مردی را به نزد مأمون بياوردند . مأمون خواست گردن آن مرد را بزند . امام رضا( ع ) در آن مجلس حاضر بود . مأمون به امام روی کرد و پرسيد : ای ابوالحسن درباره اين کار چه نظری داری ؟ امام ( ع ) فرمود : من می گويم خداوند به نيکويی عفو جز بر عزتت نيفزايد . مأمون نيز از آن مرد در گذشت .
آبی در نثر الدرر روايت کرده است که مأمون به امام رضا ( ع ) گفت : ای ابو الحسن ! به من پاسخ ده که جدت ، علی بن ابی طالب ، چگونه تقسيم کننده بهشت و جهنم است ؟ گفت ای اميرمؤمنان ! آيا از پدرت از پدرانت از عبد الله بن عباس برايت روايت نکرده اند که گفت : از پيامبر ( ص ) شنيدم که می فرمود : حب علی ايمان و دشمنی با او کفر است ؟ مأمون گفت : آری . امام فرمود : پس علی تقسيم کننده بهشت و جهنم است . مأمون گفت : خدا مرا پس از تو زنده مگذارد ای ابو الحسن ! گواهی می دهم که تو وارث علم رسول خدايی ( ص ) !