بز زبان بسته
نصرالدين دو تا بز داشت. يکي از آنها فرار کرد و هر چه دنبالش کرد به او نرسيد.برگشت و افتاد به جان آن يکي بز بيچاره. رفيقي او را ديد و گفت: اين چه کاري بود که کردي؟ نصرالدين گفت: شما نمي دانيد! اگر اين زبان بسته نبود از آن يکي تندتر مي دويد.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.