0

رمضانه ؛ دلنوشته های ماه رمضان

 
seyed1390
seyed1390
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 54
محل سکونت : هرمزگان

پاسخ به:رمضانه ؛ دلنوشته های ماه رمضان

 خوشــــا دمی که رسـد آرزو به حد کمــال

خوشا شبی که به عاشق رسد پیام وصال


تمـام عمــر اگر بگذرد به درد فــراق

چه غم ،چو قلب بود از امید مالا مال


ز زندگانی هشتـــاد و چارسـاله به است

شبی که ارزش آنست بیش از آن همه سال (*)


دهند مژده مهمـانـی خــدای جلیــل

فرشتگان، به تشرف به بارگاه جلال


ز میــزبان یــگانه به بنــدگان آرنـد

درود و مژده رحمت، نوید استقبال


شگفت اینکه بود روزهــای مهمـــانی

غذای جسم حرام و شراب روح حلال!


به بزم دوست همه هرچه هست هست جمیل

که تـابنــــاک بــــــود بارگـــه زنــــور جـــــــمال


به گوش جان رسد از محرمان خلوت انس

هــــزار پاسـخ راز عجــب بــدون ســـوال


ز سرخوشی نتوان گفت چون زمان گذرد

روان چگونه پرد در چنان شگفــت مجــال


چنیـن بود شـب تقـدیر تا طلیعه فجـر

که روشنی دمد و تیرگی رود به زوال


تو ناظم ! ار به سر آمد زمـان مهمانـی

بشو غبار غم از چهر خود ز اشگ زلال


کسی بود به یقین رستگار در دو سرای

که ماهی ازهمه سالش بود بدین منوال

جمعه 26 تیر 1394  6:59 PM
تشکرات از این پست
salma57 ravabet_rasekhoon
seyed1390
seyed1390
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 54
محل سکونت : هرمزگان

پاسخ به:رمضانه ؛ دلنوشته های ماه رمضان

ماه خدا که ماه رفیع الکمال بود
هنگامه زدون زنگ ضلال بود
در هر غروب و هر سحر دیده اشکبار
قلب و دلم به وقت دعا پر جلال بود

.

.

.

چه شبهایی ز دست این گدا رفت
سحرهای پر از عشق و صفا رفت
خداحافظ دعاهای مبارک
بهار رحمت و ذکر خدا رفت

.

.

.

خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم ، یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی ؟

.

.

.

خدایا ! خروج از ماه مبارک را برای ما مقارن با خروج از تمامی گناهان قرار بده

جمعه 26 تیر 1394  7:02 PM
تشکرات از این پست
salma57 ravabet_rasekhoon
seyed1390
seyed1390
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 54
محل سکونت : هرمزگان

پاسخ به:رمضانه ؛ دلنوشته های ماه رمضان

خداحافظ ماه پروردگار الرحمن الراحمین
خداحافظ ماه لحظه های افطار و سحر
خداحافظ ماه نعمت و رحمت و برکت
خداحافظ ماه شب های نورانی قدر

جمعه 26 تیر 1394  7:03 PM
تشکرات از این پست
salma57 ravabet_rasekhoon
seyed1390
seyed1390
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 54
محل سکونت : هرمزگان

پاسخ به:رمضانه ؛ دلنوشته های ماه رمضان

رفتی ای ماه خدا ماه جلی
ماه مهمانی حق ماه علی

مه عشق و مه شور و مه نور
مه دلدادگی و ماه سرور

مه عفو و مه غفران گناه
ماه دلبستگی دل به الاه

با نوایی همه لبریز دعا
داشتم در دل شب با تو صفا

همنوا با دل زارم بودی
چلچراغ شب تارم بودی

همه شب با دل پر از غم و آه
خجل از معصیت و بار گناه

می زدم توبه به هر شعله نفس
رو به درگاه تو می کردم و بس

اینکه سرمست ز صهبای توام
عاشق خلوت شب های توام

می روی ای مه پر قدر و بها
ای صفا بخش دل و دیده ما

اشک ما بدرقه راهت باد
نرود خاطره هایت از یاد

بشود گر ز من این عمر تمام
می خورم حسرتت ای ماه صیام

تا شوم بار دگر مهمانت
ز کرم ریزه خور احسانت
محمد مبشری

جمعه 26 تیر 1394  7:03 PM
تشکرات از این پست
salma57 ravabet_rasekhoon
seyed1390
seyed1390
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 54
محل سکونت : هرمزگان

