0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  12:53 PM

 10 : نامه فرهنگستان پاييز 1386; 9(3 (پياپي 35)):180-185.
 
پهلوي astaxv?n «استخوان»
 
بنونيست اميل*
 
* دانشگاه پاريس
 
 

مقايسه پهلوي astaxv?n، فارسي ustuxv?n (تلفظ آن: (ustux?n) با اوستايي ast-، سنسکريت ashti تنها صورت آغازين اين کلمه را روشن مي سازد. هرن (HORN 1893, p.21) فقط همين صورت در خور توجه را گوشزد ساخته و از آن پس مشکل تماما به حال خود باقي مانده است.
در گويش هاي مغرب ايران است که اين نام (استخوان) به همين صورت وجود دارد. حال آنکه گويش هاي شرقي صورت
astaka- را حفظ کرده اند: سغدي astak، آسي st?g، مونجاتي yost?y، اشکاشمي wastuk، وخي ya??، سنگلجي ast?k، يدغه yast?h، و يغنابي (GAUTHior 1915, p.152; ZARUbiN 1927, p.182) sit?k. تنها جزيي از واژه فارسي (استخوان) در گويش هاي پامير نفوذ کرده، اما صورت هاي محرف گونه گون به وسعت وارد زبان محاوره اي سرحدات غربي ايران شده است: سيوندي istix?n، ناييني usux?n، کردي s?q?n، گوراني s?x?n، ونيشوني issix?ra، سمناني astaq?n، اوراماني ?swaxan?، زفره اي issexore، و جز آن (MANN & HAdANk 1926, p.229; BENEdiCTSEN & CHRiSTENSEN 1921, p.120). astak در پهلوي و ast در فارسي در کنار (ustux?n) astaxv?n به کار رفته است که وجود تفاوت معنايي باريکي را القا مي کند. به دليل کاربرد بسيار کم sataxv?n در پهلوي معناي اين وازه دقيقات براي ما روشن نيست (در ارداويراف نامه، 2.75، از شکنجه خرد کردن استخوان سخن به ميان آمده است). حال آنکه «استخوان» تنها يا با صفت «بزرگ»، هنوز در زبان فارسي، مفهوم «آزادمرد و دلير مرد» را به ذهن مي آورد. اطلاق اين واژه به استخوان حيوانات و هسته ميوه ها نشان مي دهد که آن نه فقط به معني ماهد استخواني بلکه همچنين به معني ماده اي سخت و مقاوم است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها