0

از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

 
javad2012_1
javad2012_1
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391 
تعداد پست ها : 217
محل سکونت : خراسان

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

شهدا مظهر قدرت ایران اند

لبیک یا حسین

صلوات

یک شنبه 19 بهمن 1393  1:44 PM
تشکرات از این پست
farzad_59
farzad_59
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : بهمن 1393 
تعداد پست ها : 28
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

بیاموزیم که تا عاشق خدا نشویم بر ما عاشق نخواهد شد

یک شنبه 19 بهمن 1393  9:03 PM
تشکرات از این پست
shirdel2
shirdel2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 5535
محل سکونت : یزد

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

بنام خدا

فرازی از وصیتنامه سردار شهید حاج ابراهیم جعفرزاده

میان ما و شهادت عهدی است برای رفتن و تنها آنان که بر پیوندشان با او ماندند با شهادت خواهند رفت.

تاریخ شهادت : 1363/12/24

محل شهادت : الصخره عراق

 

                  

یک شنبه 19 بهمن 1393  10:35 PM
تشکرات از این پست
shirdel2
shirdel2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 5535
محل سکونت : یزد

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

بنام خدا

فرازی از وصیتنامه سردار شهید علی خبیری

بر شماست ای ملت رزمنده که پیام آور خون شهیدان باشید ، شهیدانی که از بهترین افراد و مومن ترین کسانی بودند که به این انقلاب عشق می ورزیدند و آنقدر عشق ورزیدند که پر و بالشان در کنار معشوق سوخت، خونشان بر زمین ریخت و تمام نشستگان تاریخ را به قیام خواند و چنین نقش بست بر زمین که دریای بی کران انسانها به پا خیزد با یک دست قرآن و یک دست سلاح بر گیرد و از حق و رسالت انسانی و شرف خود دفاع کند.

تاریخ شهادت : 1364/03/07

محل شهادت : شلمچه

 

                  

یک شنبه 19 بهمن 1393  10:44 PM
تشکرات از این پست
shirdel2
shirdel2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 5535
محل سکونت : یزد

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

بنام خدا

فرازی از وصییتنامه سردار شهید ضیاء زارع

بار خدایا به من توفیق بده تا بتوانم در راه تو قدم بردارم. بار معبودا من جز تو کسی را ندارم و امیدوارم که من را به راه راست هدایت فرمایی و قدمهایم را در راه خودت استوار نگهداری و قبل از اینکه توفیق شهادت را نصیبم گردانی ، گناهانم را پاک کن .

تاریخ شهادت : 1367/01/05

محل شهادت : شیخ صالح

 

                  

یک شنبه 19 بهمن 1393  10:54 PM
تشکرات از این پست
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

تقوا، تقوا اساس كار است .اگر تقوا نباشد اكثر عبادات به خاطر غير خدا مي شود. شهيد سيد عباس جولايي

دوشنبه 20 بهمن 1393  9:44 PM
تشکرات از این پست
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

یه بار صبح که برای خرید لباس با محمد علی به خیابون رفته بودیم ، خریدمون خیلی طول کشید و از صبح تا ظهر از این مغازه به اون مغازه میرفتیم. دوست داشتم لباس دلخواهمو پیدا کنم. با اینکه مشغله کاریش خیلی زیاد بود ولی چیزی نگفت. فقط سکوت کرد .بدون اینکه کوچکترین اخمی بکنه یا حرفی بزنه بهم فهموند که داره رفتارمو تحمل میکنه . همین سکوتش بود که منو به فکر انداخت که چرا باید طوری رفتار کنم که بخواد تحملم کنه. در صورتی که اگه کار به بحث کردن میکشید ، من هیچوقت به این مساله فکر نمیکردم.  شهید محمد علی رجایی

دوشنبه 20 بهمن 1393  9:44 PM
تشکرات از این پست
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

نمازهایمان را با جماعت و اول وقت بخوانیم. شهید ستار کمالوند

دوشنبه 20 بهمن 1393  9:45 PM
تشکرات از این پست
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

شهید بابایی در منزل یک تلویزیون ۱۴ اینچ سیاه و سفید داشت . دکتر روحانی ، جانشین فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا (ص) از این موضوع آگاه بود . ایشان به منظور ارج نهادن به زحمات سرهنگ بابایی در زمانی که ایشان در خانه نبودند ، یک دستگاه تلویزیون رنگی به منزلشان می فرستد . فرزندان بابایی با دیدن تلویزیون رنگی خوشحال می شوند ، ولی همسر ایشان علی رغم اصرار بچه ها از باز کردن کارتن تلویزیون خودداری می کند . چند روز از این ماجرا می گذرد و شهید بابایی از مأموریت بازمی گردد . بچه ها با ورود پدر خبر خوش رسیدن تلویزیون رنگی را به او می دهند و ایشان ماجرا را از همسرش جویا می شود . شهید بابایی از این که خانمش بدون اجازه او تلویزیون را قبول کرده ناراحت می شود . چون بچه ها منتظر بودند تا پدر از راه برسد و اجازه باز کردن کارتن تلویزیون رنگی را بدهد ، شهید بابایی با شگرد خاصی ، سر بچه ها را گرم می کند و در اوج بازی و خوشحالی ،‌از آنها می پرسد : بچه ها بابا را بیشتر دوست دارید یا تلویزیون رنگی را ؟ بچه ها دسته جمعی می گویند : بابا را . سپس شهید بابایی به آنها می گوید : فرزندانم ! در این شرایط ، خانواده هایی هستند که پدرانشان را از دست داده اند و تلویزیون هم ندارند . چون خداوند به شما نعمت پدر را داده ، پس بهتر است این تلویزیون را به بچه هایی بدهیم که پدر ندارند .  شهید عباس بابایی

دوشنبه 20 بهمن 1393  9:45 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

به قد و قواره اش نمي آمد در مورد ازدواج بگويد اما با صراحت تمام موضوع را مطرح كرد! گفتم:زود است بگذار جنگ تمام شود خودمان آستين بالا ميزنيم. گفت:نه پيامبر فرموده ازدواج كنيد تا ايمانتان كامل شود من هم براي تكميل ايمان بايد ازدواج كنم بايد!!!! همين ها را گفت در سن نوزده سالگي زنش داديم!!! گفتيم:حالا بگو دوست داري همسرت چگونه باشد؟ گفت:عفيف باشد و باحجاب  شهيد حسين زارع كاريزي

دوشنبه 20 بهمن 1393  9:46 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

بكوشيم باوحدت آهنين خودهمراه باسازندگي وآباداني حكومت قانون رازيرلواي حكومت الله ورهبري فقيه عصر،امام خميني مستحكمترساخته وكشورمان راباابتكار وخلاقيت بخود كفايي برسانيم. شهید باقر کفاش

دوشنبه 20 بهمن 1393  9:46 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

در راهپيمايي ها بيشتر از پيش شركت كنيد. در دعاهاي كميل شركت كنيد. فرزندانتان را آگاه كنيد. و تشويق به فعاليت در راه الله كنيد. سرتیپ خلبان شهید احمد کشوری

دوشنبه 20 بهمن 1393  9:46 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

سال تحویل دور هم بودیم . سر سفره نشسته بودیم که پدر بهمون عیدی داد. بعدش علی شروع کرد به همه عیدی داد غیر از من . گفت: بیا بالا توی اتاق خودمون. یه قابلمه گرفت و گفت : من میزنم روی قابلمه تو از روی صداش بگرد و هدیه ات رو پیدا کن. گذاشته بد توی جیب لباس فرمش. یه شیشه عطر بود و یه دستبند. این قدر برام لذت بخش بود که تا الان یادم مونده .  شهید علی رضا یاسینی

دوشنبه 20 بهمن 1393  9:47 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

 به نماز نگویید کار دارم ، به کار بگویید وقت نماز است . رئیس جمهور شهید محمدعلی رجایی

دوشنبه 20 بهمن 1393  9:47 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

با اینکه ما خودمان به پول آدامس فروشی نیاز داشتیم ، ولی گاهی اوقات علی اجازه نمی داد من یا خودش فروش کنیم . وقتی می دید بچه ای از خودش فقیرتر است و وضع و حالش از ما بدتر است ، او را جلو می فرستاد و می گفت : تو برو و تو اون ماشین ، آدامش و شکلات را بفروش . خودش کنار می ایستاد و نگاه می کرد . من از این کار علی خیلی خوشم می آمد. با اینکه علی آن موقع شاید کلاس دوم یا سوم ابتدایی بود ، من همه کارهایش را بی برو برگرد قبول داشتم . می دانستم درست عمل می کند.  شهید علی حسینی

دوشنبه 20 بهمن 1393  9:47 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
دسترسی سریع به انجمن ها