0

آن سوي ماه دنيايي تقريباً جديد

 
mashhadizadeh
mashhadizadeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 
تعداد پست ها : 25019
محل سکونت : بوشهر

آن سوي ماه دنيايي تقريباً جديد


پس از حدود 50 سال از شرع کاوشها در منظومه شمسي، اکنون به همه سيارات و بسياري اجرام کوچکتر فضاپيما فرستاده ايم و با آنها بيشتر آشنا شده ايم، از تير با سطح چروکيده اش تا نپتون با لکه تاريک بزرگش.
اما سرزمين بزرگي در منظومه شمسي به ندرت ديده شده و تقريباً فراموش شده است: سمت ديگر ماه. طعنه آميز است که سمت ديگر ماه اولين پهنه آسماني جديد بود که در سپيده دم عصر فضا مورد کاوش قرار گرفت. اتحاد جماهير شوروي سابق در اکتبر1959 کاوشگر لونا 3 (Luna 3) را به پشت ماه فرستاد تا تصاويري دانه دانه دار را از آن ارسال کند. جهان از اين کار بزرگ شگفت زده شد؛ کاوشهاي فضايي سرزمينهاي پنهاني را آشکار کرد که فکرها و تخيلات را براي قرنها به خود مشغول کرده بود. اما تا زماني که برنامه اربيتر(Orbiter) ايالات متحده آمريکا در 1966و1967 به تحقق پيوست، تصاوير خوبي از پشت ماه نداشتيم تا منظره غير آشنايي از ماه را ببينيم که درياهاي تيره و گسترده ماه که در سمت نزديک آن فراوان است، در آن نباشد. فضانوردان آپولو نيز در حين بررسي ماه بين سالهاي 1968تا1972 تصاوير تماشايي و خارق العاده اي از آن گرفتند، اما به دليل آنکه محل فرود و نمونه برداري آنها از سنگهاي ماه در سمت نزديک آن بود تقريباً تمام مطالعات بعدي وابسته، مربوط به سمت آشناي ماه که رو به زمين است بود. منظره اي جديد اين روند بايد در ژانويه 1994 تغيير مي يافت، اما چنين نشد. وزارت دفاع ايالات متحده براي نمايش قابليتها و توانمنديهاي حسگرهاي کوچک که براي برنامه جنگ ستارگان تهيه و توليد شده بود فضاپيماي کوچک کلمنتين(Clementine) را به دور ماه فرستاد.
کلمنتين بيش از 2ميليون عکس ديجيتالي از ماه گرفت که براي اولين بار تمام سطح ماه را پوشش مي داد و در تهيه تصوير از ماه بسيار مؤثر بود.

اين عکسها هر کدام سطح کوچکي از ماه را نشان مي داد. دانشمندان نقشه بردار زمين شناسي آمريکا (USGS) در Flagstaff در آريزونا جزء گروهي بودند که اين عکسهاي کوچک را در دو نماي مرکب از سمت نزديک و دور ماه در کنار يکديگر چيدند. متاسفانه تصاوير کلمنتين اغلب بي فايده بودند، زيرا بيشتر ماه تحت روشنايي زياد خورشيد، مشابه نماهاي ماه بدر که از زمين ديده مي شود، عکسبرداري شده بود.

بنابراين بيشتر عکسهاي USGSچون گوهرهاي نتراشيده ديجيتالي به وب سايت آژانس (http://astrogeology.usgs.gov/project/celementine) پيوست.

وقتي به عکسهاي کلمنتين برخوردم از تفاوت دو چهره ماه شگفت زده شدم. مي دانستم که دريا (Maria) در سمت ديگر ماه خيلي کم است، اما عکسها اين مطلب را کاملاً مجسم مي کرد و بعد پي بردم که قبلاً هرگز عکس درستي از سمت ديگر ماه نديده بودم، زيرا عکسي وجود نداشت! تمام مطالعات در مورد سمت ديگر ماه با کنار هم گذاشتن تصاوير اربيتر و آپولو(Apollo) انجام شده بود که به صورت مايل گرفته شده بودند. با کلمنتين براي اولين بار کل سمت ديگر ماه را در يک روشنايي و در يک نظر ديديم. مکاني ناآشنا با ويژگيهاي منحصر به فردي که در سمت رو به زمين ناشناخته است و سزاوار توجه ما مي باشد. عکسهاي کلمنتين از سمت ديگر ماه به وضوح تکه هاي گدازه هاي ماريا و دهانه هايي با پرتوهاي روشن را نشان مي دهد.

اما نبودن درياها به طور گسترده در سمت ديگر ماه، شکل يکنواختي به آن مي دهد که کمتر قابل تشخيص مي باشد، بنابراين سخت تر است که راه خود را به اطراف پيدا کنيد.

اگر سمت ديگر ماه رو به زمين بود،نبودن نوروطرحهاي تيره کارمردم باستان را در شناسايي صورتها و خرگوش در سطح ماه دشوارتر مي کرد. سمت نزديک ماه بياييد براي درک عجيب بودن سمت ديگر ماه، آنچه را درباره نيمکره رو به زمين مي دانيم با هم مرور مي کنيم. ماه 5/4ميليارد سال پيش از باقيماندههاي برخورد عظيم يک سياره نخستين با زمين که به فضا پرتاب شدند شکل گرفت. مواد پرتاب شده در اثر اين برخورد به شدت ضربه خورده يا ذوب شده بودند، بنابراين گازهاي خود و به خصوص آب را از دست دادند.

ماه از به هم پيوستگي( جمع شدن در اثر نيروي جاذبه) اين باقيمانده ها در نزديکي زمين شکل گرفت. در اين فرايند، حرارت عظيم ناشي از برخورد سريع، قمر تازه شکل گرفته را ذوب کرد. فلزات ته نشين شدند تا هسته ماه را تشکيل دهند و مواد سبکتر سرشار از کلسيم به روي سطح شناور شدند: سرباره هايي بر روي اقيانوس سراسري از ماگما. پوسته بالاخره سرد شد و لايه اي به عمق 60کيلومتر( 40مايل) تشکيل داد که غالب آن را آنورتوسيت (Anorthosite) تشکيل مي دهد سنگي که عمدتاً از پلاجيوکلاس (Plagioclase) معدني غني از کلسيم ساخته شده است. رنگ نسبتاً روشن پلاجيوکلاس توجيهي براي نواحي درخشان در ارتفاعات ماه مي باشد. همچنان که در اين تصوير ديده مي شود، گودال مسکوينس (Moscovience) از کف درياي تيره بزرگتر است. اين تصوير قبل از دوران تصوير سازي ديجيتالي، از ترکيب فيلمهاي ضبط شده توسط Orbiter متعلق به ناسا تهيه شده است. ماه اوليه همچنان با خرده هاي باقيمانده از تشکيل آن و نيز ساير اجرام باقيمانده از تولد منظومه شمسي بمباران مي شد. اين مرجله تشکيل دهانه هاي اوليه، شامل پرتابه هايي به بزرگي کوه بود که فرورفتگيهاي ايجاد شده از برخوردهاي کوچکتر را پر مي کردند.

دهانه هاي آتشفشاني کوچکتر از حدود 15کيلومتر مانند يک کاسه ساده هستند، اما در دهانه هاي بزرگتر ديواره ها فرو ريخته و ايجاد شيب و پله مي کنند و لايه هاي زيرين، بالا آمده و يک قله مرکزي به وجود مي آورد. تيکو (Tycho) به قطر 85 کيلومتر و کپرنيک (Copernicus) به قطر 93کيلومتر نمونه هايي از اين دهانه هاي پيچيده هستند که براي هر استفاده کننده از تلسکوپ شناخته شده اند.

هنگامي که اثر برخورد بيشتر از 300 کيلومتر باشد قله مرکزي با يک حلقه مرکزي جايگزين مي شود. در قطرهاي بزرگتر از 400 کيلومتر حلقه هاي هم مرکز خارجي نيز تشکيل مي شود. بعلاوه، مواد کند شده نواحي اطراف را تا صدها کيلومتر مي پوشانند و تکه هاي بزرگ سرگردان پس از برخورد حدود 100کيلومتر دورتر پرتاب شده و دهانه ثانويه به يزرگي 20 تا 30 کيلومتر ايجاد مي کنند. اين گودالهاي بزرگ چند حلقه اي، بزرگترين اثر زمين شناسي روي ماه هستند. نواحي بين اين گودالها که بيشتر در يک سوم جنوبي سمت نزديک ماه هستند، ارتفاعات(Highland) ناميده مي شوند. دهها تا صدها ميليون سال پس از اتمام آخرين بمباران شديد، حرارت ايجاد شده در اثر فروپاشي راديواکتيوي توريم، اورانيوم، سنگهاي دوباره ذوب شده را دهها کيلومتر به زير پوسته برد. اين ماگماي مذاب از شکستگيهاي زير درياچه ها بالا آمده و کف آنها را با گدازه هاي بازالتي پوشاند.

بازالت( عمومي ترين سنگ آتشفشاني روي زمين) غني از آهن و منيزيم است که علت رنگ تيره درياهاي ماه مي باشد. چرا سمت ديگر ماه مخفي است؟ چرا ماه همواره يک چهره خود را به ما نشان مي دهد و روي ديگر خود را پنهان مي کند؟ علت در نيروي کشش است. ماه در نزديکي زمين شکل گرفت و هر دو در آن زمان سريعتر از حال خود مي چرخيدند. جاذبه آنها منجر به تغييرات اندکي در يکديگر شده و به تدريج سرعت چرخش آنها را کم کرد ( به دليل اصطکاک کششي ) در حاليکه انرژي چرخشي به بزرگ شدن مدار ماه منجر مي شد. حتي امروز نيز ماه به تدريج باعث کاهش سرعت چرخشي زمين مي شود ( بيشتر با حرکت بيهوده آب اقيانوسها ) و در نتيجه ماه همچنان هر سال به اندازه8/3 سانتيمتر دور مي شود. ماه که کوچکتر و روشن تر مي شد، تقريباً تمام چرخش خود را مدتها قبل به دليل توقف کششي از دست داد و هنگامي که تقريباً از چرخش باز ايستاد پديده ديگري رخ داد. ماه يک کره کامل نيست بلکه اندکي کشيدگي دارد، بنابراين به طور طبيعي در وضعيت " قفل شدگي کششي" قرار گرفت. اين وضعيت هنگامي که دو جرم نسبتاً نزديک هم گردش مي کنند معمولي است.

قمرهاي مصنوعي زمين نمونه اي از اين پديده هستند. اگر پشتيبان جهت يابي شاتل فضايي خاموش شود، به تدريج به گونه اي در وضعيت مطلق قرار مي گيرد که دماغه آن رو به پايين مي ايستد. مناظر سمت ديگر ماه در مقابل، سمت ديگر ماه با دهانه هاي آتشفشاني، ارتفاعات با رنگ روشن و تنها تعداد کمي درياي کوچک جدا از هم پوشيده شده است. درياي مسکوينس (Moscovience) و کف دهانه تسيولکوسکي (Tsiolkovsky) از اصلي ترين آنها هستند. بيشتر موارد باقيمانده در يک فرورفتگي قرار مي گيرند که از قطب جنوب تا استوا به عرض 2400کيلومتر گسترده شده است. زمين شناسان ماه بر اساس اطلاعات کمي که از آپولو دريافت کردند، متوجه شدند که اين منطقه گودالي ناشي از يک برخورد بزرگ بوده است. نقشه هاي توپوگرافي کلمنتين تاييد کرد که اين فرورفتگي عظيم، پهناورترين و عميق ترين اثر فرورفتگي در منظومه شمسي است که در ابتدا به نام آ«گودال بزرگ پشت ماهآ» (Big Back50157e Basin) شناخته مي شد، ولي امروزه بيشتر به نام آ«قطب جنوب-آيتکنآ» (SPA: South Pole-Aitken) خوانده مي شود، زيرا از قطب جنوب تا دهانه آيتکن امتداد دارد. عمق مرکز آن 94کيلومتر است و برآمدگيهاي بلند نزديک قطب جنوب بخشي از لبه آن هستند.

