ما امروزه خانه های بزرگتر ، اما خانواده های کوچکتر داریم .
مدارک تحصیلی بالاتر ، اما درک عمومی پائینتر. آگاهی بیشتر ، اما قدرت تشخیص کمتر داریم؛
بدون ملاحظه ایٌام را می گذرانیم خیلی کم می خندیم خیلی تند رانندگی می کنیم خیلی زود عصبانی می شویم تا دیروقت بیدار می مانیم ،
خیلی خسته از خواب بر می خیزیم خیلی کم مطالعه می کنیم خیلی زیاد صحبت می کنیم به اندازه ی کافی دوست نداریم ولی بیش از اندازه دروغ می گوئیم زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما زندگی کردن را نه ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاهتر بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم ، بیشتر می خریم
، اما کمتر لذت می بریم تا کره ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات عزیزی از یک سوی خیابان به آن سو برویم فضای بیرون را فتح کرده ایم ، اما فضای درون را نه ؛ بیشتر برنامه میریزیم اما کمتر به انجام می رسانیم عجله کردن را آموخته ایم ولی صبر کردن را نه
مگر بیشتر از یک بار برای زندگی کردن فرصت داریم؟