0

انتهای راه

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

انتهای راه

<font style="font-size:9pt">
<div style="text-align: center;"><img src="il.php?file=midimages/890207/8206/8206_1.jpg" alt="انتهای راه  - Bitrin.com"></div>
<p><br>زن  دست دختر نوجوانش را در دست گرفته و به پیرزن گدایی خیره شده است که در  انتهای بازار دست خویش را به سوی این و آن دراز می کند .<br>مادر به کودکش  می گوید 30 سال پیش آن زن همسر و کودکش را رها نمود و امروز ...<br>کودک به  مادر می گوید بگذار سکه ایی به او بدهم . مادر می گوید سکه اندک تو دردی  از او را دوا نمی کند . <br>کیسه ایی به کودکش می دهد و می گوید این ها را  هم به او بده .<br>کودکش به سوی پیرزن می دود و زن جوان با اشک بخشش نوه به  مادر بزرگش را می نگرد !<br>به سخن ارد بزرگ : کسی که همسر و کودک خویش را  رها می کند ، در پی خفت ابدیست . <br>اگر آن پیر زن در جوانی کودک و همسر  خویش را رها نمی ساخت اکنون لذت در آغوش کشیدن و هم صحبتی با نوه خویش را  از دست نمی داد ...</p> </font>

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 11 آبان 1393  12:18 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها