پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
از صبح ازل دل شده دیوانه مهدی مبهوت و خمار از می میخانه مهدی محبوب خدا می شود اندر همه عالم دیوانه شود هر که ز پیمانه مهدی فردوس برین را بدهم تا که دهندم دیداری از آن صورت جانانه مهدی ما را فقط این بس که ببینیم و بمیریم ان دیده جادوئی و مستانه مهدی
از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست
فرزند آن بشکسته پهلو خواهد آمد
با رمز یاالله و یا هو خواهد آمد والفجر یعنی شیعیان وقتی نمانده
با ذو الجناح و ذوالفقار، او خواهد آمد
از تمام داشته هایت خدا را جدا کن بعد بین چه داری،و به همه کمبود هایت که از ام می نالی خدا را اضافه کن وبیین دیگرچه کم داری
کدامین شب از آن شب تیره تر بود / که زهرا حایل دیوار و در بود
شبی کاندر هجوم تیغ بیداد / سرت را سینه زهرا سپر بود . . .
یا فاطمه (س)
چرا هوا زمستونیه دیوار خونمون خونیه در خونه پر از هیزمه مادر کجایی هوای کوچمون مه شده گلای باغچمون له شده حیاتمون پر از مردمه مادر کجایی از آتیشه در شعله ور هنوز داره زبونه میاد داریم میمیریم از دلحوره صدای تازیونه میاد نکنه بوی آتیش از چادر مادر ای خدا نکنه خون چادرش کاره میخه در ای خدا خدا خدا ای خدا واویلا ببار ای بارون ببار ، شبیه مجنون ببار به حاله ما خون ببار ، ای بارون دیگه نفس نداری ولی ، بیا بازم بگو یا علی پاشو تا پرپر نشد تنت ، بریم توخونه بذار بگن علی بی کسه ، کسی به دادش نمیرسه تو رو خدا تا نکشتنت ، بریم تو خونه مادر ببین اشکه زینب ، ببین که بیقراره علی نذار ببینن تو کوچه ها ، شکسته ذوالفقار علی دیگه چشای مادرم منو نمیبینه ای خدا آخه بابامو میبرن تمومه مدینه ای خدا خدا خدا ای خدا واویلا ببار ای بارون ببار ، شبیه مجنون ببار به حال ما خون ببار ، ای بارون نکنه بوی آتیش از چادر مادر ای خدا نکنه خون چادرش کاره میخه در ای خدا خدا خدا ای خدا واویلا ببار ای بارون ببار ، شبیه مجنون ببار به حاله ما خون ببار ، ای بارون میخه دره که داغ هنوز ، پای دلت بسازو بسوز میکشی مرهم خاک و خون ، به زخم پهلوت خاکا با خونه تو گل شدن ، همه مدینه قاتل شدند غلاف سرد شمشیرشون شکسته با زور بیا کمک زینبم بیا ، یه پارچه روی زخماش بذار آتیش چه کرده با چادرش ، برو براش یه چادر بیار حاله دل بابامون کسی نمی دونه ای خدا بعید دیگه مادرم برسه به خونه ای خدا خدا خدا ای خدا واویلا ببار ای بارون ببار ، شبیه مجنون ببار به حال ما خون ببار ، ای بارون کسی تو مدینه به یاری ما نمیرسه چه قیامتی صدا به صدا نمیرسه یه طرف آتیش دل ، یه طرف آتش هیزم یه طرف گریه ما ، یه طرف خنده مردم در آتیش گرفته روی گله پرپر افتاد
دود بود و دود بود و دود بود گل میان آتش نمرود بود شعله می پیچید بر گرد بهار خون دل می خورد تیغ ذوالفقار
دود بود و دود بود و دود بود گل میان آتش نمرود بود شعله می پیچید بر گرد بهار خون دل می خورد تیغ ذوالفقار یک طرف گلبرگ اما بی سپر یک طرف دیوار بود و میخ در میخ یاد صحبت جبریل بود شاهد هر رخصت جبریل بود قلب آهن را محبت نرم کرد میخ از چشمان زینب شرم کرد شعله تا از داغ غربت سرخ شد میخ کم کم از خجالت سرخ شد گفت با در رحم کن سویش مرو غنچه دارد، سوی پهلویش مرو حمله طوفان سوی دود شمع کرد هرچه قوت داشت دشمن جمع کرد روز، رنگ تیره ی شب را گرفت مجتبی چشمان زینب را گرفت پای لیلی چشم مجنون می گریست میخ بر سر می زد و خون می گریست جوی خون نه تا به مسجد رود بود دود بود ودود بود و دود بود
گمشده نسل من اعتماد است نه اعتقاد...
اما افسوس ک نه براعتماد اعتقادیست و نه بر اعتقادشان اعتماد!!!
حواسمون ب بعضی حرف ها و بعضی کارا باشه
چون خیلی وقتا ببخشید کار چسب زخمو نمی کنه!!!
خدایا دراین روزهای سخت زندگی مارا تنها مگذار مبادا به شیطان پناه بریم... آمین
خداونداعزیزانی دارم آیینه تمام نمای عشق رسمشان معرفت" یادشان صفای دل" پس آنگاه كه دست نیاز بسویت می آورندپركن ازآنچه درمرام خدایی توست.
یادت هست وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد، بهت چی گفت؟؟ : "جایی که میری مردمی داره که می شکننت، نکنه غصه بخوری! من همه جا باهاتم، تو تنها نیستی . تو کوله بارت عشق میذارم که بگذری، قلب میذارم که جا بدی، اشک میدم که همراهیت کنه،... و مرگ، که بدونی بر می گردی پیشم."
آتش از اندوه هجران بهتر است بی قرارم کردی و گفتی صبوری بهتر استمن نمی دانم کجا خواندم ، که یادم داده است ؟ یار وقتی در کنارت نیست ، کوری بهتر است ...
السلام علیک یا فاطِمَهَ الزَّهْراَّءُ ، یا بِنْتَ مُحَمَّدٍ ، . یا قُرَّهَ عَیْنِ الرَّسُولِ یا سَیِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا ، . اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکِ اِلَى اللّهِ، . وَ قَدَّمْناکِ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا ، . یاوَجیهَهً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعى لَنا عِنْدَ اللّهِ