0

توبیخ یک استوار به خاطر معروف شدن/خبرنگاران مظلوم‌ترین قشر در جنگ تحمیلی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

توبیخ یک استوار به خاطر معروف شدن/خبرنگاران مظلوم‌ترین قشر در جنگ تحمیلی

در مراسم بزرگداشت خبرنگاران خبرگزاری ایرنا در دفاع مقدس:
توبیخ یک استوار به خاطر معروف شدن/خبرنگاران مظلوم‌ترین قشر در جنگ تحمیلی

استوار علیپوری که یک آدم ناشناخته بود حالا عکسش در سراسر کشور و حتی لندن پخش شده و او حالا معروف شده بود.

خبرگزاری فارس: توبیخ یک استوار به خاطر معروف شدن/خبرنگاران مظلوم‌ترین قشر در جنگ تحمیلی
  •  

به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، مراسم تجلیل از خبرنگاران و عکاسان خبرگزاری ایرنا در سال‌های دفاع مقدس با حضور محمد‌رضا صادق مشاور رسانه‌ای رئیس‌جمهور، علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سردار نائینی، عزیزی رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس، بیژن نوباوه نماینده مجلس شورای اسلامی، عیسی سحر‌خیز از فعالان رسانه‌ای در دفاع مقدس، حجت‌الاسلام دعایی مدیرمسئول روزنامه اطلاعات، سید‌نظام‌الدین موسوی مدیرعامل خبرگزاری فارس، خددای مدیرعامل خبرگزاری ایرنا و جمعی از عکاسان و خبرنگاران ایرنا در تالار ایوان شمس برگزار شد.

در این مراسم دکتر خددادی مدیرعامل ایرنا دقایقی به سخنرانی پرداخت و گفت: قرار است در این مراسم مجمع پیشکسوتان ایرنا تشکیل شود و مقام معظم رهبری امسال را سال مدیریت جهادی نامگذاری کردند که رزمندگان دیروز همان مدیران جهادی امروز هستند.

وی در ادامه ضمن خیر مقدم به حضور دکتر کمال خرازی اولین مدیرعامل خبرگزاری ایرنا بعد از انقلاب گفت: من از شاگردان آقای خرازی هستم. سپس بعد از دکتر خددادی سردار نائینی مسئول قرارگاه نجف اشرف در زمان جنگ تحمیلی گفت: نقش عزیزان خبرنگاران در حوزه رسانه بسیار برجسته بود. خبرنگاران و جبهه مردمی و گروه چهل شاهد و غیره در مجموع نیروهای مسلح و نیروهای جهادی جای تشکر از همه آنهاست.

وی گفت: خبرنگاران و فعالان رسانه در دوران دفاع مقدس باید فضای عمومی را برای پشتیبانی از جنگ آماده می‌کردند و نیز فضای مواجهه با جبهه و دشمن را نیز باید فراهم می‌کردند البته کار اصلی خبرنگاران تازه بعد از پیروزی در عملیات‌ها آغاز می‌شد. بعد از سردار نائینی حسن هانی‌زاده نماینده ستاد تبلیغات جنگ در دوران دفاع مقدس به سخنرانی پرداخت و گفت: تبلیغات جنگ از عناصر اصلی پیروزی ایران در جنگ بود که متاسفانه بعد از جنگ تحمیلی کمتر به نقش خبرنگاران اشاره شد و این جفایی بود که در حق این عنصر مهم کردند.

وی افزود: وقتی جنگ آغاز شد ما هم در حوزه نظامی و هم در تبلیغات و جنگ نرم غافلگیر شدیم. همانطور که ما بعدها از زبان اسرای عراقی شنیدیم که عراق 4 ماه قبل از جنگ اتاق جنگ تشکیل داده بود و حدود 40 نفر از کارشناسان جنگ روانی را که عمدتا هم از مصر بودند دعوت به همکاری کرده بود. هانی‌زاده ادامه داد: بعد از دستگیری صدام مطالبی منتشر شد که نشان دهنده آن بود که عراق 5 هزار میلیارد دلار هزینه تبلیغات جنگ کرده بود در حالی که ما 5 میلیارد هم خرج نکرده بودیم.

وی گفت: ابتدای جنگ من در آبادان مسئول دفتر خبرگزاری بودم و شناختی از اداره جنگ نداشتم اما به عنوان خبرنگار وظیفه داشتم روزانه چند گزارش مخابره کنم و فکر می‌کردم هرچه که در گزارشاتم بیشتر مبالغه کنم روحیه مردم بهتر می‌شود.

