0

در جست و جوی تردید نکن

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

در جست و جوی تردید نکن


در جست و جوی تردید نکن


سری راما کریشنا تعریف می کند که مردی می خواست از رود بگذرد که استاد بیبهی شانا نزدیک شد،نامی را  به پشت مرد چسباند و گفت:

-((نگران نباش.ایمان تو کمکت می کند تا بر آب راه بروی .اما هر لحظه ایمانت را از دست بدهی،غرق خواهی شد))

مرد به بیبهی شانا اعتماد کرد ببینید استاد برر کاغذی که به پشت او چسبانده،چه نوشته است.

آن را برداشت و خواند:(ایزد راما ،به این مرد کمک کن تا از رود بگذرد))

مرد فکر کرد:((همین؟این ایزد راما اصلا کی هست؟))

در همان لحظه،شک در ذهنش جای گرفت،در آب فرو رفت و غرق شد.


ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

شنبه 10 آبان 1393  10:50 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها