
بسم الله الرحمن الرحيم
(ياايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه المرضيه فادخلي في عبادي وادخلي جنتي )
اين كلام قدسي بشارتي است بر آنانكه در بازار بندگي نقد رضاي ربوبي را طلبيدند و از خشنودي كردگار توشه خير آخرت مهيا ساختند تا مطمئن و آرام راه رجعت به سوي مقصود ابدي و معبود ازلي را طي كنند.
به يقين آيت فلاح و رستگاري از فراز ايمان بندگي مومني متجلي مي شود كه از جان مي گذرند و با خداي متعال جز بي بها ي خشنودي حضرتش معامله نمي كنند و هر كجا بيرق راستي در مقابل هجمه ظلمت و پليدي بر افراشته مي شود تكراري پر صلابت از نبرد حق عليه باطل رقم مي خورد . اين اراده الهي است كه خط سرخ شهادت را مستدام مي دارد و بندگان شايسته خود را به مقام شامخ (عند ربهم يرزقون)مي رساند.
سلام و تحيت باد بر سرداران عزيز شهيد لشكر قدس گيلان شهداي عمليات كربلاي 2 منطقه عملياتي حاج عمران
دهم شهريور سال 65 شهيدان ابراهيم اسماعيليان ، شهيد محمد تقي(علي گلستاني) مسئول پرسنلي و جانشين ستاد لشكر و همراه همرزمانشان حاج محمود قلي پور مسئول ستاد رضوانخواه ، محمد نژاد ، قبادي و...به شهادت رسيدند.
سلام و درود به شهيدان و امام شهدا كه هر آنچه امروز از عشق و محبت سخن مي رود گوشه اي از زواياي
پرداختن به حماسه سرداران جنگ و ياد آوري حماسه و پاسداشت آن همه بزرگي ها كه در ميان خون و آتش و گذشت و فداكاري به دست آمده است يك تكليف الهي و انساني است و بستر انديشه و قلم مناسب ترين عرصه ابراز آن واقعيت هاي انكار نا پذير در رهگذر زمان مي باشد .
شهيد عجب واژه اي ، تمثيل در خور مقام آنها يافت نشود شهيد احيائ (عند ربهم يرزقون) است .
بنام خداوندي كه انسان را آفريد و همواره آفريدن او بار امانت را بدوش او سپرد و او را براي تكامل به زمين فرستاد و شهادت را آخرين مرتبه تكامل براي شهيد قرار داد.
با درود بر آنانكه راه حق را پيمودند و ماندند تا در اين راه به فيض عظماي شهادت نائل گشتند.
شهيد هندسه عالم هستي را شناخت و به مهندسي وجودش جامعه و ارزشهاي آن همت گماشت شهيد يعني تحقق ارزشهاي حقيقي و شهادت يعني قدرت بيكران.
شهيد توانست جامعه عقلاني را تعريف و پي ريزي كند . شهيد حق خود را گرفت ، شهادت حق او بود.
سخن گفتن از سرو قامتان ايثار و شجاعت و شهامت بسي سنگين و دشوار است ، چون شهدا شمع محفل بشريتند.
اينان عارفاني بودند كه در مكتب عاشورا درس عشق فرا گرفتند و انقلاب را آئينه تمام نماي ارمان هاي خود مي ديدند كه در تحقق آن پايمردي تا پاي جان استقامت ورزيدند ، اينان آيه هاي عشق بودند ، براي يادمان آنان بايد وضوي قربت گرفت و در نماز و آگاهي و يقين به آنان اقتدا كرد، چرا كه آنان هرنيمه شب به اوج يقين سفر مي كردند و با كوله باري از نور باز مي گشتند.
شهدا همواره بر فراز افق تابناك هستي ايستاده و همچون خورشيد در سپيده دم زمانه خويش مي درخشد.
حيات شهيدان راز و رمزي پيچيده دارد ، پاي نهادن در مسير شان ناممكن نيست چرا كه از جنس انسان اند با همان آرزوها و آمال و خواسته ها و غرايز و تعلقات .
ولي با همت و تلاش و عزمي ستودني كه همه بايد خود را به آن آراسته سازند در ميان همه شهيدان كه با رفتن به پيشگاه قدسي شان همت و عزمي مردانه مي طلبد، برخي شهيدان از پيچيدگي دو چندان و مضاعفي بر خوردارند.
اصلا واژه اي كه با آن بتوان شرح عشق اينان را نگاشت در كدامين قاموس ثبت شده است؟ ماديده ايم كه چگونه در اين ظلمت وانفسا از هور حيات نوشيدند و ابدي شدند ، كوثر دجله را آشاميدند و به ثاقي كوثر اقتدا كردند ، اين حاجيان فكه تا صفاي دوست در رمل دويدند تا زمزم فرات سيراب شدند و قرباني گشتند.
از ميدان نفس معبر وصل گشودند و به نداي ارجعي لبيك گفتند و به معراج رفتند .
اينان همان مسجودان ملائك بودند و راز (اني اعلم مالا تعلمون)
(و نريدو ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين )
سخن گفتن از شهيد كار آساني نيست چگونه انسان خاكي توان وصف موجودي افلاكي كه به وادي (عند ربهم يرزقون) پر گشوده خواهد داشت.
غم فراق ياران آنچنان داغ بزرگي است كه هيچگاه گذز زمان گرد فراموشي بر آن نمي نشاند ، شايد ذهن دنيايي از دست دادن عزيزان را غم فرض كند اما آنها يي كه در شعله هاي تعهد و تقوي سوختن نمي توان مرده فراموش شده محسوب كرد. زيرا آنها كليد گنج معادلات را همان لحظه اي يافتند كه با ياد معبود به سوي آسمانها پر گشودند، اما غم فراق و دوري براي بازماندگان است كه از درك مقام آن بزرگواران نزد معبود بي خبرند يا از مقام آنها مطلع هستند ولي به جايگاه آنها غبطه مي خورند و اين غم غم شوق و ايشتياق هم هست كه خود مقام با ارزشي است.
با چشم حسرت نگاه خويش رد پاي سفركردگان را پي مي گيرند و اندوهي به وسعت تمام ابرهاي آسمان ، شانه هاي جهان را مي لرزاند و صخره ها را مي گرياند كه در قفاي جواني پاي از پهناي خاكدان بر گرفته و جان و جهان را به عزت نشانده اند.
شهدا زنده هستند ، شهدا شخصيت هاي ممتازي هستند و در واقع آن ها مي دانستند كه در كدام راه قدم گذاشته اند.
شهدا راه خود را آگاهانه انتخاب كرده اند.
درود خداوند به اين خط سرخ شهادت و رحمت بي پايان حق تعالي بر شهيدان خط سرخ در طول تاريخ اينان پيروان سيد الشهدايند.
ظواهر زندگي و كاميابي هاي مادي انسان را از توجه به اين شهدا باز مي دارد و نسبت به اين امام زادگان عشق بي اعتنا هستيم ، تنفس در فضاي آزاد امروز اين سرزمين بي شك با مجاهدت مرداني رقم خورد ه كه روز گار ي با گذشت از جان و مالشان براي آينده نظام حماسه آفريدند ، از خدا مي خواهم كه ادامه دهنده راه شهدا باشم ، آنهايي كه با بودنشان و زندگي شان به ما درس ايثار دادند و با جهادشان درس مقاومت و با رفتن شان درس عشق به ما آموختند ، شهدا شرمنده ايم .
اين حقير ناصر ملكي از دوستان و همرزمان ابراهيم اسماعيليان هستم ، ابراهيم فرزند مرحوم حضرت حجت الاسلام والمسلمين رمضانعلي اسماعيليان امام جمعه فقيد بندر كياشهر توابع آستانه اشرفيه هستند .
در يكي از اعزام هاي مجدد به جبهه ها آقا ابراهيم به همراه پدر شريف شان با هم اعزام شده بوديم و يك حال خاص معنوي در منطقه داشتيم حقير با ابراهيم بسيار دوست بودم و در يك چادر زندگي مي كرديم من شاگرد ايشان بودم از او درس زندگي و شجاعت آموختم .
در سالگرد ايشان كه دهم شهريور ماه است بسر مي بريم 28سال است از شهادت ايشان مي گذرد كما كان در قلب ما جاي دارند بنده هر موقع به گيلان سفر مي كنم حتما سر مزار شريف ايشان براي عرض ادب حاضر مي شوم و فاتحه اي براي شادي روح ايشان و پدر بزرگوارشان و دو برادر شهيدشان قرائت مي نمايم.
شهيد ابراهم اسماعيليان (مظهر الذين قالوربنا الله ثم استقاموا بودند)
او چهره خيلي مخلص داشت در خصوص وضع حال عرفاني كه شهيد ابراهيم داشت در دعاي توسل حال خاصي پيدا مي كرد.
ابراهيم جان من به شما غبطه مي خورم به سجده هايتان به ناله هاي نيمه شب پشت خاكريز . چقدر محتاج سجده هاي زلال نيايش شما هستم ، چقدر دلتنگ يك سجاده نياز ، يك سجاده اشك ، يك سجاده اخلاص شما هستم.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
ناصر ملكي - شهريور93

نفر سمت چپ شهید اسماعیلیان است