نامه
مي گويند
در آخرين نامه اش نوشته بود
دبيرستان هنوز ادامه دارد و
از مرزهاي دشمن عربي ياد مي گيريم
نوشته بود
گاهي با جنگ بازي مي كنيم
تيرهاي دشمن در خشاب ها چشم مي گذراند
ما قايم مي شويم
تيرهاي ما درخشابها چشم مي گذارد
دشمن!
نوشته بود
باد پيشاني بند يا زهرا بسته
و چادر هاي قرار گاه امداد را به خط مقدم مي برد
و ياس ها تمام هستي شان را
در شيشه اي عطر
به جبهه مي فرستد ؛نوشته بود
ساقي گردان بچه هاي حبيب تير خورده
و قمقمه ها دارند هلاك مي شوند
خودش شهيد شد و
نامه درجيب پيراهنش اسير شد
هنوز منتظريم به دست ما برسد
گره كور پايين امضايش را باز كنيم
و با اثر انگشتش
تصبيق بدهيم!
منبع: كتاب "امواج ارغواني "
به كوشش : سيد ضياء الدين شفيعي
برگزيده آثار هفدهمين كنگره ي شعر دفاع مقدس
ناشر: بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس