0

تبدیل ابله به نابغه

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

تبدیل ابله به نابغه


تبدیل ابله به نابغه





در دهکده‌ای کوچک مردی زندگی می‌کرد که به ابله بودن اشتهار داشت و ابله هم بود. تمام آبادی مسخره‌اش می‌کردند. ابلهی تمام عیار بود و مردم کلی با او تفریح می‌کردند. ولی او از بلاهت خود خسته شد. بنابراین از مرد عاقلی راه چاره را پرسید.

مرد عاقل گفت: مساله‌ای نیست! ساده است، وقتی کسی از کسی تعریف کرد تو انکار کن

اگر کسی ادعا می‌کند که "این آدم مقدس است"، فوری بگو که "نه! خوب می‌دانم که گناهکار است".

اگر کسی بگوید "این کتابی معتبر است"، فوری بگو که "من خوانده و مطالعه کرده‌ام"، نگران نباش که آن را خوانده یا نخوانده‌ای، راحت بگو مزخرف است.

اگر کسی بگوید این نقاشی یک اثر هنری بزرگ است "راحت بگو که "این هم شد هنر؟ چیزی نیست مگر کرباس و رنگ. یک بچه هم می‌تواند آن را بکشد". انتقاد کن، انکار کن، دلیل بخواه و پس از هفت روز به دیدنم بیا.

بعد از هفت روز، آبادی به این نتیجه رسید که این شخص نابغه است: "ما خبر از استعدادهای او نداشتیم و این که او در هر موردی اینقدر نبوغ دارد. نقاشی را نشان او می‌دهی و او خطاها را به شما نشان می‌دهد. کتاب‌های معتبر را نشان او می‌دهی و او اشتباهات و خطاها را گوشزد می‌کند. جه مغز نقاد شگرفی! چه تحلیل‌گر و نابغه بزرگی!".

پس از هفت روز پیش مرد عاقل رفت و گفت: دیگر احتیاج به صلاح و مصلحت تو ندارم. تو آدم ابلهی هستی!

تمام آبادی به این آدم فرزانه معتقد بودند و همه می‌گفتند: چون نابغه ما مدعی است این مرد آدمی است ابله، پس او باید ابله باشد.


ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

شنبه 10 آبان 1393  11:47 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها