0

دل گفته هایی پنهانی با خدا

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

دل گفته هایی پنهانی با خدا


دل گفته هایی پنهانی با خدا


دل گفته هایی پنهانی با خدا

 همه ما پنهانی و در نهان با خداوند ، دل گفته هایی با خدا داریم ، کسی از آن خبر ندارد و خود می گوییم و خدا شنونده است . آنچه می آید بخش هایی از گفتگوهای « من و شما » با خداست .

 

گفتم : خسته ام ،

فرمود : « لا تقنطوا من رحمه الله » ؛ از رحمت خدا  ناامید نشوید . ( زمر/53)

 

گفتم : انگار ، مرا فراموش کرده ای ! ،

فرمود : « فاذکرونی اذکرکم » ؛ من را یاد کنید تا یاد شما باشم . (بقره/152)

 

گفتم : تا کی باید صبر کرد ؟ ،

فرمود : « و ما یدریک لعل الساعه تکون قریبا » ؛ تو چه میدانی ! شاید موعدش نزدیک باشد . (احزاب/63)

 

گفتم : تو بزرگی و  نزدیکیت برای منِ کوچک ، خیلی دوره ! تا آن موقع چه کار کنم ؟ ،

فرمود : « واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله » ؛ کارهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند . (یونس/109)

 

گفتم : خیلی خونسردی ! تو خدایی و صبور ! من بنده ات هستم و ظرف صبرم کوچک است ،

فرمود : « عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم » ؛ شاید چیزی که تو دوست داری ، به صلاحت نباشد . (بقره/216)

 

گفتم : « انا عبدک الضعیف الذلیل » ،

فرمود : « ان الله بالناس لرئوف رحیم » ؛ خدا نسبت به همه ی مردم - نسبت به همه - مهربان است . (بقره /143)

 

گفتم : دلم گرفته ، مردم به چی دلخوش کردن ؟! ،

فرمود : « بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا » ؛ باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند . (یونس/58)

 

گفتم : اصلاً بی خیال ! توکلت علی الله ،

فرمود : « ان الله یحب المتوکلین » ؛ خداوند آنهایی را که توکل می کنند دوست د ارد . (آل عمران/159)

 

گفتم : چقدر احساس تنهایی می کنم ،

فرمود : « فانی قریب » ؛ من که نزدیکم . (بقره/186)

 

گفتم : تو همیشه نزدیکی ، من دورم ... کاش می شد به تو نزدیک بشوم ! ،

فرمود : « واذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفه و دون الجهر من القول بالغدو و الاصال » ؛ هر صبح و عصر ، پروردگارت را پیش خودت با خوف و تضرع و با صدای آهسته یاد کن . (اعراف/205)

 

گفتم : این هم توفیق می خواهد ! ،

فرمود : « الا تحبون ان یغفرالله لکم » ؛ دوست ندارید خدا شما را ببخشد ؟ (نور/22)

 

گفتم : معلومه که دوست دارم مرا ببخشی ،

فرمود : « واستغفروا ربکم ثم توبوا الیه » ؛ پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید . (هود/90)

 

گفتم : با این همه گناه ... آخر  چه کاری می توانم بکنم ؟ ،

فرمود : « الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبه عن عباده » ، مگر نمی دانید خداست که توبه را از بنده هایش قبول می کند ! (توبه/104)

 

گفتم : دیگر روی توبه ندارم ،

فرمود : « الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب » ؛ ولی خدا عزیز و داناست ، او آمرزنده ی گناه است و پذیرنده ی توبه . (غافر/2-3)

 

گفتم : با این همه گناه ، برای کدام گناهم توبه کنم ؟ ،

فرمود : « ان الله یغفر الذنوب جمیعا » ؛ خدا همه ی گناهان را می بخشد . (زمر/53)

 

گفتم :  یعنی اگر دوباره بیایم باز هم مرا می بخشی ؟ ،

فرمود : « و من یغفر الذنوب الا الله » ؛ به جز خدا چه کسی است که گناهان را ببخشد ؟ (آل عمران/135)

 

گفتم : نمی دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم ! آتشم می زند ، ذوبم می کند ، عاشق می شوم ! ... توبه می کنم ،

فرمود : « ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین » ؛ خدا هم توبه کننده ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد . (بقره/222)

 

گفتم : « الهی و ربی من لی غیرک » ،

فرمود : « الیس الله بکاف عبده » ؛ خدا برای بنده اش کافی نیست ؟ (زمر/36)

 

گفتم : در برابر این همه مهربانیت چه کار می توانم بکنم ؟ ،

فرمود : « یا ایهاالذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکره و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما » ؛ ای مؤمنین ، خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید . او کسی است که خودش و فرشته هایش بر شما درود و رحمت می فرستند تا شما را از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون بیاورند . خدا نسبت به مؤمنین مهربان  است . (احزاب/43-41)

 

 


ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

دوشنبه 12 آبان 1393  6:09 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها