
یکی از شیرین ترین لحظات زندگی ام، همنشینی با دخترانِ مقطع راهنمایی
و دبستان است که به بهانــه کلاس نقاشی قرآنی دور هم جمع میشویم و
من هر جلســه از پاکیِ دل و سیرتشان خوشه ای میچینم.
انتهایِ یکی از جلسات مادری دست دخترش را گرفته بود و بلند میگفت:
لطفا به دخترم نماز یاد بدهید به تکلیف رسیده است ولی نمیخواند!
شرمگین شدم ، چطور مادری که باید آموزگار اصلی باشد فرزندش را خطاب
قرار میدهد و جلوی تمامِ کلاس شرمگین میکند؟
جلسه بعد دستانِ زهرای کوچک را گرفتم و کنار حلقه بچه ها نشستیم.
ایده نقاشی آن روز زیبایی بود. ” بچه ها چه موقع زیبا میشوید؟”
موضوع گنگ بود . کمی توضیح دادم و همه شروع به کشیدن
نقاشی کردند.از جمله مواردی که کار شده بود زیبایی هنگامِ حجاب بود.
بحث به حجاب و احکامِ حجاب در هنگامِ نماز رسید و زهرا همه را خوب
میدانست و میگفت:” من نماز را دوست دارم. نماز صحبت با خداست
ولی هروقت میخواهم نماز بخوانم مادرم با لحن تندی میگوید
چرا نمازت را تاخیر انداختی؟ همانجا سرد میشوم و نمیخوانم”
پ.ن: میدانید… گاهی فکر میکنم ، قبل از آموزش به کودکان باید به
والدین آموزش داد چرا که پیامبر اکرم ص نیز با کلامِ زیبا و مهربانی
دعوت میکردند اما الان به جایِ فلسفه حجاب و نماز اجبار وجود
دارد!!بیایید و به جایِ ادعای مسلمانی کمی سیره امامان را در
تبلیغ به کار گیریم.