مقالات روانشناسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

3 : پژوهش هاي نوين روانشناختي (روانشناسي دانشگاه تبريز) پاييز 1389; 5(19):47-67.
 
بررسي مقايسه اي تزريق درون صفاقي اکستازي، کريستال، شيشه و هروئين بر يادگيري اجتنابي منفعل در موش صحرايي نر
 
حاتمي حميرا,ببري شيرين,قره باغي پريزاد
 
 
 

در چند سال اخير مصرف مواد محرک روان گردان در ايران رشد چشمگيري را نشان مي دهد. از مواد مخدري که توسط جوانان ايراني مورد استفاده قرار مي گيرد مي توان به اکستازي، کريستال، شيشه و هروئين اشاره نمود. مشخص شده که اين ترکيبات سبب تخريب پايانه هاي عصبي دوپامينرژيک و سروتونرژيک در مغز شده و با تهي کردن مغز از اين انتقال دهنده هاي عصبي، سبب اختلال در برخي فعاليت هاي حافظه و يادگيري مي گردد. هدف پژوهش حاضر، بررسي مقايسه اي تزريق درون صفاقي اکستازي، کريستال، شيشه و هروئين بر حافظه و يادگيري اجتنابي غيرفعال در موش صحرايي رت است تا مشخص شود کدام يک از اين ترکيبات بيشترين اثر تخريبي را روي حافظه دارد. در اين تحقيق از 105 سر موش صحرائي نر استفاده شد. تست حافظه اجتنابي غيرفعال در جانوران در دستگاه شاتل باکس صورت گرفت. براي تحليل داده هاي پژوهش از تحليل واريانس يک متغيره (ANOVA) استفاده شد و در مواردي که اختلاف معني دار وجود داشت از آزمون توکي براي روشن شدن اختلاف بين گروه ها استفاده گرديد. نتايج تحقيق حاضر نشان داد که تزريق درون صفاقي هر چهار ماده ذکر شده (با سه دوز 15، 10، 5 ميلي گرم/گيلوگرم) به طور معني داري زمان تاخير در ورود به اتاق تاريک را کاهش مي دهد. بنابراين هر چهار ماده مخدر ذکر شده به طور معني داري سبب تخريب حافظه و يادگيري مي شوند و از بين اين مواد، کريستال در هر سه دوز بيشترين اثر تخريبي را روي حافظه دارد.

 
كليد واژه: يادگيري اجتنابي منفعل، اکستازي، کريستال، شيشه، هروئين
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  5:14 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 4 : پژوهش هاي نوين روانشناختي (روانشناسي دانشگاه تبريز) پاييز 1389; 5(19):69-89.
 
بررسي رابطه دينداري و وضعيت اقتصادي-اجتماعي دانشجويان با رضايت از زندگي: با تعديل گري مولفه هاي سلامت رواني
 
رضاپور يوسف,فتحي آيت اله,سرداري مرضيه,شيرعلي پور اصغر
 
 
 

هدف اين پژوهش بررسي عوامل تاثيرگذار بر رضايت از زندگي دانشجويان دانشگاه تبريز با توجه به متغيرهاي درونزاد و برونزاد مانند وضعيت اقتصادي - اجتماعي، دينداري و مولفه هاي سلامت رواني مي باشد. در اين راستا تعداد 495 نفر از دانشجويان (246 دختر و 249 پسر) به پرسشنامه هاي دينداري، سلامت روان و رضايت از زندگي به همراه پرسشنامه جمعيت شناختي پاسخ دادند. براي تجزيه و تحليل داده ها از روش تحليل مسير و نرم افزار LISREL استفاده شد. تحليل داده ها نشان داد که اثر مستقيم دينداري بر مولفه هاي سلامت روان و رضايت از زندگي معني دار است. همچنين اثر مستقيم اضطراب، کارکرد اجتماعي و افسردگي بر رضايت از زندگي معنادار است و اثر متغير وضعيت اقتصادي - اجتماعي بر متغيرهاي درونزاد پژوهش (مولفه هاي سلامت روان و رضايت از زندگي) به غير از اضطراب معنادار به دست نيامد، و علاوه بر اين رابطه نشانه هاي جسماني با رضايت از زندگي و رابطه دينداري با نشانه هاي جسماني غيرمعنادار گزارش شد. مسير غيرمستقيم اثر دينداري بر رضايت از زندگي با احتمال 95 درصد معنادار مي باشد. به اين معني که دينداري از طريق اثر بر اضطراب، افسردگي، نشانه هاي جسماني و کنشوري اجتماعي بر رضايت از زندگي تاثير دارد. ميزان واريانس تبيين شده رضايت از زندگي به واسطه متغيرهاي پيش بين 23 درصد مي باشد که از نظر آماري معنادار است.

 
كليد واژه: رضايت از زندگي، دينداري، سلامت رواني، وضعيت اقتصادي- اجتماعي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  5:15 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 5 : پژوهش هاي نوين روانشناختي (روانشناسي دانشگاه تبريز) پاييز 1389; 5(19):91-111.
 
اثربخشي روش هاي آموزش مستقيم، آموزش شناختي اخلاق، شفاف سازي ارزش ها، و تلفيقي بر قضاوت اخلاقي دانش آموزان
 
فريد ابوالفضل,سعدي پور اسماعيل,كريمي يوسف,فلسفي نژاد محمدرضا
 
 
 

پژوهش حاضر با هدف تعيين تاثير روش هاي آموزش مستقيم، شفاف سازي ارزش ها، شناختي اخلاق و تلفيقي بر قضاوت اخلاقي دختران دبيرستاني صورت گرفت. شرکت کننده هاي اين پژوهش را 116 نفر از دانش آموزان دختر اول دبيرستاني ناحيه چهار تبريز تشکيل مي دادند که به صورت تصادفي خوشه انتخاب شدند و در 5 گروه 23 نفري جايگزين شدند. 4 گروه يکي از روش هاي آموزشي را دريافت نمودند و يک گروه هم به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. به منظور جمع آوري داده ها از آزمون قضاوت اخلاقي DIT (آزمون مباحث معين) جيمز رست استفاده شد. براي تجزيه و تحليل داده ها ازروش تحليل کوواريانس استفاده شد. نتايج تحقيق نشان داد که روش هاي آموزشي باعث افزايش و بالا رفتن قضاوت اخلاقي دانش آموزان مي شود. از بين روش هاي آموزشي، آموزش شناختي اخلاق بيشترين تاثير را داشت. همچنين روش آموزش مستقيم، برخلاف پيش بيني ها جزو روش هاي موثر بود و از نظر تاثير دومين روش موثر در بين روش هاي مورد استفاده بود. روش آموزش تلفيقي نيز توانست سطح قضاوت اخلاقي را افزايش دهد. در نهايت روش شفاف سازي ارزش ها کم اثرترين روش آموزشي براي افزايش قضاوت اخلاقي شناخته شد. در نتيجه، آموزش توانسته است سطح قضاوت اخلاقي را افزايش دهد.

 
كليد واژه: قضاوت اخلاقي، آموزش شناختي اخلاق، آموزش مستقيم، شفاف سازي ارزش ها
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  5:15 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 6 : پژوهش هاي نوين روانشناختي (روانشناسي دانشگاه تبريز) پاييز 1389; 5(19):113-134.
 
بررسي رابطه كيفيت زندگي كاري و لنگرهاي مسير شغلي با منظرهاي عملكرد سازماني اعضاي هيات علمي دانشگاه ها
 
قلاوندي حسن,رجايي پور سعيد,مولوي حسين,شريف سيدمصطفي
 
 
 

پژوهش حاضر با هدف بررسي رابطه كيفيت زندگي كاري و لنگرهاي مسير شغلي با منظرهاي عملكرد سازماني اعضاي هيات علمي دانشگاه هاي اردبيل، اروميه و تبريز انجام شده است. با استفاده از روش تحقيق توصيفي- همبستگي 167 عضو هيات علمي با توجه به دانشگاه و دانشكده محل خدمت به صورت طبقه اي متناسب با حجم به طور تصادفي انتخاب شدند. براي گردآوري داده هاي پژوهش از دو پرسشنامه محقق ساخته كيفيت زندگي كاري بر پايه مدل ريچارد والتون و منظرهاي عملكرد سازماني بر پايه مدل كاپلان و نورتون و يک پرسشنامه استاندارد لنگرهاي مسير شغلي بر پايه مدل ادگار شاين استفاده شد. داده هاي تحقيق پس از جمع آوري بر اساس فرضيه هاي پژوهش و با استفاده از روش مانوا تحليل شدند. نتايج به دست آمده گوياي آن است كه: 1- بين محيط كار ايمن و بهداشتي و تامين فرصت رشد و امنيت مداوم با كل منظرهاي عملكرد سازماني رابطه مثبت معني داري وجود دارد (P<0.05). 2- بين هر يک از منظرهاي عملكرد سازماني با كل مولفه هاي كيفيت زندگي كاري رابطه مثبت معني داري وجود دارد (P<0.02). 3- بين شايستگي فني- كاركردي و شايستگي مديريت عمومي و كل منظرهاي عملكرد سازماني رابطه مثبت معني داري وجود دارد (P<0.05). 4- بين هر يک از منظرهاي عملكرد سازماني و كل لنگرهاي مسير شغلي رابطه مثبت معني داري وجود دارد (P<0.01). در نهايت پيشنهاداتي متناسب با يافته هاي تحقيق ارائه شده است.

 
كليد واژه: كيفيت زندگي كاري، لنگرهاي مسير شغلي، منظرهاي عملكرد سازماني و اعضاي هيات علمي و دانشگاه ها
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  5:15 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 7 : پژوهش هاي نوين روانشناختي (روانشناسي دانشگاه تبريز) پاييز 1389; 5(19):135-157.
 
بررسي ميزان بي انضباطي هاي دانش آموزان در شرايط اعمال منابع مختلف اقتدار معلم
 
مصرآبادي جواد,بدري گرگري رحيم,واحدي شهرام
 
 
 

يکي از عوامل مرتبط با معلم که موجب ايجاد و تداوم مشکلات انضباطي دانش آموزان مي شود، انتخاب و اعمال منابع نامناسب اقتدار از سوي معلم مي باشد. بر اساس طبقه بندي منابع اقتدار اجتماعي توسط فرنچ و راون حداقل پنج منبع اقتدار قانوني، تشويقي، تخصص، مرجع و تنبيهي را مي توان براي معلمان تعريف كرد. براي آگاهي از اثرات اعمال اين منابع اقتدار بر ميزان بي انضباطي هاي دانش آموزان در قالب يک طرح پژوهشي پيمايشي به بررسي نظرات 491 نفر از دانش آموزان دبيرستاني پرداخته شد. يافته هاي پژوهش نشان مي دهند كه ميانگين بي انضباطي دانش آموزان در شرايط كاربست اقتدار تنبيهي داراي بالاترين و سپس بيشترين بي انضباطي ها به ترتيب در شرايط كاربست اقتدار قانوني، تشويقي، تخصص و کمترين ميزان بي انضباطي در شرايط کاربست اقتدار مرجع رخ مي دهد. همچنين پسرها نسبت به دخترها در شرايط اعمال اقتدار تنبيهي بي انضباطي بيشتري از خود نشان مي دهند. بخش ديگري از نتايج نشان داد که هرچه سطح تحصيلي پدران بالاتر برود ميزان بي انضباطي هاي آنها در شرايط اعمال اقتدار تنبيهي افزايش پيدا مي کند. علاوه بر اين بين سطح پيشرفت تحصيلي دانش آموزان با ميزان بي انضباطي در شرايط کاربست منابع مختلف اقتدار معلم رابطه معناداري به دست نيامد. بر اساس يافته هاي اين تحقيق مي توان نتيجه گيري کرد که بهتر است معلمان بيشترين استفاده را از منبع اقتدار مرجع نمايند و در مورد دانش آموزان پسر و فراگيراني که از سطح پيشرفت تحصيلي بالايي برخوردار هستند و نيز به طبقات بالاي اجتماعي تعلق دارند، از اقتدار تنبيهي حداقل استفاده را نمايند.

 
كليد واژه: مديريت كلاس، بي انضباطي، بدرفتاري دانش آموزان، اقتدار معلم
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  5:15 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 8 : پژوهش هاي نوين روانشناختي (روانشناسي دانشگاه تبريز) پاييز 1389; 5(19):159-175.
 
تاثير سکس تراپي گروهي فمينيستي بر احقاق جنسي در زنان تحصيل کرده
 
نظري علي محمد,بيرامي منصور,باي فاطمه
 
 
 

پژوهش حاضر به منظور بررسي تاثير سکس تراپي گروهي فمينيستي بر احقاق جنسي زنان متاهل صورت گرفته است. براي انجام پژوهش حاضر از طرح نيمه آزمايشي «پيش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل» استفاده شده است. تعداد جلسات گروهي سکس تراپي 12 جلسه بوده و هر جلسه در حدود 120-90 دقيقه طول کشيده است. جامعه آماري اين پژوهش عبارت است از زنان متاهل تحصيلکرده 35-20 ساله. نمونه شامل 20 نفر بوده که به صورت تصادفي در دو گروه آزمايش و کنترل جايگزين شدند. از پرسشنامه احقاق جنسي هالبرت به عنوان ابزار اندازه گيري استفاده شد. براي تجزيه و تحليل داده ها از آزمون T براي مقايسه دو گروه مستقل استفاده شد. نتايج نشان داد که بين گروه کنترل و گروه آزمايش در سطح اطمينان 0.95 تفاوت معني داري وجود دارد. به عبارتي سکس تراپي فمينيستي توانسته است احقاق جنسي را در زنان تحصيلکرده بهبود ببخشد.

 
كليد واژه: سکس تراپي گروهي فمينيستي، احقاق جنسي، زنان تحصيلکرده
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  5:16 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 9 : پژوهش هاي نوين روانشناختي (روانشناسي دانشگاه تبريز) پاييز 1389; 5(19):177-193.
 
مقايسه ميزان بينش در بيماران مبتلا به اختلال خلقي در هنگام پذيرش و ترخيص از مرکز روانپزشکي
 
يوسفي رحيم,صادقي سيروس,جنگي اقدم حميد,سيواني زاده مجيد
 
 
 

هدف مطالعه حاضر که يک بررسي باليني و متمرکز بر مسائل شناختي در بيماران رواني است، مقايسه بينش در اختلالات خلقي در ارتباط با نوع خلق (افسرده-انيک)، حالت روانپريشي (بدون نشانه هاي روانپريشي، با نشانه هاي روانپريشي همگرا با خلق؛ و با نشانه هاي روانپريشي ناهمگرا با خلق)؛ و تغيير بينش در طول دوره بيماري بوده است. هشتاد و شش بيمار داراي تشخيص روانپزشکي بستري شده در مرکز روانپزشکي مدرس شهر اصفهان که داراي دوره هاي مانيا و افسردگي عمده بودند در هنگام پذيرش و همچنين ترخيص از بيمارستان تحت مصاحبه قرار گرفته و از لحاظ سطح بينش به وسيله مقياس سنجش ناآگاهي از اختلال رواني توسط روانشناسان باليني و روانپزشکان مرکز مورد سنجش قرار گرفتند. يافته هاي پژوهش نشان داد که در هنگام پذيرش بيماران مانيک نسبت به بيماران افسرده داراي اختلال بينش شديدتري بودند. بيماران افسرده داراي نشانه هاي روانپريشي در مقايسه با افسرده هاي بدون نشانه هاي روانپريشي بينش ضعيف تري را داشتند. همچنين بيماران مانيک بدون توجه به حضور نشانه هاي روانپريشي كلا بينش ضعيف و پائيني را نشان دادند. در هنگام ترخيص از بيمارستان بعضي از نقايص بينش در بيماران داراي تشخيص مانيا مشاهده شد. مي توان با تکيه بر يافته هاي اين پژوهش نتيجه گيري کرد که فقدان بينش و نقايص خودآگاهي يک عارضه رايج در بيماران داراي تشخيص افسردگي با علايم روانپريشي و مانيا است.

 
كليد واژه: بينش، افسردگي، مانيا، اختلال خلقي، روانپزشکي، مقياس
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  5:16 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 1 : پژوهش هاي نوين روانشناختي (روانشناسي دانشگاه تبريز) تابستان 1389; 5(18):1-29.
 
بررسي رابطه تعهد سازماني با فرسودگي شغلي دبيران مدارس مقطع راهنمايي شهرستان مهاباد
 
اشرفي سلطان احمدي حسين,مهرمند احمد,غلاميان عليرضا,عزيزي نژاد بهاره
 
 
 

هدف اصلي اين تحقيق، بررسي رابطه تعهد سازماني و فرسودگي شغلي دبيران مدارس مقطع راهنمايي شهرستان مهاباد بود که در راستاي آن از روش توصيفي - پيمايشي مقطعي استفاده شد. جامعه آماري شامل 300 نفر از دبيران مدارس راهنمايي بود که از بين آن ها 168 نفر با روش نمونه گيري طبقه اي نسبتي تصادفي به عنوان نمونه انتخاب شدند و 161 پرسشنامه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. جهت جمع آوري اطلاعات تعهد سازماني از پرسشنامه مير و آلن و براي سنجش فرسودگي شغلي از پرسشنامه مزلچ استفاده شد. تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از آزمون ضريب همبستگي پيرسون، نشان داد كه بين تعهد سازماني و فرسودگي شغلي رابطه معني دار وجود دارد (r=0.38 و P<0.1) و همچنين فرسودگي شغلي با متغيرهاي تعهد عاطفي (r=-0.41 و P<0.01)، تعهد مستمر (r=-0.2 و P<0.01)، و تعهد هنجاري (r=-0.2 و P<0.01همبستگي معكوس و معني داري دارد.

