پاسخ به:مشاعره فجرآفرینان
نزد طاغوتیان ، بندگی بس است زیر بار ستم زندگی بس است
ترانه و گرمی و شادی ،در میان هر خانه
جشن انقلاب لبخندی است بر لبان هرآزاده
هنگامه ی فجـر انقلاب است
هوشیاری ملتی ثـــواب است
دلداه شهید عشــق و ایمــــان
نامش ببری یقین صواب است
فی البداهه: منصورمقدم 25/11/1398
تا سازم غرق در بوسه خاک مزارتان ای شهیدان وطن
گيرم ز اهرمن خونبها خونتان ای شهيدان وطن
نورحـق تابـید در دلهـای ما
دست ها دست خدایی گشته بود
در چنین ظلمت شب ایران زمین
ناگهان، نـوری درخشـیدن گرفت
نارها گشــته اســیرنـورها
موسـم جشن رهایی گشته بود
در وسعت و عمق و شور و یک پارچگی
زیباتر از این نمی توان پیدا کرد
درون هر ورق سبز بنگری، بینی
جمال یوسف مصری در این تراز آمد
در پی شهادت سردار دل ها
در هم کوببدیم عین الاسد ها را
ای اهرمن ، ای جانیان آدم کش
جا نداری در دل مردم بروی ، بروی.....
یکایک سر شکست آن روز اما عهد و پیمان نه
غم دین بود در اندیشه ی مردم ،غم نان نه
شبی ظلمانی و تاریک حاکم بود بر تهران
به لطف حضرت خورشید اما بر خراسان نه
همه ی ما دلداده رهبر شدیم
تا ابد او یار و ما یاور شدیم
شد دست ستمگران ز ایران کوتاه
با اراده قوی و این همه پیروزی
یاد باد آن دل تپیدنهای مشتاقان یار و آن عجب نقشی که آن زیبا نگار آورده بود عشق را صد رشته جان، در لعل نوشین بسته بود حسن راصد چشم دل، آیینه وار آورده بود
ديدم كه بايد دشت باشم
دشتي پُر از لاله، شقايق
تا از شهادتها بگويم
از قلبهاي گرم و عاشق
قسم به اسم آزادی. به لحظه ای که جان دادی به قلب از هم پاشیده. شهیده در خون غلتیده که راه ما. باشد آن. راه تو. ای شهید که را ه ما باشد آن راه تو ای شهید