0

گنجشک و آتش!

 
haj114
haj114
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 3991

گنجشک و آتش!

گنجشک و آتش!

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و بر می گشت !
پرسیدند : چه می کنی ؟
پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم !
گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد !
گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟
پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد !

دوستی  نه در ازدحام روز گم می شود نه در سکوت شب ، اگر گم شد هرچه هست دوستی  نیست . . .

 
شنبه 3 آبان 1393  4:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها