0

حکایتی جالب

 
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

حکایتی جالب

آقای مستطاب زاده ، جوانی بسیار مودب ، متدین و تحصیل کردۀ آمریکاست . وی اصفهانی است ؛ ولی اکنون در تهران زندگی می کند و سالهاست پای منبر من می آید . این جوان در آمریکا شاهد ماجرایی بوده که بسیار جالب است .
او می گوید : « ایامی که در آمریکا تحصیل می کردم با دو – سه دانشجوی مسیحی آمریکایی رفیق شده بودم . شب جمعه ای که اتفاقا با یک تعطیلی رسمی آمریکا مصادف شده بود ، با دوستان ایرانی قصد داشتیم به گردش برویم . یکی از دوستان آمریکایی گفت که من هم می آیم . ما معمولا به نوارهای شما و بخصوص دعای کمیل و منبرهای ماه مبارک رمضان گوش می دادیم . آن روز نیز نوارهای دعای کمیل را که تازه از ایران رسیده بود ، با خود برداشتیم .
در آنجا نوار را گذاشتم و حال معنوی بسیار خوبی به ما دست داد و اشک از دیدگانمان روان گشت . دانشجوی مسیحی هاج و واج ما را نگاه می کرد . بعد از تمام شدن نوار از ما خواست تا بخشهایی از آن را برایش ترجمه کنیم . مطالب پر معنی و پر جذبۀ دعای کمیل ، او را به هیجان آورد و پس از چندی شیعه شد  و جالب تر آن که دروس اسلامی را شروع کرد و چند سالی هم به قم آمد و پس از طی دوره ای به آمریکا برگشت . هم اکنون در آمریکا در لباس روحانیت به امر تبلیغ اشتغال دارد . »
این نیز از برکات کلمات گهربار امیر المومنین (ع) و عرفان پر مغز و اصیل تشیع است .

 

گوشی های ایرانی جی ال ایکس را با تخفیف بخرید

در صورت تمایل پیام بدید

شنبه 27 آذر 1389  12:32 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها