******وهب بن حباب كلبى******
وهب بن حباب اذن جهاد گرفت و رهسپار میدان گردید، قتالى نیكو با دشمن نمود و بر سختیها و ناراحتیها شكیبائى كرد، و برگشت به سوى همسر و مادرش كه در كربلا به او بودند، پس به مادرش گفت: آیا از من راضى شدى؟
گفت: از تو راضى نشوم مگر آن زمان كه پیش روى حسین و در راه او كشته گردى.
همسرش به او گفت: مرا به ماتم خویش اندهناك مكن.
مادرش گفت: اى پسرك من! از تقاضاى همسرت روى گردان و برابر حسین علیهالسلام مقاتله كن تا به شفاعت جدش در روز قیامت نائل شوى .
پس جنگید تا دستانش قطع شد؛ همسرش چوبى را به دست گرفت و سوى او روانه شد و به او گفت: پدر و مادرم به فدایت، از حرم پیامبر دفاع كن و مقاتله نما.
وهب خواست او را بازگرداند، امتناع كرد، امام حسین علیهالسلام به او گفت: بازگرد خدا تو را از اهلبیت جزاى خیر دهد؛ پس به خیمهها باز گشت و وهب مقاتله نمود تا به شهادت رسید.