هانی‌زاده با ذکر خاطره‌ای از روزهای جنگ تحمیلی گفت: مثلا فکر می‌کردم 10 عراقی که کشته می‌شوند دو صفر هم من جلوی آن بگذارم و عدد را بنویسم 1000 کشته تا اینکه یکی از فرماندهان ارتش که فرمانده رتبه یک بود با من این گزارش‌ها را هماهنگ می‌کرد. بعد از هماهنگی من خودم عدد را تغییر می‌دادم. مدتی بعد امیر حسنی سعدی صدایم کرد و گفت: شما این اخبار را مخابره می‌کنید؟ گفتم بله. با عصبانیت گفت: طبق گزارشات شما ما در این 30 روز 30 هزار عراقی را کشته‌ایم و این دروغ است حالا من شما را همین‌جا در این اتاق زندانی می‌کنم. بعد از همین اتفاق‌ها بود که قرار شد بحث مبالغه از گزارشات حذف شود.

هانی‌زاده افزود: از آن پس ادبیات جنگ ما تغییر کرد و ما رفتیم به سمت دروازه‌بانی خبر و سعی شد اخباری منتشر شود که دشمن نتواند از آن استفاده کند و نیز در اخبار جریان‌سازی کردیم برعلیه حزب بعث.

وی اظهار داشت: دوران طلایی جمهوری اسلامی و شاید تاریخ ایران در 100 سال اخیر همین 8 سال بود که اعتماد ملی جلب شد.

هانی‌زاده به بیان خاطرات دیگری پرداخت و گفت: جالب است بدانید طبق اطلاعاتی که به دست ما می‌رسید صبح‌ها عبدالرشید را می‌کشتیم و بعد از ظهر خودش می‌آمد جلوی دوربین خبرش را تکذیب می‌کرد و این اتفاق دوباره فردا تکرار می‌شد.

وی در پایان اظهاراتش افزود: فکر می‌کنم در رشته‌های خبرنگاری یک واحد را باید به ادبیات دفاع مقدس و جنگ اختصاص دهند.

در ادامه این مراسم احمد خادم‌المله از خبرنگاران قدیمی خبرگزاری ایرنا در دوران دفاع مقدس به ذکر خاطراتش از آن روزها پرداخت و گفت: جنگ توانست همه ملت را با دیدگاه‌های مختلف کنار هم جمع کند و ای کاش امروز هم پرده سیاست را کنار بزنید و دو مرتبه در کنار هم جمع شویم.

وی گفت: لازم است اینجا بگویم ما در کشورمان سرباز گمنام داریم اما ژنرال گمنام نداریم به عقیده من کمال خرازی در ستاد تبلیغات جنگ یک ژنرال گمنام بود ما همه مدیون آقا کمال هستیم. او بدون امکانات بچه‌ها را حمایت کرده و راهی جنگ می‌کرد.

خادم‌المله افزود: آقای خرازی یک ماشین بلیزر داشت. او چند ماشین مدل بالا وارد کرده و به جبهه فرستاده بود. خدا رحمت کند شهید داریوش گودرزی کیا را. او از بچه‌های عکاس بود که همیشه می‌گفتیم داریوش چرا سوار موتور یا ماشین نمی‌شوی. او حرفی به من زد که هنوز در کلاس‌های درسم به آن اشاره می‌کنم. گفت: فلانی نمی‌شود داخل ماشین بلیزر شوی و بروی خط برای عکاسی. اگر بخواهی عکاسی کنی باید شب عملیات همراه رزمنده‌ها مناجات کنی و با آن به خط بروی تا حس آنها نیز به تو منتقل شده و در قاب دوربینت پیدا شود.

خادم‌المله به ذکر خاطره دیگری پرداخت و گفت: افشار رئیس اردوگاه اسرا بود که ما همیشه با او درگیری بودیم. افشار می‌گفت یک اسیر تا تخلیه اطلاعاتی نشده است هیچ خبرنگاری اجازه صحبت ندارد. ما همیشه با او درگیر بودیم. با آقای نوباوه هماهنگ کردیم که از این به بعد خودمان اسیر بگیریم که افشار نتواند به او خط بدهد. از آن پس خودمان اسیر می‌گرفتیم و بعد تحویل افشار می‌دادیم و این خودش داستان جالبی داشت.

خادم‌المله در ادامه صحبت‌هایش خطاب به وزیر ارشاد افزود: جناب جنتی قشر معصوم جبهه خبرنگاران بودند که درجه هم نداشتند و تاریخ جبهه و جنگ بدون تاریخ رسانه‌ای ابتر است.

در مراسم بزرگداشت خبرنگاران و عکاسان ایرنا در دوران دفاع مقدس علی فریدونی یکی دیگر از عکاسان قدیمی این خبرگزاری با ذکر خاطره‌ای گفت: سال 61 ما در اجلاس غیرمتعهدها شرکت کرده بودیم. آقای خرازی گفت: کتاب عکسی را که کاظم اخوان از جنگ تهیه کرده بود در کیوسک همه خبرنگاران بگذاریم تا صبح که بلند می‌شوند این کتاب عکس را ببینند.

حمید هوشنگی معاون خبر زمان جنگ در ستاد تبلیغات سخنران بعدی این مراسم بود که گفت: با بضاعت کمی که داشتیم در آن زمان جا دارد یادی کنیم از همه همکاران. آن زمان ما با واحد مرکزی خبر رقابت زیادی داشتیم و وقتی هم که خرازی شد مسئول ستاد ناراحت شدیم زیرا فکر می‌کردیم اگر نتوانیم از پس آن بربیاییم خدشه بزرگی به خبرگزاری وارد می‌شود.

وی گفت: دو سه روز بعد از انتخاب آقای خرازی او به جبهه رفت و بعد از ایشان من رفتم. آنجا دیدم خرمشهر قطعا سقوط می‌کند. به دکتر خرازی گفتم باید خودمان را آماده کنیم تا طوری به مردم بگوییم که اعتماد شان به جبهه فراهم شود.

وی گفت: وقتی خرمشهر سقوط کرد ما لحظه به لحظه عقب‌نشینی موضعی نیروهایمان را گزارش می‌دادیم چون می‌دانستیم قطعا این شخص را پس خواهیم گرفت و باید اخبار آن را به درستی مخابره کنیم. روزی که خرمشهر آزاد شد 19 هزار اسیر عراقی گرفته بودیم و لحظه لحظه پیروزی را مثل قبل گزارش می‌دادیم. تیمی هم در خبرگزاری گذاشته بودیم که متن‌های حماسی بنویسند و انصافا هم بچه‌ها با گریه گزارشات‌شان را ارسال می‌کردند.

هوشنگی با ذکر خاطره‌ای گفت: یک خلبان عراقی که حدودا 190 سانت قدش بود توسط یک رزمنده اسیر شده بود. لازم است قبلش بگویم برای حضور در جنگ خبرنگاران باید کارت می‌داشتند و استوار علیپوری بود که مسئول ارتباط ما با اتاق فرماندهی بود. رفت و آمد به آنجا بسیار سخت برای ما فراهم می‌شد. این استوار علیپور که همان رزمنده اسیر‌کننده خلبان عراقی بود را صدا کردم تا از اتاق بیرون بیاید و به او گفتم سریع کنار این خلبان بایست تا از تو عکس بگیریم و همه ببینند که رزمندگان ما چقدر شجاع هستند.

علیپور هم دست این خلبان را محکم گرفت و کنارش ایستاد. سریع عکس را به تهران مخابره کردند و با ارتباطی که با بچه‌ها داشتم گفتم سریع عکس را به روزنامه کیهان ببرند و در صفحه اصلی این روزنامه کار شود و سپس خواستم تعدادی از آن روزنامه را برای ما بفرستند. جالب است که این خبر همراه با عکسش در گاردین روزنامه‌های که در مرکز لندن چاپ شد وقتی که روزنامه را جلوی استوار علیپور گذاشتم با تعجب نگاه می‌کرد. استوار علیپوری که یک آدم ناشناخته بود حالا عکسش در سراسر کشور و حتی لندن پخش شده بود به خانواده‌اش زنگ زد و گفت که عکسش را ببینند. او حالا معروف شده بود.

علیپور بعد از آن شده بود پارتی ما و هیچ کس قادر نبود آنجا جلوی ما را بگیرد. ما شده بودیم خدای جبهه (خنده).

پس از هوشنگی حجت‌الاسلام دعایی بالای سن رفت و در تکمله این خاطره گفت: البته آقای هوشنگی کاری کرد که علیپور توسط فرمانده‌اش توبیخ شد. داستان هم از این قرار بود که بنده خدا را هول کرده بودند برای عکاسی و او هم با دمپایی عکس گرفته بود و توبیخ شد به خاطر اینکه لباس نظامی تنش نبود.

