آفتاب از سمت دريا، خطي از رؤيا نوشت
باطلوع سبز باران، نامه اي زيبا نوشت
قطره قطره واژه اش گل كرده بود از انتظار
با پلاك و استخوان، شعري ز فرداها نوشت
دشت لاله در غزل، تصوير فردا را كشيد
قاب عكس سرخ تو، تعبير دريا را نوشت
عشق درسجاده ي دل باز نجوا كرد و او
تا ابد تو را درعرصه ي مينا نوشت
سرنوشتت سبز شد، نزد خدا مهمان شديد
حرمت خون شما، تقدير فردا را نوشت
منبع: كتاب اين شرح بي نهايت