خر گمشده
نصرالدين ده تا خر داشت. روزي سوار يکي از آنها شد و بقيه خرهايش را شمرد.اما هر چه مي شمرد مي ديد يکي از آنها کم است. بالاخره چند باري هي سوار شد و هي پياده شد و عاقبت از روي خر پايين آمد و گفت: خر سواري به گم شدن خر نمي ارزد.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.