با من چه كرده اين همه مدت ، نبودنت
ديگر شده ست مثل كي عادت ، نبودنت
وقتي شروع مي شوي از لاي دست هام
تكرار مي شود سر هر خط ، نبودنت
تنها دليل پر زدم بوده اي ، ولي
از من گرفته شوق و جسارت ، نبودنت
« دردم نهفته به ز طبيبان مدعي »
اي بودنت شفا و جراحت ، نبودنت
سر روي شانه هاي خيابان ، بدون تو
زل مي زنم دوباره به ساعت ، نبودنت
شكل عذاب بر سرم آوار مي شود
يعني بدل شده به مصيبت ، نبودنت
پرسيدي آه پير شدي پس چرا ، عزيز
گفتم ميان گريه كه ،..... قط نبودنت
منبع : كتاب امواج ارغواني برگزيده ي آثار هفدهمين كنگره ي شعر دفاع مقدس