براي سارا
پاييز آمد بار ديگر بار سارا !
شد زنده در من خاطرات يار سارا !
روح جنون افتاد در ذات« ارس» باز؛
ليلي كش- اين- مجنون ليلي خوار- سارا !
هرگز تو را اين گونه طوفاني نمي برد
دل برده بودي از ارس انگار سارا !
مي گفت آن شب گريه ي پاييزي ابر
عرش خدا هم گريه كرد اين بار سارا !
گفتند ارس را زيستي بسيار سارا !
از ماه ، اصرار از ارس، انكار ...سارا !
پاييز آمد باز در سوگت نشستم
چون تاك خشك سينه ي ديوار سارا!
آن سوي تر، اروند هم داماد را برد
پس، سر به آيين ارس بسپار! سارا !
مردان بسياري كه با اروند رفتند
مي خواستند اين حجله را گلزار ، سارا !
مي خواستند آنان كه تا هرگز نبيند
زلف تو را آيينه ي اغيار سارا!
جاري است چون خون از ارس تا رود اروند
روح حيا و غيرت و ايثار سارا!
يعني چه زيبا اذري رقصيده بودند
در خون نهنگان خليج فارس سارا !
يعني شكر ريز كلام فارسي بود
قند غزل را در دهان بگذار سارا !
منبع: كتاب "امواج ارغواني "
به كوشش : سيد ضياء الدين شفيعي
برگزيده آثار هفدهمين كنگره ي شعر دفاع مقدس
ناشر: بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس