داستان کوتاه نابینا و ماه
نابینا و ماهنابينا به ماه گفت: دوستت دارم .ــ ماه گفت: چه طوري؟ تو که نمي بيني .ــ نابينا گفت: چون نمي بينمت دوستت دارم .ــ ماه گفت: چرا؟ــ نابينا گفت: اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.