با اين كه ناگزير چراغي نمي برم
مي خواهم از شب – اين شب بي رحم – بگذرم
بايد به مرهمم برسم باورم كنيد
وقتي كه غير رخم ندارم به باورم
هرگز من از اهالي نفرين نبوده ام
اين پيله را به پيلگي خويش مي درم
مثل جزيره اي كه در آنم غرورمند
درهستي تلاطمي خود شناورم
با لهجه اي كه زخم و نمك و مي پراكند
پيچيده درمشام تو شعر معطرم
شعري كه واژه واژه اش از جنس ديگري است
از جنس زخم خواهر و زخم برادرم
منبع: كتاب "امواج ارغواني "
به كوشش : سيد ضياء الدين شفيعي
برگزيده آثار هفدهمين كنگره ي شعر دفاع مقدس
ناشر: بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس