0

خدایا این چادر بغلی ها را آدم کن!

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

خدایا این چادر بغلی ها را آدم کن!

خدایا این چادر بغلی ها را آدم کن!


کلی نیرو بودیم و یک روحانی گردان، که باید به همه چادرها و گروهان ها سرکشی می کرد و در حد یک چایی خوردن هم که شده، دل بچه ها را به دست می آورد.
خدایا این چادر بغلی ها را آدم کن!

به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، کلی نیرو بودیم و یک روحانی گردان، که باید به همه چادرها و گروهان ها سرکشی می کرد و در حد یک چایی خوردن هم که شده، دل بچه ها را به دست می آورد.

 

برای ناهار و شام برنامه خصوصی نداشت، هر کجا می رسید و سفره پهن بود، آستین ها را بالا می زد و به قول خودش داخل گود می شد.

 

قبل و بعد از غذا مثل همه جا برنامه دعا داشتیم، دعای دوره ای. یکی از خدا چیزی می خواست و حاضرین آمینش را می گفتند.

 

حاجی آن روز میهمان ما بود. کنار او شهردار وقت! نشسته بود که حرف درست و حسابی بلد نبود و اگر بلد هم بود نمی زد. نوبت چرخید تا به او رسید.

 

دست هایش را تا غایت بلند کرد و به زبان اهل دعا و حالت متضرعانه ای، بدون رودربایستی گفت:

«خدایا این چادر بغلی ها را آدم کن!» بعد رو به حاجی کرد که: «حاجی درسته که میگن دعا در غیاب برادر مومن زودتر اجابت میشه؟»

 

دوشنبه 8 دی 1393  11:52 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها