0

از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

 
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

شهید غلامعلی رجبی

شهید غلامعلی رجبی

محل تولد : محله آذربایجان تهران - ۱۳۳۳

شهادت: عملیات مرصاد - ۱۳۶۷

شاعر شعر معروف : قربون کبوترای حرمت قربون این همه لطف و کرمت..

 

چاه ظلمت است، اینکه قعر آن نشسته ام، و یا کوز های محبت، که خاموش و تلّ خاکسترش روی هم انباشته و من در لابه لای آن غوطه ورم. و یا به کام نهنگ هوا در قعر ظلمتم.

آری شبِ ناکامان چنین است. و دل واماندگان وادی حسرت، گرم این قفس. که تمام روزنه هایش بسته و زندانی آن خسته و پرشکسته، و من به دیواره ی این چهار خانه ي فانی و این حجاب ظلمانی سر نهاده به بیرون فکرمی کنم.

به آنجا که نور است و تلألو آن گیسوی عاشقان و عارفان و سوختگان و محرومان و آزادگان را نوازش می دهد، به آنان که ندای یا سبّوح و یا قدّوسشان نزدیکی سپیده را نوید میدهد.

در این ظلمت که نیمه شب همه جا را فرا گرفته تو کیستی که با چراغ امید پا به دلم نهادی؟ و مرا نوید میدهی، انگار سیاهی نیست! انگار زندان نیست!

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

دوشنبه 11 اسفند 1393  1:09 PM
تشکرات از این پست
zare58 omiddeymi1368
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

 

شهید حاج رحیم جباری

تولد: ۱۳۴۷- قزوین

شهادت: ۱۳۶۷

الهی! راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.خدایا ! اینک بنده ای تنها از قعر ذلتها و سیاهی ظلمت ها و انبوه غربتها با تو سخن می گوید.

خدایا ! اکنون گنه کاری دروازه ي قلبش را به رویت باز می کند و مشت چرکین و خروارها رسوایی را به امیدی بر تو ارزانی می دارد.

بارالها ! روسیاهی از اندرون گرداب معصیت فریاد بلندی سازد و از اعماق زشتیها و پلیدیها به تو مسئلت می نماید.

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

دوشنبه 11 اسفند 1393  1:11 PM
تشکرات از این پست
zare58 omiddeymi1368
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

زیباترین شعر شهید بسطامی

شهید علی بسطامی

تولد:۱۳۴۲ - منطقه ملکشاهی ایلام

شهادت: ۱۳۴۲ - مهران

برو اي نفس اماره تو را هم پا نباشم من

نی ام آن مرغ، كاندر بند آب و دانه باشم من

من آن صيدم كه دنبال بلا حيران همی گردم

دلم گنج است و سرگردان پي پروانه باشم من

برو اي نفس، مي خواهم كه در راه وصال او

بگردم بي كَس و سرگشته و بي خانه باشم من

برو اي نفس، در راهش رضايت داده ام از جان

شَوَم آواره همچون مرغكي بي لانه باشم من

برو اي نفس، آسايش، نباشد شيوه ي عاشق

چنان خواهم كه شيدا مثل يك پروانه باشم من

برو اي نفس، پابند تعلق كي شود جانم

نهادم سر به غربت، كز همه بيگانه باشم من

به جان و دل خريدم محنت و رنج سفرها را

خوشم در غربت از سوداي آن جانانه باشم من

به سامان تا كه آرم حالت شوريدگانم

ندارم باك اگر سرگشته همچون شانه باشم من

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

دوشنبه 11 اسفند 1393  1:14 PM
تشکرات از این پست
zare58 omiddeymi1368
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

شهید حسین شهرام زاده

نام و نام خانوادگی : شهرام حسین زاده

نام پدر :حسن

تاریخ تولد: ۱۳۴۷

محل تولد:کومله

تاریخ شهادت: ۱۰/۶/۶۵

محل شهادت و نام عملیات: حاج عمران – کربلای ۲

امروز در روزگاریششه ای خزیده ایم مگر خون این همه شهدای عزیز که جان شان را در ره معشوق نهاده اند از یادمان رفته است چرا یاد گرفته ایم که فقط هر بار که شهیدی تشییع شد در فکر جنگ باشیم. بپرسید از همسنگران شهدای عزیز که آنان چگونه سر به لقای حق نهاده اند و پیام آخرشان چه بوده است. آری برادرم و ای خواهرم تنها چیزی که از شهدا ما وارث آنیم راهی ناتمام است که رهروی مردانه می خواهد.

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

دوشنبه 11 اسفند 1393  1:16 PM
تشکرات از این پست
zare58 omiddeymi1368
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

نوشته شهید حسین علی عالی

شهید حسین علی عالی (سمت چپ)

تولد:محرم ۱۳۴۶

محل تولد: زابل - روستای جهانگیر زابل

عملیات شهادت: کربلای ۵

ای شهید یوسف الهی (یکی از دوستان شهید) برخیز که محراب نماز در انتظار سلام توست. برخیز و نماز عشق را تمام کن نمازی که در نیمه راه آن را بدون سلام گذاشتی و به سوی معشوقتت پرکشیدی.

این نمازی که تو بدون سلام گذاشتی فرشتگان الهی مأموریت یافتند و تمام کردند و بر این تمام کردن نماز مغرور گشته و افتخار کردند!

با ما نیز بگوئید ای شهیدان تا در راه شما قدم برداریم و به جوار شما بیایم. شما مؤذن کدامین مکتبید که در چشمان شما نور ایمان و در نگاه هایتان انتظار شهادت جلوه گر بود. با ما بگوئید ای لاله های سرخ، ای آزادگان و ای وارستگان ، ای رهروان حسینی ای، راهیان کوی دوست که شما را سوی کدام ستاره خوانده است و چه کرده اید تا به او رسیده اید و همیشه سخن از عروج و پرواز بر لب دارید. دست ما را بگیرید و به آن سو راهنمائی کنید و در این دنیا تنها نگذارید. آری دوستان ، در سوگ شما مسئولیت زندگی برایمان مشکل شده و به هر کجای این دنیا نگاه می کنیم روح مقدس شما نظاره گر افعال ماست. مبارک باد برشما چنین عروجی! خدایا مرا هرچه زودتر به دوستانم برسان.

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

دوشنبه 11 اسفند 1393  1:17 PM
تشکرات از این پست
zare58 omiddeymi1368
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

شهید محمد مجازی

نام: محمد

نشان: مجازی

فرزند: عزت اله

تاریخ تولد: 1344

محل تولد: شانجان

تاریخ شهادت: 1367/05/05

محل شهادت: اسلام آباد غرب

مزار: بهشت زهرا، قطعه 40، ردیف 48، شماره 4

بسم الله الرحمن الرحیم
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

الهی قلبی محجوب و نفسی معیوب...
آن که آسمان ها و زمین را آفرید و ما را نیز،تا از این نعمات خدادادی استفاده کنیم اما من...آن که انسان ها را با قلب های مختلف الحال آفرید و حالت اخلاص را در فطرت همه قرار داد اما من….آن که عبادت را آفرید تا انسان ها با عبادت به او نزدیک تر شوند اما من….آن که اخلاص را آفرید و در وجود هر فردی قرار داد تا از آن اخلاص استفاده کند و به وسیله آن اخلاص مقرب درگاه او شود اما من…..آن که عشق را آفرید تا به کمک این عشق بتوانیم عاشقش شویم اما من…

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

دوشنبه 11 اسفند 1393  1:18 PM
تشکرات از این پست
zare58 omiddeymi1368
parisaexp
parisaexp
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 888
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

 

دلیر مردی که شجاعت کم نذیری داشت و نامش برای تمامی رزمندگان اسلام موجب دلگرمی بود
شیر جبهه های نبرد با دشمن و یار و یاور بسیجی ها

سردار شهید محمد علی شاهمرادی
 

منبع : shohada-esf.ir

لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ زَکَاةٌ وَ زَکَاةُ الْعَقْلِ احْتِمَالُ الْجُهَّال‏

برای هر چیزی زکاتیست و زکات عقل تحمّل نادانان است.

چهارشنبه 13 اسفند 1393  1:06 AM
تشکرات از این پست
zare58 omiddeymi1368
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

دانش آموز شهيد محمود ناظری:

«بسم الله الرحمن الرحيم»

"و من طلبنی وجدني و من وجدني عرفني...."

"وهر كس مرا طلب كند خواهد يافت و هر كس مرابيابد خواهد شناخت و هر كس مرا بشناسد عاشقم خواهد شد و آنكه عاشقم شد من نيز عاشقش شوم و هر كس كه عاشقش شدم مي كشم او را و آنكه من او را بكشم خون بهايش بر من واجب است پس من خود خون بهاي او خواهم بود ..."

سپاس فراوان خداوند يكتا را كه ما را آفريد و به ما درس چگونه زيستن و چگونه مردن آموخت و با سلام به پيشگاه اختر تابناك ولايت و امامت مهدي موعود (عج) و سلام برنائب بر حقش امام امت و سلام و درود بي پايان بر تمامي رزمندگان اسلام كه با نثار خونشان نهال انقلاب اسلامي را آبياري مي نمايند.

خدايا بارلها خودت شاهدي كه من هيچ نوع مقصدي جز دفاع از قانون اسلامي خودت ندارم و اين راهي كه من انتخاب كرده ام راهي است كه امام حسين (ع) اين راه را پيموده و علي اكبر پيموده، عباس دلاور پيموده، كليه شهيدان از صدر اسلام گرفته تا اكنون پيموده اند پس خون من از خون بقيه شهدا كه بهتر نيست لذا از درگاه ايزد منان تقاضاي شهادت در راه ستايش تو را دارم.

من محمود ناظري فرزند علي اكبر بر اساس مسئوليتي كه بر عهده من بود كه از حريم اسلام دفاع نمايم راهي جبهه هاي حق عليه باطل شدم تا از مرزهاي سياسي اسلام دفاع كنم. اميد است كه خداوند مرا ببخشد و لحظه اي من را به خود وانگذارد و ضمن عفو و بخشش از كليه دوستان و همشهريان اميد است خداوند عبادت همگي را در راهش قبول بفرمايد و اميدوارم كه خداوند به شما پدر و مادر عزيزم صبر عنايت فرمايد.

پدرجان من عقيده دارم به فرموده اماممان و روح خدا، اگر بكشيم يا كشته شويم در هر دو حال پيروزيم.من زندگي زير بار ظلم را قبول نخواهم كرد و مرگ سرخ را بر اين زندگي ترجيح مي دهم.

به من الهام شد كه به آرزوي ديرينه ام، شهادت، خواهم رسيد اما افسوس مي خورم كه ۱۸ سال از عمرم مي گذرد و هنوز اندر خم يك كوچه ام.

پدر عزيزم، درود خدا برتو باد كه با امضاي رضايت نامه ي من در حقيقت شهادت نامه ام را امضا كردي.

در پايان مقداري حساب با برادران داشتم كه اسامي آنها را يادداشت كرده ام، تصفيه نماييد.

يك ماه هم روزه قرض دارم اميد است قضايش را بدهيد.

ديگر عرضي ندارم. والسلام.

محمود ناظری۷/۷/۱۳۶۳

 

 

 

 

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

پنج شنبه 14 اسفند 1393  9:42 AM
تشکرات از این پست
zare58 omiddeymi1368
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

وصیت نامه ی شهید نوجوان مهرداد عزیزاللهی

«به جبهه اومدم شاید کمکی در راه خدا بکنم و گناهانم پاک بشه»

«تو این مدت البته ما هیچ کاری نکردیم. هر کاری که می‌شد خدا می‌کرد. ما فقط وسیله بودیم. همین حالا که ما داشتیم با موتور از خط می‌آمدیم یک خمپاره تقریباً 5 متری ما خورد. قشنگ 5 متری موجش ما را تکان داد و یک ترکش هم نخوردیم ما فقط وسیله بودیم در این جبهه ها. هیچ کاره ایم. ضعیفیم در مقابل این قدرت ها. فقط خداست که ما را یاری می‌کند.»
شهید مهرداد عزیز الهی

دانش آموز شهید «مهرداد عزیزاللهی» در مهرماه سال 1346 در شهر اصفهان در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. دوران کودکی خود را در کنار برادر خویش مسعود که او نیز به فیض شهادت نایل شده، سپری کرد.

تحصیلات راهنمایی را به پایان نرسانده بود که با جثه‌ای کوچک ولی روحی بلند و شجاعتی وصف ناپذیر به جبهه اعزام شد و همزمان با حضور در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل، در سنگر علم و دانش و تا قبل از شهادت درس خود را تا سال سوم هنرستان در رشته برق الکترونیک ادامه داد.

شهید «مهرداد عزیز اللهی» در سال 1364، در عملیات کربلای 4 در جزیره «ام الرصاص» در حال غواصی به شهادت رسید و جاودانه شد.

خانواده «عزیز اللهی» 6 پسر داشته که 4 نفر از آنها در جبهه‌ها حاضر بوده‌اند و مهرداد و مسعود به شهادت رسیده‌اند و محمد هم اکنون جانباز شیمیایی می‌باشد. پسر دیگر نیز جزو آزادگان سرافراز بوده است.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

پنج شنبه 14 اسفند 1393  9:43 AM
تشکرات از این پست
zare58 omiddeymi1368
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

وصیت نامه شهید محمدرضا مهرپاک از شهدای دانش آموز:

«بسم الله الرحمن الرحیم»

می خواهم خامه قلم را به سینه کاغذ آشنا کنم و نقشی از رخ آن زیبا را به این سینه سفید منقش کنم اما قلم را توانایی این کار نیست، کاغذ را تحمل این نقش نیست. می خواهم امواج خروشان احساس را به مهار (عقل) در زندان تن محبوس کنم. اما عقل را توان به بند کشیدن دل نیست.تن را قدرت نگهداشتن روح نیست. چشمانم را می بندم می خواهم تصویری از آن جمال رعنای یار را در ذهن تصور کنم.

اما تصویر آن جمال زیبا را کسی قادر به تصور نیست. می خواهم مرغ اندیشه را از پرواز آسمان سرخ رنگ عشق باز دارم اما او را هیچ قیدی قادر به مقید ساختن نیست.این آسمان خونین را از طیران این مرغ باز داشتن ثواب نیست. قلم را دوباره به چرخش وا می دارم.امواج خیره سراساس به ساحل اطمینان هجوم می آوردندآن یاررعنا تمام قد عشق رابه تماشاایستاده است.

مرغ اندیشه به پرواز خویش ادامه می دهد کاغذ از سیاهی قلم نقش می پذیرد دل زبان گشوده که:ای نازنین دلبر تو مرا همچو شبنم صبحگاهی پاک خواسته بودی و من روسیاه از نوک پا تا فرق سر به گناه آلوده گشتم. پس مراببخش.

ای دوست،تو ازمن خواسته بودی به عهد وفا کنم وبه سویت بشتابم و من همان شاکر نادانی هستم پس مراببخش ولی بدان من نیز روزی پاک بودم قلبم هنوز از زنگار پاک بود.چشمانم هنوز بر رخی نگاه نکرده بود.دستانم هنوزبه ناپاکی آلوده نشده بود.

وجودم پاک بود،عقلم پاک بود،(آه ای زیبای زیبایان) چه کنم نفس بر من غالب شد و تو خود حال مرا می بینی،شیطان را به دوستی برگزیدم و تو روزگارم رامی بینی ولی هرگز از روی طغیان سر از فرمانت نپیچیده ام،هرگزازروی عمد برخلاف دوستی ام عمل نکرده ام.هرگز!

خود می دانی حتی آن هنگام که طعم گناه از دهانم زایل نگشته بود فکر تو آن را تلخ می کرد که هرگز گناه لذت نداشته است خود می دانی همواره پشیمان بوده ام ولی چه کنم که وجود کثیفم را شیطان مسلط شده است.

هرگاه خواسته بود سیلی به رخ شیطان زنم این نفس جلویم را گرفته بود.آری خود می دانی روزگاری پاکترین و صادقترین بودم.شبها به لبخندی می خوابیدم وصبح هابه لبخندی دیگربیدار می شدم شب و روزم با تو می گذشت.

و حالا،رانده از هر جا،مانده از هر چیز،پشیمان از هر کار به درگاهت آمده ام،می گفتندتو به این سرزمین آشنایی دراین جا دوستان زیادی داریم.می گفتندبه اینجانظری داری ومن سرازپا نشناخته به اینجا آمده ام شتاب داشتم تا به اینجا برسم.

پا برهنه،جامه دریده،چشم گریان،با تنی ریش به اینجا رسیده ام.چشمانم کم سو گشته اند پاهایم مجروح است دلم پریشان است،آیاتومراخواهی پذیرفت؟آیابرای دیدنت حالی جزاین می خواهی؟ آیابرای وصالت مهریه ای بالاترازاین خواستاری؟پس کی برمن ناتوان نظرخواهی افکند.

پس کی مرا خواهی پذیرفت.همه خوبانت را قبول کرده ای و من بیچاره بر درگهت نشسته ام که چه کنی.آیا وقتی خونی در بدنم در جریان است روحی در تنم باقی است،تو مرا می پذیری حاشا و کلا! تا دستانم می جنبد،قلبم می تپد تو مرا هرگز قبول نخواهی کرد؟

پس ای شمشیرها مرا در بر گیرید،ای نامردان جاهل مرا بکشید،ای خون فوران کن،ای تن پاره شو،ای چشم کور شو،بگذار دستانم بکشند.پاهایم قطع شود مغزم پریشان شود،مگرتواین را نمی خواهی مگر تو این را قبول نمی کنی؛پس تو می گویی چه کنم؟

بهای دیدنت را این جان ناقابل قرار داده ایم،پس ای خصم مرا بکش.به درگهت انتظار تلخ است، برای وصالت صبر نتوان کرد مرا در انتظار مگذار،هرکس خواسته است به شیطان پشت پا بزند ،هر کس می خواهد راه میان بر را انتخاب کند.

هرکس خواسته است با تو دم ساز شود،هر کس خواسته است با تو هم سخن شود به اینجا شتافته است و من از آنها تبعیت کرده ام.آیا مرا هم قبول خواهی کرد؟

هیچ کس وقتی بدن پاره پاره ام را دید گریه نکند.احدی چشم به جسم بی روحم دوخت گریه نکند. این تن جز قفس نیست که این پوست و استخوان بیش نیست.این بدن پوسته صدفی بیش نیست، مرواریدش را تقدیم یار کرده ام و حقش هم همین است.

بر من قبری نسازید،مرا از یادها ببرید،من نبودم،منی وجود نداشته است می خواهم همه جز او مرا از یاد ببرندمی خواهم تنها باشم وشمامرا ازاین تنهایی بازندارید،هر کس می خواهد بهترین راه را انتخاب کند باید بیشترین بها را بدهد من نیز چنین کرده ام پس مرا بر این ناراحت نشوید که بسیار سود برده ام.

پدر جان از شما می خواهم در مسجد بعد از نماز حتماً طول عمر امام را از خدا بخواهید و پیروزی لشگریان اسلام را خواستار شوید واگر توانستید به یاد رزمندگان وامام زمان(عج)و پیروزی نهایی اسلام بعد از نماز(امن یجیب) بخوانید.ملت عزیز ایران از امام امت پیروی کنید که صلاح و پیروزی و رستگاری ما در این است.

خدایا!خدایا!تا انقلاب مهدی خمینی رو نگهدار...

منبع:وبلاگ«وصایای دانش آموزان شهید»

نثار ارواح طیبه شهدا صلوات...


مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

پنج شنبه 14 اسفند 1393  9:44 AM
تشکرات از این پست
zare58 ma23hasan omiddeymi1368
armin1900
armin1900
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 120
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

مرگ تدریجی 


گرچه با کپسول اکسیژن مجابت کرده اند
مادرت می گفت دکترها جوابت کرده اند

مرگ تدریجیست این دردی که داری می کشی
منتها با قرصهای خواب ، خوابت کرده اند

خواب می بینی که در سردشتی و گیلانغرب
خواب می بینی که بر آتش کبابت کرده اند

خواب می بینی می آید بوی ترش سیب کال
پس برای آزمایش انتخابت کرده اند

خواب می بینی که مسئولان بنیاد شهید
بر در دروازه های شهر قابت کرده اند

قصرشیرینی که از شیرینی ات چیزی نماند
تو پلی هستی که چون سرپل خرابت کرده اند

خوشه خوشه بمبهای خوشه ای را چیده ای
باد خاکی ؛ با کدامین آتش آبت کرده اند

با کدامین آتش ای شمعی که در خود سوختی
قطره قطره در وجود خود مذابت کرده اند

می پری از خواب و می بینی شهید زنده ای
با چه معیاری نمی دانم حسابت کرده اند

 

منبع وبلاگ خودم 

  operations.blogfa.com

پنج شنبه 14 اسفند 1393  10:10 PM
تشکرات از این پست
zare58 omiddeymi1368 ma23hasan
ma23hasan
ma23hasan
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1393 
تعداد پست ها : 828
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

 

 

بسم ا... الرحمن الرحیم سـتایش خدای را که ما را به دین خود هدایت نـمود و اگر مـا را هـــدایت نمی کردما هـدایت نمی شــدیم السلام علیک یا ثارا... ای چراغ هدایت و کشتی نجات ، ای رهبر آزادگان ، ای آموزگار شهادت بر حران ای که زنـــده کردی اسلام را با خونت و با خون انــصار و اصــحاب باوفایت ای که اسلام را تا ابــــد پایدار و بیمـه کردید .

یا حسین(ع) دخیلم آقا جانم وقتی که ما به جبهه می رویم به این نیت می رویم که انتقام آن سیلی که آن نامردان برروی مادر شیعیان زده برای انتقام آن بازوی ورم کرده و گرفتن انتقام آن سینه ســــوراخ شده می رویم . سخت است شنیدن این مصیبتها خدایا به ما نیرویی و توانی عنایت کـن تا بتوانیم بـرای یـاری دینت بکار ببندیم . خدایا به ما توفیق اطاعت و فــرمانبرداری به این رهبر و انقـــلاب عنایت بفرما . خـــــدایا توفیق شناخت خودت آنطور که شـــــهداء شناختند به ما عطا فرما و شهداء را از ما راضـی بفرمــا و ما را به آنها ملحق بفرما .خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم ، جز معصیت چیزی ندارم و ا... اگر تو کمک نمی کردی و تو یاریم نمی کردی به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستــارالعــیوبی را بر می داشــتی میدانم کـه هیچ کدام از مردم پیش من نمی آمدند ، هیچ بلکه از من فرار می کردند حتی پدر و مادرم . خدایا به رمت و مهربانیت ببخش آن گناهانیکه مانع از رسیدن بنده به تو می شود . الهی عفو... بر روی قبرم فقط و فقط بنویسید ( امام دوستت دارم و التماس دعا دارم ) که میدانم بر سر قبرم می آید .

 

(السلام علیک یا کریم اهل بیت یا حسن ابن علی (علیه السلام

 

تاپیک های تحت مدیریت

(عاشقان امام حسن (ع

رستوران راسخونی

شنبه 16 اسفند 1393  7:09 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
ma23hasan
ma23hasan
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1393 
تعداد پست ها : 828
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

(السلام علیک یا کریم اهل بیت یا حسن ابن علی (علیه السلام

 

تاپیک های تحت مدیریت

(عاشقان امام حسن (ع

رستوران راسخونی

شنبه 16 اسفند 1393  7:10 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
ma23hasan
ma23hasan
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1393 
تعداد پست ها : 828
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

(السلام علیک یا کریم اهل بیت یا حسن ابن علی (علیه السلام

 

تاپیک های تحت مدیریت

(عاشقان امام حسن (ع

رستوران راسخونی

شنبه 16 اسفند 1393  7:17 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
ma23hasan
ma23hasan
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1393 
تعداد پست ها : 828
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

(السلام علیک یا کریم اهل بیت یا حسن ابن علی (علیه السلام

 

تاپیک های تحت مدیریت

(عاشقان امام حسن (ع

رستوران راسخونی

شنبه 16 اسفند 1393  7:18 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
دسترسی سریع به انجمن ها