پاسخ به:رمضانه ؛ دلنوشته های ماه رمضان

دارد بساط ماه خدا جمع می شود
از سفره نان و آب و غذا جمع می شود

آن دامنی که دست کرم پهن کرده بود
دارد ز دست های گدا جمع می شود

فرصت گذشت این رمضان هم تمام شد
زیباترین بهانه ما جمع می شود

یک ماه شهر ما نفس راحتی کشید
اما چه زود حال و هوا جمع می شود

نزد طبیب حال دلم خوب می شود
وقتی طبیب هست شفا جمع می شود

من تازه انس تازه گرفتم به نام تو
ربّ کریم سفره چرا جمع می شود؟

دیگر ببخش هرچه نبخشیده ای زما
دیگر ببخش هرچه گدا جمع می شود

مارا بخر ؛ بیا و معطل نکن مرا
لحظه های لطف و صفا جمع می شود

امشب که رفت جز عرفه ،ای خدای من
دریای رحمت تو کجا جمع می شود

این بار من که ریخته در راه آخرش
با رحمت امام رضا جمع می شود

امشب که رفت وعده ما در محرم است
در صحن ارک اهل عزا جمع می شود

آخر به لطف فاطمه این جمع بی ریا
در صحن شاه کرب و بلا جمع می شود

جمعه 26 تیر 1394  7:04 PM
تشکرات از این پست
salma57 ravabet_rasekhoon
seyed1390
seyed1390
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 54
محل سکونت : هرمزگان

پاسخ به:رمضانه ؛ دلنوشته های ماه رمضان

به پاى درد و دل بنده چاه کم آورد.
مقابل جگر من که آه کم آورد.

به پيش هيچ کسى کج نگشت گردن من
ولى مقابل اين بارگاه کم آورد.

تمام شد رمضان, تازه ما شروع شديم
به شب نشينى عشاق ماه کم آورد

به بارگاه کريمت گناهکار آمد
ولى ببخش اگر که گناه کم آورد.

شدم شبيه به “جون”غروب عاشورا

کنار نور تو رنگ سياه کم آورد

اگر نگاه کنى کم مياورم حتما

زهير در قبل يک نگاه کم آورد.

براى کوه گناهى به کاه راضى شد

بدا بحال هر آنکس که کاه كم آورد

خدا زياد کند بين توبه ها کم را

زمان توبه چه خوب ست گاه کم آورد.

زمان توبه من هم نريخت گريه من

همينکه رفت دم قتلگاه, کم آورد.

خودت بيا و بگو ياعلى بلندم کن

دوباره بنده تو بين راه کم آورد
استاد علی اکبر لطیفیان

 

جمعه 26 تیر 1394  7:04 PM
تشکرات از این پست
salma57 ravabet_rasekhoon
seyed1390
seyed1390
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 54
محل سکونت : هرمزگان

پاسخ به:رمضانه ؛ دلنوشته های ماه رمضان

افسوس که ایام شریف رمضان رفت
سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت

افسوس که سی پاره این ماه مبارک
از دست به یک باره چو اوراق خزان رفت

شد زیر وزبر چون صف مژگان، صف طاعت
شیرازه جمعیت بیداردلان رفت

بی قدری ما چون نشود فاش به عالم
ماهی که شب قدر در او بود نهان رفت

با قامت چون تیر در این معرکه آمد
از بار گنه با قد مانند کمان رفت

بر داشت ز دوش همه کس بار گنه را
چون باد سبک آمد و چون کوه گران رفت

از رفتن یوسف نرود بر دل یعقوب
آن ها که به صائب ز وداع رمضان رفت

جمعه 26 تیر 1394  7:05 PM
تشکرات از این پست
salma57 ravabet_rasekhoon
adam55
adam55
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 678
محل سکونت : لرستان

پاسخ به:رمضانه ؛ دلنوشته های ماه رمضان


«در وداع ماه رمضان»

برگ تحويل مي‌کند رمضان
بار توديع بر دل اخوان


يار ناديده سير، زود برفت
دير ننشست نازنين مهمان


غادر الحب صحبة الاحباب
فارق ‌الخل عشرة الخلان


ماه فرخنده، روي برپيچيد
و عليک السلام يا رمضان


الوداع اي زمان طاعت و خير
مجلس ذکر و محفل قرآن


مهر فرمان ايزدي بر لب
نفس در بند و ديو در زندان


تا دگر روزه با جهان آيد
بس بگردد به گونه گونه جهان


بلبلي زار زار مي‌ناليد
بر فراق بهار وقت خزان


گفتم انده مبر که بازآيد
روز نوروز و لاله و ريحان


گفت ترسم بقا وفا نکند
ورنه هر سال گل دمد بستان


روز بسيار و عيد خواهد بود
تير ماه و بهار و تابستان


تا که در منزل حيات بود
سال ديگر که در غريبستان


خاک چندان از آدمي بخورد
که شود خاک و آدمي يکسان


هر دم از روزگار ما جزوي‌ست
که گذر مي‌کند چو برق يمان


کوه اگر جزو جزو برگيرند
متلاشي شود به دور زمان


تا قيامت که ديگر آب حيا
بازگردد به جوي رفته روان


يارب آن دم که دم فروبندد
ملک الموت واقف شيطان


کار جان پيش اهل دل سهل‌ست
تو نگه دار جوهر ايمان 

 

سعدی

جمعه 26 تیر 1394  10:35 PM
تشکرات از این پست
salma57 ravabet_rasekhoon
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:رمضانه ؛ دلنوشته های ماه رمضان

رمضان میرود و قاب نگاهم نگران

بغض محراب دلم محو وداع رمضان

بگشا دست دعا را به تمنای حضور

ای خدا ذکر همه را به اجابت برسان

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

شنبه 27 تیر 1394  3:04 PM
تشکرات از این پست
salma57 ravabet_rasekhoon
دسترسی سریع به انجمن ها