0

از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

 
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

مرگ را براي ما بد ترجمه كرده اند ولي ما براي اين زندگي مي كنيم كه به دوران زندگي دوم خود كه مرگ نام دارد برسيم .بنابراين مرگ آغاز زندگي جاويد ما است. شهید حاج مهدي عراقي

دوشنبه 20 بهمن 1393  10:05 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368 liasam
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

آن روز به مسجد نرسید. برای نماز به خانه آمد و رفت توی اتاقش. داشتم یواشکی نماز خواندنش را تماشا می کردم. حالت عجیبی داشت. انگار خدا، در مقابلش ایستاده بود.طوری حمد و سوره می خواند مثل اینکه خدا را می بیند؛ذکر ها را دقیق و شمرده ادا می کرد. بعدها در مورد نحوه ی نماز خواندنش ازش پرسیدم، گفت : اشکال کار ما اینه که برای همه وقت می ذاریم جز برای خدا!نمازمون رو سریع می خونیم و فکر می کنیم زرنگی کردیم ؛ اما یادمون می ره اونی که به وقت ها برکت می ده ، فقط خود خداست .  شهید علیرضا کریمی

دوشنبه 20 بهمن 1393  10:05 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368 liasam
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

من این لباس را پوشیده‌ام و از بیت المال امرار معاش می کنم که پاسدار اسلام و وفادار به رهبرم، امام خمینی باشم ..... بنابراین باید فریاد بزنم و جز این چاره‌ای ندارم. ایت الله شهید سیدمحمد سعیدی

دوشنبه 20 بهمن 1393  10:06 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368 liasam
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

دیدن یک روحانی در ارگ بم خیلی ها را متعجب می کرد. آنها که دیگر ژاپنی بودند و روحانی ندیده!! کلی از اسلام و ایران پرسیدند و جواب شنیدند. آخرسر با هم ارگ را گشته بودند بیخود نبود اصرار داشت زبان انگلیسی اش را کامل کند.  شهید محمدجواد باهنر

دوشنبه 20 بهمن 1393  10:06 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368 liasam
fatemexry
fatemexry
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1393 
تعداد پست ها : 5428
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

همسر من!
 لاله‏اى خونین به روى سینه بنشان
 چون شب اندیشان هراسانند از گل واژه‏ى خون
 همسر من!
 سرافراز چهره بگشا
 خوشه‏هاى اشک را از دیده برچین تا مبادا
 یاغیان شب بپندارند تو
 از شوى شهید خفته در خاکت ننگ دارى


    رئیس جمهور شهید محمدعلى رجایى

بس که دل‌تنگم اگر گریه کنم، می‌گویند:

قطره‌ای قصدِ نشان‌دادنِ دریا دارد

السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی بن موسی الرضا (ع)

دوشنبه 20 بهمن 1393  10:17 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368 liasam
fatemexry
fatemexry
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1393 
تعداد پست ها : 5428
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

 دهم تیرماه سال 1360 وقتی که دشمن بعثی از زمین و هوا کشورمان را بمباران می کرد دانش اموزی 12 ساله از خطه سبزوار عازم جبهه های جنگ شد احمد نظیف خیلی زود به خیل شهدای جنگ پیوست 25 روز بعد از حضورش در جبهه های جنگ در منطقه قلاویزان مهران بر اثر اصابت ترکش به گردنش به درجه رفیع شهادت نائل شد. این شهید نوجوان قبل از انقلاب در جلسات مساجد و تظاهرات حضور فعالی داشت و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز مدتی در بسیج و جهاد فعالیت داشت.
پدر شهید نظیف درباره رفتن وی به جبهه ها این طور گفت: در آخرین دیداری که با خانواده داشت بسیار خوشحال بود و در جواب ما که می گفتیم هنوز برای تو زود است به جبهه نرو، می گفت: اگر نگذاری بروم به شهر دیگری رفته و از آنجا روانه جبهه می شوم.
در بخشی از وصیت نامه این شهید آمده: اکنون که آمریکای جنایتکار و شوروی تجاوزگر، کمر همت برای نابودی اسلام و انقلاب اسلامی بربسته اند و آتش فتنه به دامن دو کشور مسلمان انداخته اند، من در این برهه از زمان راه خود را شناخته و یافتم و راه علی اصغر(ع) و راه امام حسین (ع) را تا ایثار جان دنبال می کنم

بس که دل‌تنگم اگر گریه کنم، می‌گویند:

قطره‌ای قصدِ نشان‌دادنِ دریا دارد

السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی بن موسی الرضا (ع)

دوشنبه 20 بهمن 1393  10:18 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368 liasam
fatemexry
fatemexry
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1393 
تعداد پست ها : 5428
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

وصیت نامه شهید محمد جهان آرا

از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که خرمشهر سقوط کرد یک ماه بطور مداوم کربلا را می دیدم. «ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین».
 
بارپرودگارا، ای رب العالمین، ای غیاث المستغیثین و ای حبیب قلبو الصالحین.
تو را شکر می گیوم که شربت شهادت این گونه راه رسیدن انسان به خودت را به من بنده ی فقیر و حقیر و گناهکار خود ارزانی داشتی.

من برای کسی وصیتی ندارم ولی یک مشت درد و رنج دارم که بر این صفحه ی کاغذ می خواهم همچون تیری بر قلب سیاه دلانی که این آزادی را حس نکرده اند و بر سر اموال این دنیا ملتی را، امتی را و جهانی را به نیستی و نابودی می کشانند، فرو آورم.

خداوندا! تو خود شاهدی که من تعهد این آزادی را با گذراندن تمام وقت و هستی خویش ارج نهادم. با تمام دردها و رنج هایی که بعد از انقلاب بر جانم وارد شد صبر و شکیبایی کردم ولی این را می دانم که این سران تازه به دوران رسیده، نعمت آزادی را درک نکرده اند چون دربند نبوده اند یا در گوشه های تریاهای پاریس، لندن و هامبورگ بوده اند و یا در ...
و تو ای امامم! ای که به اندازه ی تمام قرنها سختی ها و رنج ها کشیدی از دست این نابخردان خرد همه چیزدان! لحظه لحظه ای این زندگی بر تو همچن نوح، موسی و عیسی و محمد (ص) گذشت.

ولی تو ای امام و ای عصاره ی تاریخ بدان که با حرکتت، حرکت اسلام را در تاریخ جدید شروع کردی و آزادی مستضعفان جهان را تضمین کردی. ولی ای امام کیست که این همه رنجها و دردهای تو را درک کند؟! کیست که دریابد لحظه ای کوتاهی از این حرکت به هر عنوان، خیانتی به تاریخ انسانیت و کلیه انسان های حاغضر و آینده تاریخ می باشد؟
ای امام! درد تو را، رنج تو را می دانم چه کسانی با جان می خرند، جوان با ایمان، که هستی و زندگی تازه ی خویش را در راه هدف رسیدن حکومت عدل اسلامی فدا می کند. بله ای امام! درد تو را جوانان درک می کنند، اینان که از مال دنیا فقط و فقط رهبری تو را دارند و جان خویش را برای هدفت که اسلام است فدا می کنند.
 

ای امام تا لحظه ای که خون در رگ های ما جوانان پاک اسلام وجود دارد لحظه ای نمی گذاریم که خط پیامبر گونه تو که به خط انبیاء و اولیاء وصل است به انحراف کشیده شود.
ای امام! من به عنوان کسی که شاید کربلای حسینی را در کربلای خرمشهر دیده ام سخنی با تو دارم که از اعماق جانم و از پرپر شدن جوانان خرمشهری برمی خیزد و آن، این است؛
ای امام! از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که خرمشهر سقوط کرد من یک ماه بطور مداوم کربلا را می دیدم هر روز که حمله ی دشمن بر برادران سخت می شد و فریاد آنها بی سیم را از کار می انداخت و هیچ راه نجاتی نبود به اتاق می رفتم، گریه را آغاز می کردم و فریاد می زدم ای رب العالمین بر ما مپسند ذلت و خواری را.

بس که دل‌تنگم اگر گریه کنم، می‌گویند:

قطره‌ای قصدِ نشان‌دادنِ دریا دارد

السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی بن موسی الرضا (ع)

چهارشنبه 22 بهمن 1393  11:11 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368 liasam
shirdel2
shirdel2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 5535
محل سکونت : یزد

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

بنام خدا

فرازی از وصیتنامه سردار شهید حاچ چواد شابلی

" از ملت عزیز و شرافتمند ایران درخواست می نمایم در حراست از خط ولایت فقیه که همان خط سرخ انبیاء است کوشش نمایند و با حضور دائم خویش در صحنه به ضد انقلاب و خفاش صفتان که چشم دیدن آفتاب این انقلاب را ندارند مجال و فرصت ندهند که این دیو سیرتان از هر فرصتی علیه انقلاب استفاده خواهند نمود...."