 
كليد واژه: تعهد سازماني، فرسودگي شغلي، تعهد مستمر، تعهد عاطفي، تعهد هنجاري
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  5:16 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 2 : پژوهش هاي نوين روانشناختي (روانشناسي دانشگاه تبريز) تابستان 1389; 5(18):31-49.
 
بررسي تاثير مشاوره فردي و گروهي با استفاده از تئوري معكوس در كاهش استرس ورزشكاران تيم هاي ملي
 
اقدسي علي نقي*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي تبريز
 
 

به منظور تعيين ميزان اثربخشي مشاوره فردي و مشاوره گروهي بر اساس تئوري معكوس در كاهش استرس ورزشكاران، 36 ورزشكار زن و مرد تيم هاي ملي در رده هاي و رشته هاي مختلف ورزشي به عنوان آزمودني انتخاب گرديد. در مرحله بعد به صورت تصادفي ساده در دو گروه آزمايش و يک گروه كنترل جايگزين شدند. متغيرهاي مورد مطالعه شامل مشاوره فردي و گروهي با استفاده از تئوري معكوس به عنوان متغير مستقل، ميزان استرس به عنوان متغير وابسته بودند. براي يكي از گروه هاي آزمايش، مشاوره فردي و گروه آزمايش ديگر مشاوره گروهي، هر دو با استفاده از مفاهيم و روش ها و فنون مورد تاكيد تئوري معكوس، به كار گرفته شد. گروه سوم به عنوان گروه كنترل استفاده گرديد. در گروه هاي سه گانه به منظور تعيين ميزان استرس آنها در قبل و پس از اعمال متغير مستقل از پرسش نامه استرس ليونل كودرون استفاده شد و پس از جمع آوري داده ها، اطلاعات حاصل با روش هاي آماري تحليل واريانس يک راهه و دوراهه (ANOVA) با اندازه گيري هاي مكرر، آزمون تي وابسته و آزمون تعقيبي توكي با (P£0.05) مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند و نتايج زير حاصل گرديد:
-
تئوري معكوس در كاهش استرس ورزشكاران تيم هاي ملي تاثير مثبت و معني داري در سطح (0.003) داشت؛
-مشاوره فردي با استفاده از تئوري معكوس در كاهش استرس ورزشكاران تيم هاي ملي تاثير مثبت و معني داري در سطح (0.001) داشت؛
-مشاوره گروهي با استفاده از تئوري معكوس در كاهش استرس ورزشكاران تيم هاي ملي تاثير مثبت و معني داري در سطح (0.001) داشت؛
-بين مشاوره فردي و مشاوره گروهي در كاهش استرس ورزشكاران تيم هاي ملي تفاوت معني داري وجود نداشت. در كل مي توان نتيجه گرفت براي كاهش استرس ورزشكاران تيم هاي ملي مي توان از مشاوره هاي فردي و گروهي بهره گرفت. همچنين تئوري معكوس مي تواند به عنوان يكي از تئوري هاي موثر در مشاوره با ورزشكاران مورد استفاده قرار گيرد.

 
كليد واژه: تئوري معكوس، مشاوره فردي، مشاوره گروهي، استرس، ورزشكاران تيم هاي ملي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  5:16 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 3 : پژوهش هاي نوين روانشناختي (روانشناسي دانشگاه تبريز) تابستان 1389; 5(18):51-69.
 
بررسي اثر حافظه فعال و خستگي شناختي بر حل مسائل شناختي در دانشجويان دختر و پسر
 
طولابي سعيد,اسدزاده حسن,مرادي عليرضا,‏فراهاني محمدنقي,شكري اميد
 
 
 

هدف: به منظور بررسي اثر حافظه فعال و خستگي شناختي بر عملكرد حل مسائل شناختي دانشجويان دختر و پسر، آزمايشي طراحي و اجرا شد. روش: ابتدا بر اساس شاخص پردازش اطلاعات (IPI)، 80 نفر دانشجوي دختر و پسر داراي ظرفيت موثر حافظه فعال، يک انحراف استاندارد بالاتر و پائين تر از ميانگين، از يک گروه 300 نفره انتخاب شدند و به طور تصادفي در 8 گروه 10 نفره جايگزين شدند. آزمايش داراي دو مرحله بود. در مرحله اول آزمودني ها در گروه هاي کنترل و آزمايش با مسائل تشخيصي قابل کنترل و غيرقابل کنترل روبه رو شدند و به دنبال آن در مرحله دوم به منظور مقايسه، گروه ها در موقعيت حل مساله قرار گرفتند. در نهايت، داده ها به وسيله تحليل واريانس سه راهه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
يافته ها: نتايج نشان داد كه بين ميانگين نمرات عملكرد حل مساله دانشجويان دختر و پسر از نظر آماري تفاوت معناداري وجود دارد. به عبارت ديگر، در موقعيت حل مساله عملكرد دانشجويان پسر از دانشجويان دختر بهتر بود. همچنين، نتايج نشان داد كه اثر اصلي متغير گروه (گروه كنترل و گروه آزمايش) و متغير حافظه (افراد با ظرفيت موثر حافظه فعال بالا و افراد با ظرفيت موثر حافظه فعال پايين) بر عملكرد حل مساله دانشجويان معنادار به دست آمد. به عبارت ديگر، در موقعيت حل مساله، عملكرد حل مساله افراد گروه كنترل در مقايسه با گروه آزمايش و افراد با ظرفيت موثر حافظه فعال بالا در مقايسه با دانشجويان داراي ظرفيت موثر حافظه فعال پايين، بهتر بود. اما، كنش متقابل هيچ يک از متغيرها معنادار نبود.
نتيجه گيري: يافته هاي پژوهش حاضر، ضرورت توجه و تاکيد بر نقش محوري متغيرهاي خستگي شناختي و ظرفيت حافظه فعال را در مطالعه عملکرد افراد در موقعيت حل مساله مورد توجه قرار مي دهد
.

 
كليد واژه: خستگي شناختي، حافظه فعال، حل مسائل شناختي، جنس
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  5:16 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 6 : پژوهش هاي نوين روانشناختي (روانشناسي دانشگاه تبريز) تابستان 1389; 5(18):101-123.
 
بررسي پردازش حسي و معنايي اطلاعات در اختلال اسکيزوفرني و افسردگي اساسي
 
قمري گيوي حسين,بشرپور سجاد
 
 
 

هدف: پژوهش حاضر با هدف مقايسه پردازش حسي و معنايي اطلاعات در سه گروه بيماران دچار اسکيزوفرنيا، بيماران دچار افسردگي اساسي و گروه کنترل سالم انجام گرفت.
روش: روش پژوهش حاضر، علي - مقايسه اي و از نوع طرح مورد شاهدي بود. جامعه آماري اين پژوهش را کليه افراد مبتلا به اختلال اسکيزوفرني و اختلال افسردگي بستري در بيمارستان هاي شهرستان اردبيل تشکيل داد. تعداد 30 نفر مبتلا به اختلال اسکيزوفرني و تعداد 30 نفر مبتلا به اختلال افسردگي به روش نمونه گيري تصادفي ساده به عنوان گروه هاي مورد مطالعه و تعداد 30 نفر نيز به همين روش از بين جامعه افراد بهنجار به عنوان گروه مقايسه انتخاب شدند در نهايت 4 نفر از گروه اسکيزوفرني و 2 نفر از گروه افسرده از شرکت در مطالعه خودداري کردند يعني در کل 84 نفر در اين پژوهش شرکت کردند. پس از تشخيص روانپزشک، هر سه گروه با استفاده از پرسشنامه هاي نيمرخ حسي بزرگسال و آزمون افتراق معنايي آزگود ارزيابي شدند.
يافته ها: نتايج تحليل واريانس چندمتغيره نشان داد که در مولفه هاي ثبت پايين
(P<0.001) و حساسيت حسي (P<0.01) و اجتناب از احساس (P<0.03) بين سه گروه تفاوت معني وجود دارد ولي در مولفه جستجوي احساس تفاوت معني داري بين سه گروه وجود نداشت. در ارتباط با پردازش معنايي نيز، در مولفه هاي ارزيابي (P<0.001)، قدرت (P<0.001) و فعاليت (P<0.002) اين سه گروه تفاوت وجود داشت ولي در مولفه خطر تفاوت آماري معني داري بين سه گروه وجود نداشت.
نتيجه گيري: در مقايسه با گروه سالم افراد مبتلا به اسکيزوفرني و افسردگي اساسي اطلاعات حسي و معنايي را به طور متفاوتي پردازش مي کنند. يعني در قلمرو آسيب شناسي رواني مولفه هاي ثبت پايين، حساسيت حسي و اجتناب از احساس به عنوان يک عامل مشترک عمل مي کند و در پردازش معنايي نيز مولفه هاي ارزيابي، توانايي و فعاليت در جمعيت باليني ضعيف تر هستند، بدون اينکه بتوان تفاوت معني داري در جمعيت باليني مشاهده کرد.

 
كليد واژه: پردازش حسي، پردازش معنايي، اسکيزوفرني، افسردگي اساسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  5:16 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 6 : پژوهش هاي نوين روانشناختي (روانشناسي دانشگاه تبريز) تابستان 1389; 5(18):101-123.
 
