امام علی علیه السلام:
هرکس نفس خود را محاسبه کند، خوشبخت شود
غررالحکم-ح7887
خاطره از شهید مصطفی ردّانی پور
سوال از خود
گفتم : با فرمانده تان کار دارم
گفت : الان ساعت یازده است ملاقاتی قبول نمی کند.
رفتم پشت در اتاق در زدم.گفت کیه؟
گفتم :مصطفی منم.
گفت : بیا تو.
سرش را از سجده بلند کرد،چشم های سرخ،خیس اشک،رنگش پریده بود.
دو زانو نشست. سرش را انداخت پایین.زل زد به مهرش. دانه های تسبیح را یکی یکی ازلای انگشت هایش رد می کرد.گفت : یازده تا دوازده هر روز را فقط برای خدا گذاشته ام. بر می گردم کارهایم را نگاه می کنم. از خودم می پرسم کارهایی که کردم برای خدا بود یا برای دل خودم.
یادگاران8-ص 22