0

رمضانه ؛ دلنوشته های ماه رمضان

 
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

دلنوشته های ماه رمضان: اشکهایم را نخشکان

اشک‏هایم را نخشکان

چشم‏هایم که به اشک می‏ نشینند، لبخندهایم را فرشته ‏ها می‏نویسند. دعاهایم، پرنده ‏هایی می‏شوند و تا آسمان هفتم پرواز می‏ کنند. 

دلم می‏لرزد؛ اما پاهایم را استوار بر پلکان توبه می‏گذارم و تا آستانه بخشش بی‏کران خداوند می‏ آیم و از پله‏ های لغزنده غرور و گناه رو می‏گردانم. 

شب‏های قدر، تمام دنیایم را سراسر در آبشارهای شفاعت می‏ شویند تا لحظه‏ های معصوم را بتوانم لمس کنم. 

در این شب‏هاست که می‏توانم روشن‏تر از همه ماه‏های کامل، دست بر آستان الهی بسایم. اشک‏هایم را در این شب‏ها نخشکان، الهی! 

در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

یک شنبه 14 تیر 1394  3:45 PM
تشکرات از این پست
Lovermohamad
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

دلنوشته های ماه رمضان: شب بی همتا

پس از یک سال، در گردش زمین و زمان، دوباره به این موسم بی‏ همتا رسیدم. 

شب یگانه ‏ای است؛ شب بی‏ بدیلی که تمام تمنایم، دست به سرکردن خواب است و به پای درگاهت تا سپیده صبح، اشک شدن. راه من امشب به این بستر بیهوده باز نخواهد شد. 

من، تمام آرزوهای خانه به دوش گذشته را امشب برای طلب، فراروی آورده ‏ام؛ آرزوهای دور و نزدیک؛ آرزوهای آشکار و ناپدید؛ آرزوهایی که همان‏گاه که از من می‏ گریختند و چون سرابی ناامید بودند، در همان حال دوباره از نو در دامن امید متولد می‏شدند و مرا به رحمت تو مژده می‏دادند. 

سودابه مهیجی

 

در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

یک شنبه 14 تیر 1394  3:46 PM
تشکرات از این پست
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

دلنوشته های ماه رمضان: دست‏های توبه ‏کارم را بگیر!

دست‏های توبه‏ کارم را بگیر!

پروردگارا! من عذرخواه تمام گذشته‏ های غفلت خویشم؛ گذشته ‏هایی که مغرور و متکی به رحمت تو، دست در دست ابلیس می‏گذاشتم و از تو دور می‏شدم؛ گذشته‏ های عصیان و سرپیچی که همه از غفلت و نسیان من بال و پر می‏گرفت و مرا در پیشگاه لطف تو، گستاخ ‏تر می‏کرد. 

در این شب معصوم، این سرآغاز دوباره تقدیر، تو را سوگند به بلندایِ قدری که بر قامت این شب دوخته‏ ای، دست‏های توبه‏ کارم را مستجاب کن و بار دیگر، در مغفرتی مقدر، یاورم باش تا خود را از سر بگیرم. 

در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

یک شنبه 14 تیر 1394  3:48 PM
تشکرات از این پست
Lovermohamad
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

دلنوشته های ماه رمضان ؛ در شب تقدیر

در شب تقدیر

برهنه ‏ام؛ برهنه از تمام نیکی ‏ها و بی‏گناهی‏ ها. زیر سقف بلندِ این شب، این شبِ آرزومندی، نشسته ‏ام و سجاده ساکتم را فرمانروای دلم کرده ‏ام... . 

اشک‏هایم آن‏قدر بی‏قرارند که دست بردارِ سجده ‏های طولانی نیستند. 
باید امشب خود را از این بغض‏های تلنبار قدیمی رها کنم! باید تکلیف تقدیرم را با اشک‏های پشیمان و عذرخواه، به زلالی رقم بزنم. 
از آن بالا به این «العفوِ» قرآن به سر، به این «الغوث» نفس‏ بریده، مهربان‏تر نگاه کن تا سرنوشت پیش رویم به یُمن عنایت امشبت سربلند شود. 

در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

یک شنبه 14 تیر 1394  3:51 PM
تشکرات از این پست
Lovermohamad
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

دلنوشته های ماه رمضان؛ مرا بپذیر

مرا بپذیر!

خدا پیش رویم نشسته و بغض‏های یتیمم را به دامن گرفته است. آه، محبوبِ ازل تا ابدِ من! از تو جز خودت هیچ نمی‏خواهم. نزدیکِ من بمان؛ نگذار که در بیراهه ‏ها، دست‏هایم از دستِ هدایت تو رها شود. 

مثل همین امشبِ استجابت، مثل همین لیلة‏القدر وصال، همیشه دعاهایم را به آغوش قبول خویش بگیر و مرا پذیرا باش. 
«وَافعَل بِی مَا أَنتَ أَهلُه وَ لا تَفعَل بِی ما أنا أهلُهُ» 

در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

یک شنبه 14 تیر 1394  3:52 PM
تشکرات از این پست
fatemeh74 Lovermohamad
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

دلنوشته های ماه رمضان؛ شب یلدای روح

شب یلدای روح 
 

امشب، شبِ میهمانی رازها است. چگونه خواب، سرزمین چشم‏هایم را فتح کند، وقتی که به استقبالِ واژگانِ نور می‏روند؟! امشب پنجره ‏ها ستاره می‏چینند تا جوشن‏ کبیر، با تمام عظمتش آغاز شود، باران خواهد گرفت. 

امشب، شب یلدایِ روح است؛ یلدایی که مقیاسش زمینی نیست. یلدایی که هیچ یلدایی به ارزش یک ساعت آن هم نمی‏رسد حال آنکه هم‏وزن هزار ماه است. 
امشب، تمام فرشتگان آسمان، با کسی که قرارِ زمین است وعده دیدار دارند. چه بزمی است در زمین و چه شوری است در آسمان و نردبان دعا چقدر شلوغ است! 
دست‏ها چونان مزارع آفتابگردان، بلند شده ‏اند و کهکشان‏ها را می‏کاوند. خاک، به شدت به افلاک نزدیک است و الغوث الغوث، پروانه پروانه از رویِ انگشت‏ها به سوی دوست پر می‏زند. دهان‏ها بویِ ذکر می‏دهند و «کلیدهایِ بهشت» همه جا پخشند. «مفاتیح الجنان» قدر دانستنِ زمان را آسان می‏کند! 
و در این میان، نام علی علیه‏السلام چونان خورشید، بر دریایِ سرخِ اندوهِ جانمازها و شبستان‏ها می‏تابد. غروب است یا شب؟ چه زود سحر در راه است. 

محمدعلی کعبی

در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

یک شنبه 14 تیر 1394  3:54 PM
تشکرات از این پست
Lovermohamad
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

دلنوشته های ماه رمضان؛ آینه دلت را بشوی

آینه دلت را بشوی

امشب، همان شبی است که در انتظارش بودی. مگر چیزی به تو نهیب نمی‏زد که برگردی و رویِ کویر فقیرِ ـ گناهانت، خطِ پشیمانی بکشی؟! امشب، همان شب است که می‏شود در آن تمام روزهای سیاهت را ورق بزنی. شاید شبِ پیمودن راه‏های صد ساله به یک شب است. 

امشب، وزنِ مهربانی پروردگار رویِ دوش تمام ثانیه ‏ها و دقیقه‏ ها سنگینی می‏کند و تو در برابر این همه رحمتی؛ مگر نه این است که خداوند رویِ دلت منت گذاشته است؟! 
پس دستمال اشکت را بردار و آیینه دلت را پاک کن. امشب به میهمانی نور می‏رویم. 
حتی سکوت انگار این بار در حجمِ مبهمِ همیشگی‏ اش، حرف‏های تازه‏ای برایِ گفتن دارد. 

در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

یک شنبه 14 تیر 1394  3:57 PM
تشکرات از این پست
Lovermohamad
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

دلنوشته های ماه رمضان؛ برتر از هزار ماه

برتر از هزار ماه 

 

سقف ملکوت، باز می‏شود و هزار هزار فرشته به سمت تو، من و همه می‏ آیند؛ «تُنَزَّلُ المَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ» 

این دقایق خوشبو دیگر تکرار نمی‏شود، پس باید دست‏هایت را باز و سخاوت خدا را لمس کنی. امشب، همه جا پر است از اشارات خدا از امشب تصمیم بگیر خدایی شوی. 

 

بهزاد پودات

 

در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

یک شنبه 14 تیر 1394  4:00 PM
تشکرات از این پست
Lovermohamad
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

دلنوشته های ماه رمضان؛ خدا شب‏های قدر منتظر است

خدا شب‏های قدر منتظر است

 

یا سَرِیعَ الرضا، ای کسی که زود راضی می‏شوی، آمدم. 

باران نور از سمت آسمان می‏ریزد. در وجود من، حُفره‏ای، دهان باز کرد تا نورها را ببلعد؛ من آماده‏ ام. من تشنه و گرسنه محبتم؛ آماده‏ ام در کنار سفره کرمت بنشینم. 
خدایا! دریچه به سمت تو باز می‏شود، همیشه روشن است؛ بیا و امشب، وجود مرا پرِ نور و روشنی کن! خدایا! نردبانت را زمین بفرست تا به بام ملکوت بیایم. 

در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

یک شنبه 14 تیر 1394  4:01 PM
تشکرات از این پست
Lovermohamad
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

دلنوشته های ماه رمضان: بهانه ‏ای برای آشتی با خدا

بهانه ‏ای برای آشتی با خدا

خدایا! برای گفتن «معذرت می‏خواهم»، دنبال زمان خاصی برای عذرخواهی بودم. از تو سپاسگزارم که شب‏های قدر را قرار دادی تا راه بازگشتی برای من باشد. شب‏های قدر، بهانه خوبی است برای آشتی با تو. 

خدای قدر! دست‏هایم را که ضجّه می‏زنند، به سمت تو دراز کرده ‏ام؛ پاسخ دست‏هایم را بده؛ آنها را در دستان سبزت بگیر و راه سعادت را نشانشان بده. 

در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

یک شنبه 14 تیر 1394  4:02 PM
تشکرات از این پست
Lovermohamad
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

پاسخ به:رمضانه ؛ دلنوشته های ماه رمضان

پرده‏های باز آسمان 

شیشه آسمان را شکسته ‏اند، تا تبلور حضور حق را همگان دریافت کنند. 

بر خوان آمرزش ایزدی همه را می‏طلبند و عذاب را پشت کوه‏های اغماض انداخته‏ اند. 
پیامبر اکرم صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله : «مَن أحیی لَیلَةَ القَدرِ حُوِّلَ عَنهُ العَذابُ اِلَی السِّنَةِ القابِلَة؛ هر کس شب قدر را احیا بدارد، تا سال آینده عذاب از او برداشته می‏شود». 
به نامه‏ های «العفوِ» هر جنبده ‏ای، سیب معطّر بخشش تعارف می‏کنند؛ 
حتی به دستانی که چرک گناه، سیاهشان کرده و قلب‏ هایی که تا حال از رحمت حق دور مانده. 
ستارگان، تا صبح از گناه‏کاران نام‏ نویسی می‏کنند؛ بشتابید که قلم عفو در دست خداوند می‏درخشد. 
خردلی از کوه گناهاتان باقی نخواهد ماند؛ این سخن فخر دو عالم؛ محمد مصطفی صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله است که «هر که از روی ایمان و برای رسیدن به ثواب الهی شب قدر را به عبادت بگذراند، گناهان گذشته ‏اش آمرزیده می‏شود». 

منسیه علیمرادی

در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

یک شنبه 14 تیر 1394  4:04 PM
تشکرات از این پست
Lovermohamad
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

دلنوشته های ماه رمضان؛ شب قدر است

شب قدر است 

شب قدر است، شب قدر و زمزمه نجوای خاموش دل‏ها؛ دیده‏هایی گریان و صورت‏هایی خیس از باران پشیمانی. 
شب قدر و کوله‏بارهایی بر دوش و رکودهایی همه در جنب و جوش... 
شب قدر و سرود فرشتگان عرش در مطلع... إِنّا أَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ... 

فاطمه پهلوان علی آقا

 

در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

یک شنبه 14 تیر 1394  4:05 PM
تشکرات از این پست
Lovermohamad
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

دلنوشته های ماه رمضان؛ شب قدر و برتری هزار ماهه...

شب قدر و برتری هزار ماهه...

شب قدر و پیدایش ساده ‏ترین شعر دل‏ها در دیوان زندگی... 

شب قدر و آرامش چشمان بیدار در قلب نیمه ‏شب‏های خواب‏ زده... 
شب قدر و دوباره به یاد آوردن بزرگی خداوند در جوشن‏های کبیر و رکعت‏ های صدگانه سجود بر آستان بی‏ منت معبود. 
شب قدر و یادآوری قدر ندانسته فطرت‏ه ای پاک بشر با بَلَم زمزمه‏ های العفو، در اقیانوس مواج دیدگانِ تر... 
در این قداست بی‏ منتها، همه دنبال چیزی می‏گردند؛ به این سو و آن سو می‏روند تا گم‏گشته خویش را بیابند... 
آیا تو هم مثل من، دنبال دلت می‏گردی؟

در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

یک شنبه 14 تیر 1394  4:07 PM
تشکرات از این پست
fatemeh74 Lovermohamad
fatemeh74
fatemeh74
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1392 
تعداد پست ها : 6608
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:رمضانه ؛ دلنوشته های ماه رمضان

 

 

 

برخیز! بیدار شو! گوش کن!
صدای
بال فرشتگان را می شنوی؟

نگاه کن! باران نور را می بینی؟
عطر حضور را احساس می کنی؟

بزخیر و برسجاده دعا بگشا
دلت را به او بسپار و وجودت را غرق تمنا کن!

 

 
 

هر صبح پلک هایت فصل جدیدی را از زندگی ورق میزند

سطر اول همیشه این است:خدا همیشه با ماست

پس بخوانش با لبخند

 

یک شنبه 14 تیر 1394  4:37 PM
تشکرات از این پست
salma57
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

پاسخ به:رمضانه ؛ دلنوشته های ماه رمضان


باران نور

برخیز! بیدار شو! گوش کن!

صدای بال فرشتگان را می شنوی؟ 

نگاه کن! باران نور را می بینی؟

عطر حضور را احساس می کنی؟

بزخیر و برسجاده دعا بگشا

دلت را به او بسپار و وجودت را غرق تمنا کن!

امشب آسمان به زمین نزدیک می شود

و کریمانه، دل های کویری را ستاره باران می کند.

امشب، شب قدر است؛ شبی که برتر از هزار ماه است،

شبی که برتر از تمام عمر توست، شب تولدی دوباره،

شبی که درهای آسمان باز می شود.

شب قدر است.قدرش را بدان؛ شاید فردایی نباشد.

پرواز را به خاطر بسپار. دستانت را به فرشتگان بسپار!

سلام بر لیله مبارکه قدر! سلام! سلامی تا صبح.


 

در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

یک شنبه 14 تیر 1394  4:37 PM
تشکرات از این پست
Lovermohamad
دسترسی سریع به انجمن ها