تاریخ شهادت  1363/12/23

محل شهادت : شرق دجله

                  

چهارشنبه 22 بهمن 1393  11:30 PM
تشکرات از این پست
liasam omiddeymi1368
shirdel2
shirdel2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 5535
محل سکونت : یزد

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

بنام خدا

فرازی از وصیتنامه سردار شهید دکتر محمدعلی رهنمون

" در این لحظات از خدای بزرگ طلب عفو و بخشش دارم و استغفار می کنم . امیدوارم خداوند گناهان بی حد و حسابم را عفو کند. من که در درگاهش روسیاهم و فقط امید عفو و بخشش او را دارم...."

تاریخ شهادت : 1362/12/06

محل شهادت : طلاعیه

                  

چهارشنبه 22 بهمن 1393  11:36 PM
تشکرات از این پست
ria1365 liasam omiddeymi1368
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)








 هرگاه در نماز حضور قلب نداشتيد بعد از آن يك صفحه قرآن بخوانيد.

شهيد سيد محمدحسن بني سعيد

     Android , iOS , Windowsphone , Symbian , Java, Mobile Review ,Learning

چهارشنبه 22 بهمن 1393  11:38 PM
تشکرات از این پست
liasam omiddeymi1368
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)





علاقه‌ي عجيبي به عبادت داشت، مخصوصاً به نماز. دوست داشت كه هميشه نماز را در مسجد بخواند. زيبا دعا مي‌خواند و با خدا راز و نياز مي‌كرد. با رفتار خويش باعث شده بود كه مردم برايش احترام خاصي قايل باشند. احترامش به پدر و مادر درخور ستايش بود. با محبت با آن‌ها رفتار مي‌كرد. زماني كه مي‌خواست براي آخرين بار به جبهه برود چشمانش پر از اشك شد و آهسته گفت: «اين آخرين مرخصي من بود، من ديگر برنخواهم گشت! و ديگر هيچ‌گاه قدم بر خاك روستايمان نگذاشت». 


منبع : منبع :كتاب كرامات شهدا - صفحه: 67 راوي : برادر شهيد(مرتبط با پست بال؟) 

چهارشنبه 22 بهمن 1393  11:41 PM
تشکرات از این پست
liasam omiddeymi1368
shirdel2
shirdel2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 5535
محل سکونت : یزد

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

بنام خدا

فرازی از وصیتنامه سردار شهید ذبیح الله عاصی زاده

" سفارش اول من این است که حافظ ولایت فقیه باشید و امام و رهبرمان را همچون نگین انگشتر در میان خود نگه دارید و تمام مشکلات مملکت را بدون سر و صدا حل کنید. سفارش دوم این است که ملت ما باید الان خود را بسازد تا فرد فرد این ملت یک مربی باشند."

تاریخ شهادت : 1362/07/31

محل شهادت : ارتفاعات غرب(منطقه بانه کردستان)

                  

چهارشنبه 22 بهمن 1393  11:43 PM
تشکرات از این پست
liasam omiddeymi1368
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

نوشته شـــده در پنجشنبه چهاردهم دی 1391ساعــت2:28 تــوسط روزبه قمصری | 13 نظر
شهيد حجت‌الله سرتیپ‌نیا : برخي مدعيان حامي اسلام، خائن هستند
فرازی از وصیتنامه شهید:
 
 
بسم‌الله الرحمن الرحیم
 
وصیت می کنم پدرم همچو عمار به حضرت رسول (ص) و حضرت امام عزیز وفادار باشيد. همچنین مادر مهربان و مومنه ام و برادران مخلص و بدون تکلفم شما هم به امام وفادار باشید. مطمئن باشید امام راست می‌گوید و فقط او و مخلصان مقرب و بی‌ریای ایشان هستند که می‌توانند اسلام از پا افتاده را بر پای دارند.
 
پدرم،مادرم و برادرانم، وظیفه خود را در حد واجب کفایی انجام داده‌اید ولی این را فراموش نکنید که هنوز دین خود را به اسلام ادا نکرده‌ایم. پدر معظم و مادر مکرمه و برادران شریفم، مواظب باشید با افرادی که یا جنگ را تحریم می‌کنند و یا جبهه نمی‌روند و لاف حمایت از اسلام را می‌زنند، تماس نداشته باشید که به خدا سوگند اینها همه دروغگو است و خائن به اسلام هستند. فکر نکنید چون در این دنیا مقامی دنیایی دارند پس بنابراین خوبند. نه، آنها غافلند. مبادا شما هم در این غلفت‌شان شریک و یا دخیل شوید.

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

شنبه 25 بهمن 1393  10:20 AM
تشکرات از این پست
liasam omiddeymi1368
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به رهبر انقلاب امام خمینی ، درود بر شهیدان و بر روحانیت مبارز و همه همسنگران و رزمندگان ایران . سلام بر آنها که امامشان را در تمام مدت تنها نگذاشتند و همراه و پیرو خط او بودند .

خداوندا شکر ، شکرت که مرا به پای خود بازخواستی شکرت که مرا به آرزویم رساندی ، تو خودت شاهدی که من آرزویم این بود .

من وصیتی ندارم که باشد . چیزی ندارم که بخواهم وصیت کنم . وصیت بقیه شهیدان اینقدر زیبا و کامل بوده که وصیت من چیزی را نمیتواند نشان دهد .

اولین چیزی که میخواهم بگویم از پدر و مادرم خواهش میکنم اگر انشاالله من شهید شدم که امیدوارم شهید شده باشم به معنای واقعی کلمه هیچگونه گریه و ناراحتی و یا بی تابی از خود نشان ندهند ، افتخار کنند ، خودشان میدانند چقدر من میخواستم شهید شوم ، بدانند که صبر مخصوصا در این موارد در برابر خدا بسیار ارزش دارد و مرا در پیشگاه خدا خجالت زده و شرمنده نکنند . منصور نظریه

" وصیت نامه شهید منصور نظریه ایثارگری که در اسپانیا به شهادت رسید "

 

تاریخ شهادت : 4/10/1360

محل شهادت : یکی از شهرهای اسپانیا

محل دفن : گلزار شهدای بهشت زهرا ( س ) قطعه 24 ردیف 124 شماره 9

 

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

شنبه 25 بهمن 1393  10:23 AM
تشکرات از این پست
liasam omiddeymi1368
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

روح و شخصيت شهيد آنچنان پاک و وارسته شده است که در بدنش و در خونش و حتي در جامعه‌اش اثر گذاشته است. بدن شهيد، يک جسد متروح است، يعني جسدي است که احکام روح بر آن جاري شده، بدن و جامه‌ شهيد از ناحيه‌ روح و انديشه و حق‌پرستي و پاک باختگي ‌اش کسب شرافت کرده است.

شهيد اگر در ميدان معرکه، جان به جان آفرين تسليم مي‌کند، بدون غسل و کفن با همان تن خون‌آلود و جامه‌ خون‌آلود دفن مي‌شود.

اگرچه دنيا، زيبا و دوست‌ داشتني است، دنيا آدم را به طرف خودش مي‌کشد اما خانه‌ آخرت خيلي از دنيا زيباتر است؛ خيلي از دنيا بالاتر و عالي‌تر است که آخر کار بايد گذاشت و رفت؛ پس چرا انسان آن را در راه خدا انفاق نکند. اين بدن‌هاي ما ساخته شده که آخر بميرد پس چرا در راه خدا با خمپاره قطعه ‌قطعه نشود.

پدر و مادرم و خواهرم و همسرم اگر من بدون خداحافظي از شما به جبهه رفته‌ام، وقت نداشتم خبر بدهم مرا ببخشيد و حلالم کنيد و بر من گريه نکنيد و راهم را ادامه بدهيد....

خداوندا! در چشمانم روشنايي و در دينم بصيرت و در قلبم يقين و در علمم اخلاص و در نفسم سلامت و در روزيم وسعت قرار بده و مرا مادامي که باقي هست، شکرگزار خودت قرار بده .....

والسلام

«شهید ابراهيم بارگاهي»

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

شنبه 25 بهمن 1393  10:25 AM
تشکرات از این پست
liasam omiddeymi1368 ghaem72
دسترسی سریع به انجمن ها