دعایی گفت: یکی از کارهای تبلیغاتی عراق انتشار روزنامه‌ای مخصوص جنگ بود به نام قادسیه. قادسیه پیروزی‌ای بود که در دوران باستان ایران را فتح کرده بودند و حالا عراق می‌خواست با این نام جنگ روانی داشته باشد. بعد از آن قرار شد ما هم این نقیصه را در عرصه خبر جبران کنیم. به همین دلیل بلند‌پایگان روزنامه رفتند خدمت تعدادی از فرماندهان جنگ آنها آدم‌های وارسته‌ای بودند که حاضر به مصاحبه نمی‌شدند اما بعد از شنیدن دلیل بچه‌ها قرار شد این مصاحبه‌ها انجام شود. اولین فرمانده‌ای که دو ساعت با او صحبت شد شهید خرازی بود. او نکته‌ای را به بچه‌ها اشاره کرد که خیلی درست و صحیح بود. شهید خرازی گفت: من یک انتقاد دارم و آن این است که شما اخبار جبهه را درشت می‌نویسید نه درست و بر این اساس اطلاعات را منتشر می‌کنید و از آن پس ما سعی کردیم این نقیصه را هم از اخبارمان جبران کنیم.

دعایی افزود: از ویژگی‌های خبرنگاران دفاع مقدس این بود که برای رفتن به جبهه از همدیگر سبقت می گرفتند یک بار خبرنگاری نزد من امد که کمی عربی بلد بود. او گفت: امروز تفنگ من بلم من است و شروع کرد یک شعر حماسی را که مربوط به کشور مصر بود و هم ام‌الکلثوم آن را خوانده بود برای من خواندن. او گفت: ام‌کلثوم در شعرش می‌گوید من تفنگی دارم مرا به جبهه ببرید. من هم می گویم مرا به جبهه ببرید چون قلم دارم.

بیژن نوباوه نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نیز که خود از خبرنگاران قدیمی در دوران دفاع مقدس بود به خاطره‌گویی پرداخت و گفت: به تحقیق همه کسانی که اینجا هستند از بچه‌های جبهه‌اند و آقای وزیر نیز مشعشع‌ترین دوران‌شان در مدیریت حضور در صدا و سیمای خوزستان است.

نوباوه صحبتش را با ذکر خیری از شهید گودرزی ادامه داد و گفت: در عملیات بیت‌المقدس برادر کوچکم را در جبهه دیدم اما یک روز او را گم کردم. تصمیم گرفتم به دل عراقی‌ها بروم تا او را پیدا کنم. داریوش هم گفت من همراهت می‌آیم. به خودمان آمدیم و دیدیم راه برگشت بسیار سخت است و تشنگی هم به ما فشار آورده بود. خیلی می‌ترسیدیم تا اینکه گودرزی گفت: بیژن بلند شو برویم. تیری که قرار باشد به ما اصابت کند اسم ما روزیش نوشته شده و تصمیم گرفتیم برگردیم. همینطور هم شد تعداد زیادی تیر به سمت ما شلیک شد که حتی به کف پای داریوش هم اصابت کرد اما به ما نخورد.

نوباوه افزود: در ستاد کل نیروهای مسلح برنامه‌ای گذاشت که به همه در آن نشان دادند جز رسانه‌ها. واقعا این چه قانونی است که برای حضور در جبهه باید به سپاه یا ارتش یا جهاد رفت و آنجا تائید شود که تو به جبهه رفته‌ای.

یکی از بچه‌ها می‌گفت: ای کاش لااقل یک کارت ایثار‌گری به ما می دادند تا زن و بچه ما هم بدانند که ما جبهه رفته‌ایم. این خیلی بد است.

نوباوه در ادامه گفت: طرح جامع رسانه‌ها که به افسار‌گسیختگی در این زمینه پایان می‌دهد قرار است از طرف دولت فرستاده شود به مجلس که هنوز نیامده و من اینجا امیدوارم آقای جنتی قول بدهند که آن را پیگیری می‌کنند.

محمد‌رضا صادق مشاور رسانه‌ای رئیس جمهور نیز از دیگر سخنرانان این مراسم بود. او گفت: خاطره آخرین اطلاعیه قرارگاه خاتم‌الانبیاء از عقب‌نشینی نیروهای ما در فاو برای ما خاطره ماندگاری است. اینکه نمی‌دانستند بگویند نیروهای ما عقب‌نشینی کرده‌اند و پشتیبانی در جبهه هم تامین شود تا اینکه چند لحظه به یادشان آمد بزنند توانمندان سپاه تولید مواضع جدیدی اختیار کرده‌اند. با این جمله هم عقب‌نشینی اعلام شده بود و هم روح حماسی داشت.

وی افزود: زمانی که قرار شد خبرنگاران به جبهه بروند اثر کار رزمندگان نیز عمیق‌تر شد و اینطور نبود که سابقه خبرنگاران به طور مطلق ثبت نشود.

صادق در پایان گفت: در عملیات والفجر 7 که منطقه عملیاتی وسیعی بود مهمترین عامل را که باعث شد این عملیات در تاریخ بماند و نسبت به بقیه آن عملیات‌ها ماندگار‌تر و بهتر مخابره شود این بود که تسهیلات زیاد‌تری برای حضور خبرنگاران فراهم شد.

کمال خرازی مدیرعامل خبرگزاری ایرنا و رئیس ستاد تبلیغات جنگ در دوران دفاع مقدس به سخنرانی در این مراسم پرداخت و با یادآوری این جمله شهید چمران که گفته بود بشکند قلمی که ننویسد به یاران خمینی چه گذشت، سخنانش را اینگونه آغاز کرد. خبرنگارانی که در جنگ بودند پیروان راستین چمران بودند. چمران شخصی بود که واقعا خلوص نیت داشت و خبرنگاران نیز شاهد بودند شاهد ایثارگری رزمندگان شجاع و بزرگ در جنگ.

وی گفت: وقتی کسی شاهد است خودش مطرح نیست. عکاس از کس دیگری عکس می‌گیرد و خبرنگار گزارش واقعه‌ای را می‌دهد که خودش در آن حضور ندارد و همین نشان‌دهنده خلوص و ایثار یک خبرنگار است.

خرازی ادامه داد: خبرنگاران تمام توان خود را گذاشتند که اخبار جنگ را بدون هرگونه توقعی گزارش دهند و مخابره کنند.

مدیرعامل اسبق خبرگزاری ایرنا افزود: در خبرگزاری‌ها سعی می‌شود اخبار با سرعت کامل پخش شود و همین که نادرست نباشد تا پس از انتشار تکذیب شود که خبرگزاری ایرنا در این زمینه موفق بود.

وی افزود: دفاع مقدس و خونین‌شهر دو کلمه‌ای بودند که در ستاد تبلیغات جنگ انتخاب شد زیرا دفاع بار شناختی عمیقی داشت و برای ما مقدس بود.

خرازی خاطرنشان کرد: آنچه در میدان خبر بود مبتنی بر اصول علمی انجام می‌شد. خبرنگارانی چنین ایثار‌گر در اختیار جنگ بودند، چه آنهایی که شهید شدند چه آنهایی که جانباز شدند چه آنهایی که آزاده‌اند مایه افتخارند.

کمال خرازی سپس با ذکر نام از شهدای خبرگزاری ایرنا در این مراسم یاد کرد و گفت: امروز نیز ما درگیر جنگ نرم هستیم و اگر بصیرت در جامعه حاکم باشد می‌توانیم در این نبرد هم پیروز شویم که خبرنگاران نقش اساسی در این عرصه دارند که روشنگری آنها می‌تواند جلوگیری کند از وقایع کوچکی که باعث اختلاف بین جامعه می‌شود.

علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز با حضور در این مراسم دقایقی به سخنرانی پرداخت و گفت: در تصاویری که شاهد بودیم در این مراسم دیدیم که برخی اکنون موهای‌شان سفید‌تر شده و برخی ریش‌هایشان کوتاه‌تر اما خدا را شکر ریشه‌ها به جاست.

وی افزود: من افتخار داشتم از اردیبهشت 59 مدیر صدا و سیمای مرکز اهواز باشم و روز اول جنگ در مرکز آبادان بودم که فرستنده 800 کیلوبایتی و 400 کیلومتری ما روز دوم مورد اصابت قرار گرفت و ما تنها با یک فرستنده 100 کیلوبایتی صدای رزمندگان را مخابره می‌کردیم.

وزیر ارشاد در پایان با بیان اینکه وقتی الان به یاد می‌آورم چه روحیات خوبی داشتیم و هر لحظه خودمان را آماده شهادت می‌دانستیم گفت: متاسفانه احساس می کنم خیلی از این روحیات را از دست داده‌ایم و باید با ذکر آن روزها به یاد بیاوریم که در گذشته چه روحیات خوبی داشتیم.

انتهای پیام/

 

شنبه 29 شهریور 1393  9:02 PM
تشکرات از این پست
sayyed13737373
دسترسی سریع به انجمن ها