ضربه اي که فرورفتگي SPA را ايجاد کرد، آنقدر مواد را از جا کند که پوسته ماه در آن قسمت فقط حدود 30کيلومتر است.
در واقع پايين ترين قسمت ماه، کف SPA است. حجم زياد موادي که از SPA خارج گرديد در تمام ماه پراکنده شد برخي بايد به زمين رسيده باشد اما احتمال بيشتر خارج از لبه گودال افتاد. اين نکته در ارتفاع فلات پهناور شمال گودال اهميت دارد که ارتفاع آن به 8 کيلومتر بيش از شعاع متوسط ماه مي رسد. SPA به طور واضح يک فرورفتگي حلقوي است، اما عکسهاي کلمنتين که با چند طيف نوري گرفته شده است چيزهايي را آشکار مي کند که شگفت آورتر است. بر خلاف بيشتر ماه که سرشار از آهن (درياها) يا فقير از آهن (ارتفاعات) است، ناحيه داخل SPA داراي آهن متوسط است که در ظاهر خاکستري آن مؤثر مي باشد. شگفت آورتر آنکه SPA نسبتاً داراي توريوم فراوان است و نشانه عناصر KREEP مي باشد: سنگهاي غير معمول ماه که غني از پتاسيم (K) هستند، عناصر کمياب زميني( REE: Rare Earth Element ) و فسفر (P). تصور مي شود که سنگهاي KREEP در لايه هاي زيرين پوسته وجود داشته باشد. به دليل عمق برخورد SPA که به دهها کيلومترمي رسد، اين برخورد ممکن است قشر زيرين و گوشته زير آن را نيز کنده باشد. بنابراين کف SPAهدف اوليه براي ماموريتهاي نمونه برداري روبوتيک در آينده مي باشد. کمياب بودن گدازه هاي دريا در سمت ديگر ماه امکان داشتن نماهاي بهتر از داخل گودال برخورد را مي دهد.

گودالهاي سمت نزديک ماه نظير ايمبريوم (Imbrium) ، کريزيوم (Crisium)، سرنيتاتيس (Serenitatis) و ترانکويليتاتيس (Tranquillitatis) آنقدر با گدازه ها پوشيده شده اند که ساختار داخلي آنها مخفي و نامطمئن است. بهترين نماي ما از ساختار گودالها مربوط به ارينتيل (Orientale)مي باشد که چهار حلقه هم مرکز کوه مانند شبيه چشم گاو دارد و فقط گودالهاي کوچکي از گدازه هاي دريا در بين و مرکز آنها وجود دارد. گودال ارينتيل به خوبي توسط اربيتر 4 ( Orbiter IV) عکسبرداري شد و به الگويي براي تفسير تمام گودالهاي بزرگ ديگر در منظومه شمسي تبديل گرديد. هزاران تصوير گرفته شده توسط فضاپيما کلمنتين در اين دوعکس از سمت نزديک و دور ماه، کنار هم قرار داده شده اند. شمال در بالا است. در عکس سمت دور ماه، محوطه کوچک در بالا- چپ، درياي مسکوينس(Moscoviense) است. درياچه تيره با لبه هاي تيز در پايين- چپ، تسيولکوسکي مي باشد و لکه خاکستري بسيار بزرگ نزديک پايين، گودال آ«قطب جنوب- آيتکنآ» است که بزرگترين گودال برخوردي شناخته شده در منظومه شمسي مي باشد. بالا: کلمنتين به دقت نقشه ارتفاعات کل ماه را مشخص کرد.

