بي بي
عباس
با گونه اي در گود
با مسلسلي در دست
نشسته بر تاقچه
و پاك مي كند بي بي
خاكي كه برقاب نمي نشيند هرگز!
بي بي از روزها خسته نمي شود
بي روزها خسته نمي شود
خسته نمي شود از خورشيد
كه آب مي شود
و آرام مي چكد از گونه هاش!
خون ازخاك جاري ست
خون از تاريخ
و سوگواره اي كه عباس را
از اسب پايين مي كشد
بي دست
بي سر
و بي بي غش مي كند
بي آنكه قرص زير زباني اش را آورده باشد
در شيون زنانه ي مسجد
ماه با پنجه هاي گربه
از ديوار بالا مي رود
عباس نشسته
با مسلسلي در دست
با گونه اي در گود
و نگاه مي كند
بي بي را....!
منبع: كتاب "امواج ارغواني "
به كوشش : سيد ضياء الدين شفيعي
برگزيده آثار هفدهمين كنگره ي شعر دفاع مقدس
ناشر: بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس