دواي دردها
مادر نصرالدین مريض شده بود. نصرالدین طبيبي را بالاي سر او آورد. طبيب گفت: دواي اين زن فقط شوهر کردن است. مادرنصرالدین رو به پسرش کرد و گفت: به به! عجب طبيب با شعوري!
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.