اين نقشه ها ارتفاعات از8 کيلومتر پايين تر از کره ميانگين تا 8کيلومتر بالاتر را نشان مي دهد. به عمق درياهاي سمت نزديک، عمق زياد گودال بزرگ قطب جنوب-آيتکن و ارتفاع مابقي قسمتهاي سمت دور ماه دقت کنيد. راست: اين حلقه تيره بزرگ در جنوب درياي ارينتيل احتمالاً شامل خاکستر آتشفشاني است که از حفره باريک و طولاني مرکز آن به بيرون پرتاب شده است. شرودينگر (Schrodinger) يک گودال بزرگ در سمت ديگر ماه و در نزديکي قطب جنوب ( پايين )، کوههاي داخلي بين يک برآمدگي مرکزي و حلقه مرکزي تمام عيار را نشان مي دهد. تمام چنين ساختارهايي در سمت نزديک ماه از گدازه ها پوشيده شده اند. بيشتر گودالها از ارينتيل کوچکترند، اما ساختار حلقه هاي داخلي را به وضوح نشان مي دهند. حلقه داخلي مسکوينس در برخي جاها تقريباً به بزرگي ديواره اصلي است، اما حلقه هاي با قطر متوسط معمولاً خيلي پايين تر و ناپيوسته هستند. مواد تيره در گودالهاي سمت دور بيشتر در حلقه داخلي قرار دارند، همانگونه که در درياي نکتاريس (Nectaris) در سمت رو به زمين اينگونه است. اينها عميق ترين قسمتهاي کف گودال هستند. بيشتر گودالهاي سمت ديگر ماه به طور قابل توجهي شامل دشتهاي هموار به رنگ روشن، خصوصاً در خندقهاي بين حلقه ها هستند.

در برخي موارد اين دشتهاي هموار داراي برآمدگيهاي هم مرکزي شبيه به چروکهاي درياهاي سمت نزديک ماه هستند که به شدت حکايت از آن دارد که دشتهاي روشن نيز آتشفشاني هستند.
در برخي مکانها، دهانه هاي برخوردي کوچک به دشتهاي روشن نفوذ کرده اند تا مواد درياي تيره را از زير حفر کنند (موجب ايجاد دهانه هاي هاله تيره “dark halo craters†مي شوند) که نشان مي دهد بازالتهاي معمولي درياها در زير دشتها واقع شده اند. شايد سطوح رنگ روشن، باقيمانده برخوردهاي ديرتر در ارتفاعات عمومي و متعارف اطراف باشد.

در بقيه قسمتها، دهانه هاي کوچک فاقد هاله تيره هستند که حاکي از وجود نوع نمومه برداري نشده اي از سنگهاي آتشفشاني در سمت دور ماه مي باشد.
به هر حال، دشتهاي هموار نشان مي دهد که فعاليت آتشفشاني ماه در سمت دور وسيعتر از آن است که در ابتدا بر اساس کميابي درياي تيره در آنجا تصور مي شد.

همچنين سمت دور ماه يک نوع تحول در گودالها را نسبت به سمت نزديک نشان مي دهد. من و ويليام هارتمن (William Hartman) در سال 1971 در دانشگاه آريزونا دو گودال کوچک با قطر و ريخت شناسي متوسط بين گودالهاي معمولي و دهانه هاي برخوردي بزرگ شناسايي کرديم. کامپتون “Compton†(175 کيلومتر) و آنتونيادي “Antoniadi†(140 کيلومتر) هر کدام يک ديواره از نوع ديواره هاي معمولي براي دهانه هاي با قله مرکزي دارند، اما به جاي قله مرکزي داراي يک حلقه داخلي تکه تکه (Fragmentary) هستند. من و هارتمن اين ساختارها را گودالهاي با قله مرکزي (Central-peak basin) ناميديم. به نظر مي رسد انرژي ضربه اي که يک قله مرکزي را در دهانه هاي برخوردي ايجاد مي کند، به روشي پيچيده و کمتر شناخته شده، بيشتر پراکنده شده و به يک حلقه برآمده در گودال تبديل شده است. چرا تعداد کمي دريا؟ چرا سمت دور ماه درياهاي گسترده ندارد؟ رالف بالدوين (Ralph Baldwin) بنيانگذار و پدر زمين شناسي ماه در دهه 1940 يکي از اولينهايي بود که دريافت درياهاي سمت نزديک، جريان گدازه در حوضچه هاي دهانه هاي برخوردي هستند. ضربه هايي که گودالها را ايجاد کردند، پوسته ماه را دچار شکستگي نمودند و اين شکافها به مسيرهايي براي گدازه ها تبديل شدند. پس چرا ماگما در گودالهاي سمت دور نيز به اندازه کافي بالا نيامده تا در آنها جاري شود؟ محتمل ترين علت، ضخامت متفاوت پوسته است. اندازه گيريهاي جاذبه اي توسط کلمنتين تاييد مي کند که ضخامت پوسته در سمت نزديک ماه حدود 55 کيلومتر است، در حاليکه پوسته در سمت ديگر حدود 12 کيلومتر ضخيم تر است.

بنابراين ماگما بايد بيشتر بالا بيايد تا به سطح سمت ديگر ماه برسد. همانطور که قبلاً اشاره شد بيشتر درياهاي سمت دور در جاهايي هستند که پوسته در اثر برخورد SPA نازکتر شده است. در حاليکه مقدار گدازه هاي دريا در سمت ديگر ماه کم است، تعدادي ساختارهاي آتشفشاني هستند که در سمت نزديک متداول و معمول مي باشند. گنبدها، شيارهاي سينوسي و دهانه هاي آتشفشاني هاله تيره از اينها هستند. يکي از انواع صورتهاي آتشفشاني ماه که اغلب ناديده گرفته مي شود، رسوبهاي آذرکوفت (خاکستر آتشفشاني) هستند. مشابه روي زمين اينها هنگامي تشکيل مي شوند که گاز محلول در ماگماي مايع، منبسط شده و ماگما را در حاليکه به نواحي با فشار پايين مي آيد باحبابهاي بسيار کوچکي پر مي کند، درست مثل کف نوشابه اي که چوب پنبه بطري آن بد برداشته شود. خاکستر حاصله به آسمان ماه پرتاب شده و به سطح ماه بازگشت تا رسوبهاي نازک و تيره اي ايجاد کند، نظير همانهايي که در تلسکوپهاي آماتوري روي سطح آلفونسوس (Alphonsus) و نزديک سايت فرود آپولوي 17 در Taurus-Littrow قابل رؤيت هستند. غير معمولترين رسوبهاي آذرکوفت آشکارا در جنوب لکه ارينتيل در سمت ديگر ماه قرار دارد. فضاپيماي زند(Zond) متعلق به شوروي سابق يک حلقه بسيار پهن از مواد تيره را آشکار کرد که در عکس نشان داده شده است. عکسهاي کلمنتين يک فرورفتگي جالب باريک و طولاني را در مرکز اين حلقه نشان مي دهد. کاترين ويتز(Catherine Weitz)، جيمز هد (James Head) و ليونل ويلسون (Lionel Wilson) همگي از دانشگاه براون (Brown) متوجه شدند که ماده سياه، آن سوي ديواره گودال ارينتيل و زمينهاي مجاور را پوشانده است. آنها با موفقيت آن را با خاکستر آذرکوفتي که از فرورفتگي باريک و طولاني به بيرون پرتاب شده است مدل کردند. اين حلقه خاکستر خيلي شبيه حلقه هاي تاريکي مي باشد که آتشفشانهاي قمر آيو متعلق به مشتري را احاطه کرده اند. به هر حال يک فوران پيوسته موادي را با سرعت و زاويه ثابت به بيرون ريخته که منجر به شکل گيري حلقه ها شده است. دهانه پرتوي اهم (ohm) مکاني ديدني و معروف در سمت ديگر ماه است. نبودن پرتوها در سمت شمال آن ( بالا ) نشانه آن است که پرتابه برخورد کننده با زاويه اي کم از اين سمت آمده است. دهانه هاي پرتوي (Ray Craters) در سمت نزديک ماه بدر، حتي دوربين هاي دوچشمي پرتوهاي روشني را نشان مي دهد که از دهانه هاي نسبتاً تازه نظير آريستارکوس (Aristarchus) ، کپرنيک (Copernicus) وخصوصاً تيکو (Tycho) به بيرون منتشر مي شود. بسياري از دهانه هاي کوچکتر هاله هاي روشني دارند که به راحتي روي درياي تيره ديده مي شود. سطح روشنتر سمت دور ماه دهانه هاي پرتوي اي دارد که ديدن آن سخت تر است، اما تعداد زيادي از آنها وجود دارد. احتمالاً پرشکوه ترين آنها جکسون (Jackson) و اهم (Ohm) هستند که پرتوهاي وسيعي دارند که تا صدها کيلومتر کشيده شده است.

هر دوي اينها مثالهايي از برخورد مايل در کتب درسي هستند. پرتوها در شرق و غرب دهانه ها گسترش يافته اند، در حاليکه نواحي شمالي خالي از پرتو است. شبيه سازي آزمايشگاهي برخوردهاي مايل نشان مي دهد که پرتابه اي که دهانه جکسون را ايجاد کرده با زاويه 15درجه بالاي افق از شمال آمده است. هر دو دهانه اهم و جکسون مانند تيکو با حلقه هاي تاريکي از مذاب شيشه اي سخت شده احاطه شده اند. اين مناظر که از تصاوير کلمنتين تهيه شده اند، تصوير ماه را در زاويه 90درجه از خط ديد زمين نشان مي دهد. در منظره سمت شرق ماه ( تصوير سمت چپ) درياهاي آشناي کريزيوم (Crisium)، فکانديتاتيس (Fecunditatis) و ترانکويليتاتيس (Tranquilliatis) در سمت چپ هستند. Oceanus Procellarum در سمت راست قرار گرفته است. درياي ارينتيل در سمت پايين مرکز قرار دارد و حلقه آذرکوفت زير آن مي باشد که يکي از حلقه هاي گودال ارينتيل را پوشانده است. يک سمت ماه مانند بيشتر قمرهاي طبيعي به سمت سياره مادر قفل شده است. ما از روي زمين کمي بيشتر از نيمي از ماه را به دليل حرکات رخگرد ماه مي بينيم و هر ماه به نظر مي رسد چهره ما کمي به اين سو و آن سو مي چرخد. اما چهره همواره در حال جابجايي ماه را در وضعيتي تصور کنيد که ماه در چرخش هماهنگ با زمين قرار نداشته باشد. ترکيب خط متحرک پايان دهنده (Terminator: جدا کننده نيمه تاريک و روشن ماه ) و چرخش آزادانه ماه، منظره هر شب آن را به کلي متفاوت مي کند.

ماه چهره هاي متغير زيادي را نشان مي دهد، گاهي با لکه تيره و زماني بدون آن، مانند دو تصوير قبل. من دوست دارم ارينتيل را در زماني که رو به زمين است رصد کنم و خط پايان دهنده را در حاليکه کوههاي فرش شده و درياهاي پراکنده سطح آن را مي پيمايد تماشا کنم.


 



 

    حمید.bmp

 

 

جمعه 26 آذر 1389  5:51 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها