روزی حضرت باقر علیه السلام فرمود:
خدمت پدرم رسیدم، مشاهده کردم به جایی از عبادت رسیده که هیچ کس نخواهد رسید.
صورتش از شب زنده داری زرد
و چمشها از شدت گریه مانند آتشی سرخ گردیده،
پیشانی از سجده پینه بسته،
قدمهای مبارکش با ساق پا به واسطه سر پا ایستادن در نماز ورم کرده بود
فرمود: من دیگر نتوانستم خودداری کنم. از دیدن آن حال دلم سوخت و شروع به گریه نمودم.
در آن موقع پدرم به فکر فرو رفته بود. بعد از مختصر زمانی متوجه من شد و فرمود:
پسر جان یکی از جزوه های عبادت علی بن ابیطالب علیهالسلام را بیاور. جزوه ای را تقدیم کردم. اندکی از آن خواند و با خاطری افسرده جزوه را به زمین گذاشت و فرمود: «من یقوی علی عبادة علی بن ابیطالب علیهالسلام».
چه کس قدرت دارد مانند علی بن ابیطالب علیهالسلام عبادت کند. [1] .
پی نوشت ها:
[1] بحارالانوار، ج 46، ص 75.