بررسي پردازش حسي و معنايي اطلاعات در اختلال اسکيزوفرني و افسردگي اساسي
 
قمري گيوي حسين,بشرپور سجاد
 
 
 

هدف: پژوهش حاضر با هدف مقايسه پردازش حسي و معنايي اطلاعات در سه گروه بيماران دچار اسکيزوفرنيا، بيماران دچار افسردگي اساسي و گروه کنترل سالم انجام گرفت.
روش: روش پژوهش حاضر، علي - مقايسه اي و از نوع طرح مورد شاهدي بود. جامعه آماري اين پژوهش را کليه افراد مبتلا به اختلال اسکيزوفرني و اختلال افسردگي بستري در بيمارستان هاي شهرستان اردبيل تشکيل داد. تعداد 30 نفر مبتلا به اختلال اسکيزوفرني و تعداد 30 نفر مبتلا به اختلال افسردگي به روش نمونه گيري تصادفي ساده به عنوان گروه هاي مورد مطالعه و تعداد 30 نفر نيز به همين روش از بين جامعه افراد بهنجار به عنوان گروه مقايسه انتخاب شدند در نهايت 4 نفر از گروه اسکيزوفرني و 2 نفر از گروه افسرده از شرکت در مطالعه خودداري کردند يعني در کل 84 نفر در اين پژوهش شرکت کردند. پس از تشخيص روانپزشک، هر سه گروه با استفاده از پرسشنامه هاي نيمرخ حسي بزرگسال و آزمون افتراق معنايي آزگود ارزيابي شدند.
يافته ها: نتايج تحليل واريانس چندمتغيره نشان داد که در مولفه هاي ثبت پايين
(P<0.001) و حساسيت حسي (P<0.01) و اجتناب از احساس (P<0.03) بين سه گروه تفاوت معني وجود دارد ولي در مولفه جستجوي احساس تفاوت معني داري بين سه گروه وجود نداشت. در ارتباط با پردازش معنايي نيز، در مولفه هاي ارزيابي (P<0.001)، قدرت (P<0.001) و فعاليت (P<0.002) اين سه گروه تفاوت وجود داشت ولي در مولفه خطر تفاوت آماري معني داري بين سه گروه وجود نداشت.
نتيجه گيري: در مقايسه با گروه سالم افراد مبتلا به اسکيزوفرني و افسردگي اساسي اطلاعات حسي و معنايي را به طور متفاوتي پردازش مي کنند. يعني در قلمرو آسيب شناسي رواني مولفه هاي ثبت پايين، حساسيت حسي و اجتناب از احساس به عنوان يک عامل مشترک عمل مي کند و در پردازش معنايي نيز مولفه هاي ارزيابي، توانايي و فعاليت در جمعيت باليني ضعيف تر هستند، بدون اينکه بتوان تفاوت معني داري در جمعيت باليني مشاهده کرد.

 
كليد واژه: پردازش حسي، پردازش معنايي، اسکيزوفرني، افسردگي اساسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  5:16 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 7 : پژوهش هاي نوين روانشناختي (روانشناسي دانشگاه تبريز) تابستان 1389; 5(18):125-141.
 
مقايسه رهيافت هاي مقابله مذهبي و غيرمذهبي در دانش آموزان تيزهوش و عادي مقطع دبيرستان شهر تبريز
 
ميرنسب ميرمحمود*
 
* دانشکده علوم تربيتي و روانشناسي، دانشگاه تبريز
 
 

پژوهش حاضر، با هدف بررسي و مقايسه انواع رهيافت هاي مقابله اي مذهبي و غيرمذهبي در دانش آموزان تيزهوش و عادي شهر تبريز انجام گرفت. 240 دانش آموز تيزهوش و عادي مقطع دبيرستان (120 دانش آموز تيزهوش و 120 دانش آموز عادي) با استفاده از روش تصادفي خوشه اي انتخاب شدند. پرسشنامه راهيابي در حوادث و رخدادهاي تنيدگي زاي زندگي براي بررسي انواع رهيافت هاي مقابله اي (اقدامي و اسنادي) مورد استفاده اجرا شد. تحليل داده هاي حاصل با استفاده از تحليل واريانس چندمتغيره، حاکي از آن است که بين دانش آموزان تيزهوش و عادي در تمام محورهاي مقابله اي اقدامي پرسشنامه را هيابي در حوادث و رخدادهاي زندگي به جز محور اقدام شخصي تفاوت معني دار وجود دارد. علاوه بر آن تفاوت محورهاي مقابله اسنادي به جز در محور اسناد اجتماعي نيز معني دار است. بدين ترتيب که در موقعيت هاي چالش انگيز، دانش آموزان عادي در مقايسه با دانش آموزان تيزهوش از رهيافت هاي مقابله اي بيشتري استفاده مي کنند. يافته هاي مطالعه با تاکيد بر استفاده دانش آموزان از رهيافت هاي مقابله اي مذهبي در موقعيت هاي منفي و تهديدکننده سلامتي مورد بحث قرار مي گيرند و انجام پژوهش با گروه هاي غيردانش آموزي، افراد بزرگسال و توجه به رابطه مولفه هاي سازگاري روان شناختي را با انواع رهيافت هاي مقابله اي در افق تحقيقات آينده نشان مي دهند.

