0

دست پر

 
amirpetrucci0261
amirpetrucci0261
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 27726
محل سکونت : http://zoomstar.ir/

دست پر

بمب وقتي كه خوشه چين افتاد
دست هاي تو بر زمين افتاد
دست هاي گره گشاي تو
تا كه بالا زد آستين ، افتاد
لاله كاري شد آسمان يك دست
تا دو دست تو روي مين افتاد
خم به ابروي خود نياوردي
كي به پيشاني تو چين افتاد ؟
عشق تا گرد وخاك برپا كرد
نقش آيينه بر جبين افتاد
زخم هاي ستاره چين افتاد
دل نبستي به اين و آن هرگز
از دو چشم تو آن و اين افتاد
دل به سرخي سيب ها دادي
دل زدست تو اين چنين افتاد
عشق تكليف شرعي دل شد
چه « خروشي در اهل دل افتاد »
بر لب از اشك شوق ، پي در پي
شور يا رب العالمين افتاد
آه سردي كه از دلت برخاست
چون منور چه آتشين افتاد
بدنت مهر خورد و بر صحرا
پاره هاي صد آفرين افتاد
چشمت از بند صبح شد آزاد
از سحرگاه ، گاه و سين افتاد
ذره بين است عشق و خواهد سوخت
هر كه در زير ذره بين افتاد
پشت دريا به آسمان وصل است
پشت چشمت سه نقطه چين افتاد
تا سبك بال تر روي در امواج
جبرييلي شدي ، « امين » افتاد
دست پر را به آسمان بردي
دست خالي ت بر زمين افتاد
جانماندي از آخرين رخداد
اتفاقي كه آخرين ....... افتاد
متولد شدي در عاشورا
سالگردت به اربعين افتاد

منبع : كتاب امواج ارغواني برگزيده ي آثار هفدهمين كنگره ي شعر دفاع مقدس

شنبه 27 آذر 1389  3:25 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها