:03 PM
تشکرات از این پست
nooora
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:شــــــــــــــــــــــــــــهدای کربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا

*****سعد بن حارث، ابو الحتوف بن حارث*****

این دو برادر با عمر بن سعد به كربلا آمده بودند، و چون روز عاشورا شد و امام حسین علیه‏السلام ندا مى‏كرد: «الا من ناصر ینصرنا» و زنان و كودكان با شنیدن صداى امام علیه السلام شیون مى‏كردند، از دیدن این منظره، تاب نیاوردند و شمشیر به روى سپاه كوفه و دشمنان امام حسین علیه‏السلام كشیدند و آنقدر مبارزه خود را ادامه دادند تا شهید شدند.

یک شنبه 26 آذر 1391  8:07 PM
تشکرات از این پست
nooora
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:شــــــــــــــــــــــــــــهدای کربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا

*****سیف بن الحارث، مالك بن عبدالله*****

این دو برادر مادرى به همراه غلامشان شبیب روز عاشورا هنگامى كه امام حسین علیه‏السلام را در آن حال مشاهده كردند، گریه كنان به خدمت امام آمده و به اردوى او ملحق شدند.

امام علیه‏السلام به آنها فرمود: اى فرزندان برادرم! چرا مى‏گریید؟! به خدا سوگند بعد از گذشت ساعتى چشمانتان روشن خواهد شد.

گفتند: خدا ما را فداى تو گرداند، بر خود نمى‏گرییم بلكه گریه مى‏كنیم براى این كه شما را در محاصره این گروه مى‏بینیم و قدرت نداریم تا به چیزى بیش از جانمان از تو حمایت كنیم!

امام علیه‏السلام فرمود: خدا شما را به خاطر این همراهى و یارى، بهترین پاداشى كه به متقین مى‏دهد، عطا نماید.

این دو برادر ایستاده بودند و حنظلة بن اسعد مردم كوفه را موعظه مى‏نمود و مبارزه كرد تا به شهادت رسید، آنگاه این دو برادر به سوى سپاه كوفه حركت كرده و روى به امام حسین علیه‏السلام نموده گفتند: السلام علیك یابن رسول الله! امام علیه‏السلام فرمود: رحمت و سلام و بركات خدا بر شما باد.

پس در حالى كه هماهنگ مبارزه مى‏كردند و یكى از دنبال دیگرى بود، هر دو به فیض شهادت نائل آمدند.

 

یک شنبه 26 آذر 1391  8:10 PM
تشکرات از این پست
nooora
دسترسی سریع به انجمن ها