با کج و تاب راه رفتنت می گویی به من فکر کن.....
با خنده های نازکت میگویی دلت را به من بده .......
آنگاه میگویی تقصیر توست که به من توجه میکنی،من دلم پاک است اما چشمان تو مریض است.
اما من نه به تو توجه میکنم نه به تو فکر میکنم نه تورا میبینم و نه دلم را به تو میدهم ..
دل من دست بهترین حبیب و محبوبم است.
یا خیر حبیبی و محبوب