 
كليد واژه: رهيافت هاي مقابله اي، دانش آموزان تيزهوش و عادي، مقابله مذهبي و غيرمذهبي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  5:17 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 2 : پژوهش هاي نوين روانشناختي (روانشناسي دانشگاه تبريز) بهار 1389; 5(17):27-46.
 
کمال گرايي و خشم
 
بشارت محمدعلي*
 
* دانشگاه تهران
 
 

در اين پژوهش رابطه ابعاد کمال گرايي و خشم مورد بررسي قرار گرفت. هدف اصلي پژوهش حاضر مطالعه نوع رابطه کمال گرايي خودمحور، کمال گرايي ديگرمحور و کمال گرايي جامعه محور با ابعاد خشم شامل خشم صفت، خشم حالت، خشم دروني، خشم بيروني، مهار خشم دروني و مهار خشم بيروني در يک نمونه دانشجويي بود. دويست و چهل و دو دانشجوي دانشگاه تهران (142 دختر و 100 پسر) در اين پژوهش شرکت کردند. از دانشجويان خواسته شد مقياس كمال گرايي چندبعدي تهران (TMPS) و مقياس خشم چندبعدي تهران (TMAS) را تکميل کنند. براي تحليل داده هاي پژوهش از شاخص ها و روش هاي آماري شامل فراواني، درصد، ميانگين، انحراف معيار، ضرايب همبستگي و تحليل رگرسيون استفاده شد. نتايج پژوهش نشان داد كه بين كمال گرايي خودمحور و جامعه محور با شاخص هاي خشم همبستگي مثبت و با شاخص هاي مهار خشم همبستگي منفي وجود دارد، در حالي که بين كمال گرايي ديگرمحور با شاخص هاي خشم و مهار خشم همبستگي معنادار وجود نداشت.

 
كليد واژه: کمال گرايي، هيجان، خشم
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  5:17 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 4 : پژوهش هاي نوين روانشناختي (روانشناسي دانشگاه تبريز) تابستان 1389; 5(18):71-86.
 
رابطه بين راهبردهاي مقابله اي و شادكامي دانشجويان
 
عليپور احمد,هاشمي نصرت آباد تورج,باباپورخيرالدين جليل,طوسي فهيمه
 
 
 

پژوهش حاضر به بررسي رابطه بين راهبردهاي مقابله اي و شادكامي دانشجويان پرداخته است. در اين تحقيق كه از نوع توصيفي است تعداد 384 نفر به طور تصادفي از دانشجويان رشته هاي مختلف برگزيده شدند و در بين آنها پرسشنامه راهبردهاي مقابله اي لازاروس- فولكمن و مقياس شادكامي دانشگاه مموريال نيوفاندلند (مونش) اجرا گرديد. نتايج مطالعه، همبستگي مثبت و معني داري (P<0.01) را بين شادكامي و راهبردهاي مقابله اي مساله مدار و همبستگي منفي و معني داري (P<0.01) را بين شادكامي و راهبردهاي مقابله اي هيجان مدار نشان داد. نتايج تحليل رگرسيون چندگانه نيز نشان داد كه با در نظر گرفتن زيرمقياس هاي اين دو نوع راهبرد مقابله اي، راهبرد فرار-اجتناب (P<0.001 و b=-0.43)، ارزيابي مجدد مثبت (P<0.001 و b=0.33)، مساله گشايي برنامه ريزي شده (P<0.05 و b=0.12خويشتنداري (P<0.05 و b=-0.11) و مسووليت پذيري (P<0.05 و b=0.10) به ترتيب شادكامي را پيش بيني مي كنند.

 
كليد واژه: راهبردهاي مقابله اي، مساله مدار، هيجان مدار، شادكامي، دانشجو
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  5:17 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها