0

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

ﻣﯿﺎﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﻣﯽ ﭘﯿﺠﺪ ، ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ
ﺑﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﺁﺗﺶ ، ﻏﻢ ﺷﺒﻬﺎﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ
ﭼﻨﺎﻥ ﻭﺍﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺍﺯﺧﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﯿﮕﺮﯾﺰﺩ ﻏﻢ
ﻣﻨﻢ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ، ﻣﻨﻢ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ
ﭼﻪ ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ ﺯ ﺣﺎﻝ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺍﻧﺪﻭﻫﻢ
ﺳﺮﻡ ماﻭﺍﯼ ﺳﻮﺩﺍﻫﺎ ، ﺩﻟﻢ ﺻﺤﺮﺍﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ
ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﺎﻋﺖ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ به خواب ﺧﻮﺵ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺘﻪ
ﻣﯿﺎﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﺐ ، ﺷﺪﻡ ﻫﻤﭙﺎﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ
ﺷﺒﯽ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﺎ ﯾﺎﺩﺕ ﻧﻬﺎﻧﯽ ﺍﺷﮏ ﺑﺎﺭﯾﺪﻡ
ﺻﻔﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺩﺭ ﺁﻥ ، ﺷﺐ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ .

پنج شنبه 14 فروردین 1393  7:01 PM
تشکرات از این پست
AliFanoodi nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

اگر ترا حاجتی است فاطمه را صدابزن

کند به ما عنایتی فاطمه را صدا بزن

علاج دردهای ما بسته به لطف او بود

دهد به ما سلامتی فاطمه را صدا بزن

یا مولاتی فاطمه اغیثینی اجرتان بر زهرا

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

پنج شنبه 14 فروردین 1393  8:12 PM
تشکرات از این پست
AliFanoodi 09303495228
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

آري آري نوجواني مي‌توان از سر گرفتن

گر توان با نوجوانان ريخت طرح زندگاني

شهريار

پنج شنبه 14 فروردین 1393  8:30 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh AliFanoodi
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

زهرایت ای علی جزنیمه جان ندارد

امید زنده ماندن در این جهان ندارد

خواهم که اشک غربت از چهرات بگیرم

شرمنده ام که دیگر دستم توان ندارد

جز فضه کس نداند در پشت در چها شد

من لب نمی گشایم محسن زبان ندارد

هرکس سراغم آمد با او بگو که زهرا

قدرش عیان نگردید قبرش نشان ندارد

حتی یهودیان هم در خانه در امانند

در بین خانه ی خود زهرا امان ندارد

 

پنج شنبه 14 فروردین 1393  8:38 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh AliFanoodi
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

دل تنگم ، خیلی چیزها می خواهد بگوید ، که همان چیزها قدرت تکلم را از من می گیرند . در اتاق تاریکم ، سرد و بی روح در رویاهایم پرسه می زنم . غم هایم را بر دوش می کشم تا شاید جای مناسبی برای آنها پیدا کنم ولی افسوس که غمهایم دست بردار نیستند و از من جدا نمی شوند .

خدای من پس کجایی ؟ من مُردم از این تنهایی ، به یاد می آورم چه شبهایی را که پر از شور بودم و برق چشمانم شب را روشن می کرد و مرا بیدار. من که سرمست بودم از این مردم ، من که دست شفقتم را از هیچ کس دریغ نمی کردم ؟! چه شبها که مرحم زخم گریه های بی پایانم شدم . چه شبها که سر به دوش تنهایی گذاشتم و تا صبح باریدم ؛ چه شبها که نبودم و کسی سراغی از دل غم زده ام نگرفت . 

مگر من چه کرده بودم که سزایش این بی کسی بود ؟ مگر کدام دل را شکستم که شیشه دلم این چنین خرد شد ؟ خیلی سخت است چیزی را داشته باشی و آن را از تو بگیرند ، پس بهتر که از اول نداشته باشی تا در حسرتش نسوزی .

پنج شنبه 14 فروردین 1393  8:57 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh AliFanoodi
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

خدایا ! مرا با خود ببر که هیچ کسی را نبینم . خسته شدم از این چهره های تکراری و بی رمغ . هر وقت دلم میگیره می نویسم ، هروقت دلم می گیره می گویم . شاید تو نه نوشته های مرا بخوانی و نه به حرفهایم گوش دهی ولی باز می نویسم ... بالاخره یک نفر پیدا می شود جوابم دهد ، دستانم را بگیرد و به من بگوید من هستم ، تا آخرش پشتت می مانم و تنهایی رو از تو می ربایم . 

 

من بودن را دوست ندارم ، بودنی که همراه با نبودن است را نمی خواهم . چشمانم را می بندم و قدم بر می دارم ، قدم به سوی مزرعه ی خواهش تا از برکه ی مرگ آب بنوشم . سوار بر نسیم تنهایی به سمت شب می روم تا با ستاره ها خلوت کنم ، تا از آفتابگردانها وفاداری را بیاموزم که چگونه تا آخر عمر به خورشید وفادار می ماند و شبها سرش را پایین می اندازد تا با چشمک ستاره ها به خورشید خیانت نکند .

رهگذر جاده های شب شوم و همسفر تنهایی .

خدایا مگر چه می شود عاشقان را به جرم عاشقی به حبس ابد زندان تنهایی محکوم نکنند . یعنی می رسد روزی که بدون ترس و واهمه در کوچه قدم برداشت ؟ ترس از اینکه مبادا کسی چپ چپ به تو نگاه کند . ترس از اینکه مسافری را که سوار کرده ای رگ هستی تو را پاره کند و دار و ندارت را به باد فنا دهد . 

 

آری الان در این زمانه برادر به خواهر چشم بد دارد . سهم من از این گیتی فقط ترس و تردید است .

قلمم دیگر تحمل این همه ننگ و بدبختی و تنهایی را ندارد و زیر نوشته هایم فریاد سر می دهد ، دفترم برایم اشک می ریزد و می گوید : 

 

تمامش کن و من تمامش می کنم ...

کوه چون سنگ بود تنها شد و یا چون تنها بود سنگ شد ؟

من که نه سنگ بودم و نه کوه پس چرا تنها شدم ؟؟؟؟

 

پنج شنبه 14 فروردین 1393  8:58 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh AliFanoodi
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

الا اي چاه ! يارم را گرفتند
گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند
ميون كوچه‌ها با ضرب سيلي
همه دار و ندارم را گرفتند

پنج شنبه 14 فروردین 1393  9:06 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh AliFanoodi
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

در حریم فاطمیّه مرغ دل پر می زند
ناله از مظلومی زهرای اطهر می زند

پنج شنبه 14 فروردین 1393  9:11 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh AliFanoodi
mgmoheby1
mgmoheby1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 5196
محل سکونت : تهران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

مـــــردهـــــا کـــه گـــریــــه نـمـی کـنـنـــــد مـردهــــا وقتــی بغــــض گـلــویــشـــــان را مـی فـشــــــارد در چـــــــــاه فـریـــــاد مـی زنـنـــــــد .ایام فاطمیه تسلیت.
پنج شنبه 14 فروردین 1393  9:47 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh nargesi AliFanoodi
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

دکتر شریعتی:

خواستم بگویم، كه فاطمه دختر محمد است.

دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم، كه فاطمه همسر علی است.

دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم، كه فاطمه مادر حسین است.

دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم، كه فاطمه مادر زینب است.

باز دیدم كه فاطمه نیست.

نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.

«فاطمه، فاطمه است»

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

پنج شنبه 14 فروردین 1393  9:48 PM
تشکرات از این پست
nargesi AliFanoodi
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

شنیده می‌شود از آسمان صدایی که...

کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ...

نبود هیچ کسی جز خدا، خدایی که...

نوشت نام تورا، نام آشنایی که

پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد

نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد

نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد

دلیل خلق زمین و زمان معین شد

نوشت فاطمه؛ یعنی، خدا غزل گفته است غزل قصیده‌ی نابی که در ازل گفته است

نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد

ز درک خاک مقام فراتری دارد

خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد

درون خانه بهشت معطری دارد

پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت برای وصف تو از عرش واژه بر می‌داشت

چرا که روی زمین واژه‌ی وزینی نیست

و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست

و جای صحبت این شاعر زمینی نیست

و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست

خدا فراتر از این واژه‌ها کشیده تورا گمان کنم که تورا، اصلا آفریده تورا

که گرد چادر تو آسمان طواف کند

و زیر سایه ی آن کعبه اعتکاف کند

ملک ببیند و آنگاه اعتراف کند

که این شکوه جهان را پر از عفاف کند

کتاب زندگی‌ات را مرور باید کرد مرور "کوثر" و "تطهیر" و "نور" باید کرد

در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود

و وصف مردمش الهَیکم التکاثر بود

درون خانه‌ی تو نان فقر آجر بود

شبیه شعب ابی طالب از خدا پر بود

بهشت عالم بالا برایت آماده است حصیر خانه ی مولا به پایت افتاده است

به حکم عشق بنا شد در آسمان علی

علی از آن تو باشد... تو هم از آن علی

چه عاشقانه همه عمر مهربان علی!

به نان خشک علی ساختی، به نان علی

از آسمان نگاهت ستاره می‌خواهم اگر اجازه دهی با اشاره می‌خواهم

به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم

کنار شعر دو رکعت نشسته بنویسم

شکسته آمده‌ام تا شکسته بنویسم

و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده و مادری کن و این‌بار هم اجازه بده

به افتخار بگوییم: از تبار توایم

هنوز هم که هنوز است بی قرار توایم

اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم

کنار حضرت معصومه در کنار توایم

فضای سینه پر از عشق بی کرانه ی توست کرم نما و فرود آ که خانه، خانه‌ی توست

جمعه 15 فروردین 1393  1:03 AM
تشکرات از این پست
nargesi AliFanoodi nazaninfatemeh
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

جوون امام رضا می خونه کجایی مادر من
روی خاک حجره غریبونه، میسوزه پیکر من
چشام گریونه
دلم پر خونه
لبام روضه می خونه
ای خدا خون شده دلِ دلبر رضا
از عطش خم شده، گل پر پر رضا
دست و پا میزنه، علی اکبر رضا
واویلا واویلا
کبوترا تو آسمون با هم، پرا رو وا میکنن
یه سایه بونی رو تن آقا، میان به پا میکنن
توی آفتاب، دلش بی تابه
هنوز تشنه ی آبه
آسمون محو دیدن روی ماهشه
عمریه دردِ بی کسی تو نگاهشه
پای من خونه ی خودش قتله گاهشه
ای خدا خون شده دلِ دلبر رضا
از عطش خم شده، گل پر پر رضا
دست و پا میزنه، علی اکبر رضا
واویلا واویلا
من پای خود ز سوز عطش بر زمین زدم
او هم به پایکوبی خود افتخار کرد
من از شراره ی جگرم ناله میزدم
او میشنید و خنده ی دیوانه وار کرد
می مونه بی غسل و کفن اینجا، سه روز اگه بدنش
شبیه حسین نمیشه غارت، انگشتر و پیرهنش
داره میمیره، عزا میگیره، دلش کربلا میره
افتاد از بام خونه تا پیکر آقا
شادی کرد، تو کوچه چقدر همسر آقا
اما کی رفته رو نوک نی سر آقا

جمعه 15 فروردین 1393  1:32 AM
تشکرات از این پست
nargesi AliFanoodi nazaninfatemeh
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

رواق منظر چشم من آشیانه توست

کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست

جمعه 15 فروردین 1393  2:23 AM
تشکرات از این پست
nargesi AliFanoodi nazaninfatemeh
nargesi
nargesi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1392 
تعداد پست ها : 3783
محل سکونت : ...

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

آرامش یعنی:
نگاه به گذشته و شکر خدا
نگاه به آینده و اعتماد به خدا
نگاه به اطراف و جستجوی خدا
نگاه به درون و دیدن خدا!

جمعه 15 فروردین 1393  1:41 PM
تشکرات از این پست
ke2014 AliFanoodi nazaninfatemeh
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

دلم ز روز ازل مبتلای زهرا بود

غلامِ خانه به دوشی برای زهرا بود

نه من، که عالَم امکان سراسرش هر دم

ز روز اوّل خلقت، گدای زهرا بود . . .

 

جمعه 15 فروردین 1393  5:55 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh AliFanoodi
دسترسی سریع به انجمن ها