0

حکایت جذاب مرگ گربه

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

حکایت جذاب مرگ گربه


حکایت جذاب مرگ گربه


حكیمی بر سر راهی میگذشت. دید پسر بچهای گربه خود را در جوی آب میشوید.
گفت: گربه را نشور، میمیرد!
بعد از ساعتی كه از همان راه بر میگشت دید كه بعله…!
گربه مرده و پسرك هم به عزای او نشسته.
گفت: به تو نگفتم گربه را نشور، میمیرد؟
پسرك گفت: برو بابا، از شستن كه نمرد ، موقع چلاندن مرد

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 11 آبان 1393  1:35 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها