0

، همين جا خوبست

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

، همين جا خوبست


، همين جا خوبست


كسى غلامى خريد كه براى خودش غذاى خوب از آرد خالص تهيه مى كرد و به غلام نان سبوس دار مى داد. غلام خيلى ناراحت بود تا اينكه از مالك خود تقاضا نمود او را به شخص ديگرى بفروشد.
شخصى او را خريد كه خودش نان سبوس دار مى خورد وبه غلام نخاله آن را مى داد. غلام اينجا هم مدتى ناراحت بود تا اينكه از مالك دوم هم تقاضا كرد او را بفروشد، شايد از اين وضع نجات يابد.
دفعه سوم شخصى غلام را خريد كه خودش نخاله مى خورد وبه غلام هيچ نمى داد. غلام باز هم درخواست فروش كرد. تا اين بار او را شخصى خريد كه خودش اصلاً غذا نمى خورد، و سر غلام را تراشيد و در شب ، چراغ را روى سر غلام عوض مناره مى گذاشت .
غلام بيچاره نزد مالك چهارم ماند و هرگز از او تقاضاى فروش نكرد!
دلال از او پرسيد: اگر اينجا هم ناراحتى به شخص پنجمى تو را بفروشم .
غلام گفت : نه ، همين جا خوبست .
دلال پرسيد: چگونه بر اين حال راضى شدى نزد اين مالك بمانى ؟
گفت : مى ترسم اين دفعه كسى مرا بخرد كه عوض چراغ فتيله چراغ را در چشمم قرار دهد!


ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 11 آبان 1393  1:59 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها