0

اشعاری در مدح و ثنای امام رضا علیه السلام

 
komail1012531
komail1012531
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2990
محل سکونت : قم

اشعاری در مدح و ثنای امام رضا علیه السلام

اشعاری در مدح و ثنای امام رضا علیه السلام

جمعه 14 شهریور 1393  11:25 AM
تشکرات از این پست
komail1012531
komail1012531
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2990
محل سکونت : قم

پاسخ به:اشعاری در مدح و ثنای امام رضا علیه السلام

ضامن آهو




دلم شکسته و در سینه ام نواییست
به بی نوایی من هیچ بی نوایی نیست

تمام زندگی من تویی امام رضا (ع)
مرا بجز تو در این شهر آشنایی نیست

کبوتر حرم آستان غرب توام
بجز هوای تو در سر مرا هوایی نیست

به غرفه های ضریحت دلم گره خورده
دخیل عشق توام من در این ریایی نیست

کسی به گوش دل من میان صحنت گفت
به با صفایی این آستانه جایی نیست
 

یا صاحب الزمان علیه السلام

جمعه 14 شهریور 1393  11:25 AM
تشکرات از این پست
komail1012531
komail1012531
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2990
محل سکونت : قم

پاسخ به:اشعاری در مدح و ثنای امام رضا علیه السلام

پر و پنجره


به روی گنبد تو بوسه می زنه خورشید

کنار پنجره ا ت جو و نه می زنه امید


نور دیده ای تو سپیده­ای به سیاهی دل میدی خاتمه

پُرِ احسا سه لبر یزِ یا سه حر مت مثه دا من علقمه


* یا علی بن موسی الرضا ...*


کا شی کاریهای حریمت آ بی رخساره

یعنی خاک حرم شمیم آسمون داره


پر جبرئیل می­بنده دخیل تا باشه وقف برداشتن غبار

پر و پنجره بغض و حنجره از نگاه ما جاریه چشمه سار


* یا علی بن موسی الرضا ...*

پرچم سبز تو جا داره به روی مهتاب

داره عطری مثه عقیق بیرق ارباب


کاش هوایی شم کربلایی شم یا رضا بجون فرزندت جواد

تا رها می­شم مسیحا می­شم با دمت کنار پنجره فولاد
 

* یا علی بن موسی الرضا ...*


شاعر : یوسف رحیمی

یا صاحب الزمان علیه السلام

جمعه 14 شهریور 1393  11:27 AM
تشکرات از این پست
komail1012531
komail1012531
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2990
محل سکونت : قم

پاسخ به:اشعاری در مدح و ثنای امام رضا علیه السلام

همسفر فرشته ها شدم من
زائر مشهد الرضا شدم من

بسکه دلم عطر اجابت گرفت
مثل قنوت ، مثل دعا شدم من


با دستایی که رنگ اعجاز داره
طلا نه بلکه کیمیا شدم من


از آب سقاخونه که چشیدم
مثه لاله عباسی وا شدم من


نمی دونم اینجا زائر حضرت
یا زائر خود خدا شدم من


تا که بگم حرف دل خستمو
با اهل دنیا همصدا شدم من


امام رضا الهی من فدات شم
فدای تک تک کبوترات شم


دلم دخیل پنجره فولاده
کبوتر ایوون گوهر شاده


خراب عشق آسمونیشم من
بهتر بگم دلم رضا آباده


رو ضریح قامت گلدسته هاش
سپیده دم دست نیاز باده


گنبد زردش همة دلایِ
عاشق و زیر پرچمش جا داده


راه حاجت گرفتن از آقامون
اینجا فقط یه قسم جواده


دلم می خواد با اشکای زلالم
بگم مثه یه دوست صمیمی ساده


امام رضا الهی من فدات شم
فدای تک تک کبوترات شم


زمین که نه ،‌ تو آسمون هفتم ؟
نه نه ، بیا به آسمون هشتم !


توی حرم کنار سقا خونه
تواون شلوغی که آدم میشه گم


یا تو رواقی که ضریح آقاست
که پره از تاب و تب و تلاطم


بخواه از آقا دلتو گم کنی
دور ضریح ، تو ازدحام مردم


شاید بشی کبوتری تو صحنش
تا که آقا برات بپاشه گندم


با زائرای بی قرار قبرش
بگو بگو برای بار چندم


امام رضا الهی من فدات شم
فدای تک تک کبوترات شم


چقدر دلم به اسمش عادت داره
« رضا رضا » چقدر حلاوت داره


خدا گواست پائین پای حضرت
هزار هزار تا دل اقامت داره


با دیدن شکوه صحن و سراش
« و إن یکاد » جای تلاوت داره


برای جارو زدن رواقش
بال فرشته ها سعادت داره


از راه دور کبوتر دل من
دوباره حسرت زیارت داره


هرچی میتونی توحرم دعا کن
دعا تو این حرم اجابت داره


امام رضا الهی من فدات شم
فدای تک تک کبوترات شم


خورشید برای احترام و پابوس سپیده دمردمیشهازشهرطوس

یا صاحب الزمان علیه السلام

جمعه 14 شهریور 1393  11:28 AM
تشکرات از این پست
komail1012531
komail1012531
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2990
محل سکونت : قم

پاسخ به:اشعاری در مدح و ثنای امام رضا علیه السلام

کنار نور پر فروغ گنبد
مثل یه شمعه یا مثه یه فانوس


غبار چلچراغاش و می گیرند
خادما با پرِ لطیف طاووس


هر که نشد غبار راه حضرت
میشه تموم عمرش آه وافسوس

پنجره فولادش دارالشفائه
هیچکسی ازاینجا نمیره مأیوس


صدای نقاره خونش بلنده
خاموشه هر چی کلیسا و ناقوس


امام رضا الهییییییییییی من فدات شم
فدای تک تک کبوترات شم


چلچراغاش که داره رنگ الماس
پره حرم از عطر و بوی احساس


جوونه می زنه توی نگامون
زلال اشک مثل یه غنچة یاس


من نشدم اونی که تومی خواستی
ولی شما همونی که دلم خواس


دور و بر سقاخونه اش به قرآن
یادم میاد صفای کف العباس


بگیر برات کربلات و امشب
اگه جایی برات بدندهمینجاس



بگو که هر چی هم بگی باز کمه
بگو با اشک چشم و با التماس


امام رضا الهییییییی من فدات شم
فدای تک تک کبوترات شم




شاعر :یوسف رحیمی

یا صاحب الزمان علیه السلام

جمعه 14 شهریور 1393  11:28 AM
تشکرات از این پست
komail1012531
komail1012531
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2990
محل سکونت : قم

پاسخ به:اشعاری در مدح و ثنای امام رضا علیه السلام

دل هواييه خراسونه
ميدمه به شيپورش عاشقونه
پيرمرد نقاره خونه

ميدمه رضا رضا جان ممتد
ميپرن كبوترا بر گنبد
آخرش يه روز ميشم ديوونه
زندگيمو ميفروشم ميرم مشهد

دوستت دارم هم قد خدا
دوستت دارم مشكل گشا
دوستت دارم ثامن الحجج يا امام رضا

از حرم مپرسين قيامته
هر دلي كه مست زيارته
حق داره دلم شده ديوونت
تشنه ام به آب سقاخونت
خادمات ميگن با دستاي فرشته
ميپزه غذاي مهمون خونت

طرحي از مشهد رو كشيدم
عطر هاي حرم رو نقشه كشيدم
اينجوري بهشت رو آفريدم
ساكن رواقهاي كناريت شم
جزء كفشدار هاي اختصاصيت شم
آرزو دارم تو صحن گوهرشاد
جزء خادماي افتخاريت شم

دل هميشه در طلب تو
دكتر ايران لقب تو
چون شبانه روزيه مطب تو

قصه ي دل هميشه آبادي
هر چي خواستم از شما بهم دادي
يادمه مادرم بهم ميگوفت
كه تو نذر پنجره فولادي

یا صاحب الزمان علیه السلام

جمعه 14 شهریور 1393  11:28 AM
تشکرات از این پست
komail1012531
komail1012531
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2990
محل سکونت : قم

پاسخ به:اشعاری در مدح و ثنای امام رضا علیه السلام

بی‏سر و سامان



ای کاش حرم بودم و مهمان تو بودم

مهمان تو و سفره احسان تو بودم

یک عمر گذشت و سر و سامان نگرفتم

ای کاش فقط بی‏سر و سامان تو بودم

تا چشم گشودم به دلم مهر تو افتاد

زآن روز چو آهوی بیابان تو بودم

طوفان عجیبی است غم عاشقی تو

چون موج اسیر تو و طوفان تو بودم

ای گنبد تو عشق ، من خسته دل ای کاش

چون کفتر پر بسته ایوان تو بودم

یک پنجره فولاد دلم تنگ تو آقاست

ای کاش ز زوار خراسان تو بودم



مهدی صفی یاری

یا صاحب الزمان علیه السلام

جمعه 14 شهریور 1393  11:29 AM
تشکرات از این پست
komail1012531
komail1012531
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2990
محل سکونت : قم

پاسخ به:اشعاری در مدح و ثنای امام رضا علیه السلام

من با پیاله دست به دریا نمیکنم




مضمون بـــکر غیـــر تو پیــدا نمی کنم
تا مدح توست،لب به سخن وا نمیکنم
معنای پاک اسم تو در هیچ واژه نیست
مــن با پیاله دست به دریــا نمـی کنم
در وصفت آستین سخن را به هیچ روی
صد سینه حـــرف دارم و بـالا نمی کنم
آنـقدر سـر بلنــد بر ایـــوان نشستـه ای
کز خانـه هم بجــز تو تمـاشـا نمی کنم
من ذره ام که خانه خورشید خویـش را
از هیچـکس بجــز تو تقاضــا نمـی کنم
ای گنبد همیشه مطهر به عطــر اشک
جــز در حــریم کوی تو مــاوا نمـی کنم
در آستان بخشش تو چون حضور شمع
جز با سرشک و شعله مدارا نمی کنم


نامم اگر "غلام رضا" هست خویش را


بــا نـــردبان اسم تــو بـــالا نمـی کنم





غلام رضا شکوهی

یا صاحب الزمان علیه السلام

جمعه 14 شهریور 1393  11:29 AM
تشکرات از این پست
komail1012531
komail1012531
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2990
محل سکونت : قم

پاسخ به:اشعاری در مدح و ثنای امام رضا علیه السلام

فرصت برای بال



پلکی به هم زد آدم و ناگاه دید هست
وقتی که در حیاط حرم می وزید هست

بعدا یقین به نور شما کرد دید نیست
با شک نگاه کرد خودش را و دید هست

پس بی خیال زردی پائیز شد و گفت :
تا انبساط سبز شما هست عید هست

هر لحظه کهنه می رود و تازه می رسد
اینجا چقدر آمد و رفت جدید هست

از سینه چاکهای شما کم نمیشود
در دشت لاله خیز همیشه شهید هست

با سنگهای فرش حرم حرف می زنم
اینجا چقدر سنگ صبور سفید هست !

دل را به دست پنجره فولاد می دهم
اینجا برای هر دل بسته کلید هست

من از کبوتران حرم هم شنیده ام
فرصت برای بال اگر می پرید هست


شیخ رضا جعفری

یا صاحب الزمان علیه السلام

جمعه 14 شهریور 1393  11:29 AM
تشکرات از این پست
komail1012531
komail1012531
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2990
محل سکونت : قم

پاسخ به:اشعاری در مدح و ثنای امام رضا علیه السلام

یا رضا جان کن مدد بر خوانِ تو مهمان منم
در شبِ میلادِ تو دلْ‌تشنه‌ی درمان منم



دست من از عیدی لطف و شفاعت خالی است
پادشاهی من گدایم، دست بر دامان منم



در بیابان خطا گم کرده‌ام راهِ نجات
ضامن آهویی و آهوی سرگردان منم



هشتمین نور و دهم مولای خوبان یا رضا
ده پناهم بی‌پناهم در جهان، حیران منم



عهد کردم تا نگیرم حاجتم را ای رئوف
تا سحر کوبم درِ میخانه و گریان منم



دست بر هم می‌زنم همچون تمامِ عاشقان
تا کنم جلب نظر ‌جانا، که دست افشان منم



نوش کردم باده‌ی مهرِ تو را از کودکی
تا به پیری ذاکر این ذکرِ یا سلطان منم

میلاد نور مبارک

یا صاحب الزمان علیه السلام

جمعه 14 شهریور 1393  11:30 AM
تشکرات از این پست
komail1012531
komail1012531
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2990
محل سکونت : قم

پاسخ به:اشعاری در مدح و ثنای امام رضا علیه السلام

نام تو را بردم زمستانم بهاری شد

در خشکسالی دلم صد چشمه جاری شد

بعد از زمانی که گدایی تو را کردم

دار و ندار من عجب دار و نداری شد

گفتند جای توست دل را شستشو کردم

پس می شود از خادمان افتخاری شد

می خواستند از هر طرف تو جلوه گر باشی

این گونه شد دور حرم آئینه کاری شد

گاهی اسیری لذت آهو شدن دارد

بیچاره آنکه از نگاه تو فراری شد

گرد ضریحت با من و گرد دلم با تو

بی تو دوباره این دلم گرد و غباری شد

من سائل بی چیز اطراف حرم هستم

من سالهای سال دنبال کرم هستم

ای حاجت محتاج ترین ها آقا

ای ذکر دخیل بستنم یا آقا

یک لال کنار پنجره فولادت

یکدفعه صدا میزند آقا ....آقا.....






علی اکبر لطیفیان

یا صاحب الزمان علیه السلام

جمعه 14 شهریور 1393  11:30 AM
تشکرات از این پست
komail1012531
komail1012531
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2990
محل سکونت : قم

پاسخ به:اشعاری در مدح و ثنای امام رضا علیه السلام

ضامن آهو
سلام اى ضامن آهو رضا
سلام اى مظهر ياهو رضا
سلام اى کريم عترت رضا
بانى سفره محبت رضا
سلام اى نور ولايت رضا
غربت پر شور ولايت رضا
سلام اى روح عبادت رضا
ياسمن سرخ شهادت رضا
سلام اى جلوه قرآن رضا
عابر کوچه ‏هاى ايمان رضا
سلام اى تجلى هو رضا
سلام اى دلبر مه‏ رو رضا
سلام اى صفاى هستى رضا
ساقى ميخانه هستى رضا
سلام اى توسل حق رضا
صوت خوش تکلم حق رضا
سلام اى امام عاشق رضا
دسته گل آل محمد رضا
سلام اى نسيم رحمت رضا
شکوفه ناز شقايق رضا
سلام اى شمس حقيقت رضا
سبزترين نور امامت رضا
سلام اى ماه مدينه رضا
کليم سيناى طريقت رضا
سلام اى وارث مادر رضا
حديث زخمهاى سينه رضا
سلام اى ليله بدرم رضا
شب تولد تو قدرم رضا
منم منم عاشق بى‏قرارت
چهارده سلام من نثارت

یا صاحب الزمان علیه السلام

جمعه 14 شهریور 1393  11:31 AM
تشکرات از این پست
komail1012531
komail1012531
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2990
محل سکونت : قم

پاسخ به:اشعاری در مدح و ثنای امام رضا علیه السلام

سلام من
شب است و فيض حضور است در کنار امام
به آسمان همه نور است از امام اَنام
سلام من به حريمى که جبرئيل امين
ز پرده ‏دارى آن يابد اعتبار و مقام
سلام من به حريمى که ذات اقدس حق
دهد به زائر آن خانه اجر و فيض مدام
سلام من به حريمى که در طوافش هست
براى خيل ملايک صفا و سعى تمام
سلام من به حريمى که جنّ و انس و ملک
دهند صاحب آنرا ز روى صدق سلام
سلام من به امامى که عالم و آدم
به حرمت قدمش از ادب کنند قيام
سلام من به امامى که هست شمس شموس
گرفته مهر و مه از نور روى پاکش وام
سلام من به امامى که خوان نعمت او
بود شمول طفيلش همه خواص و عوام
سلام من به امامى که شد ولى خدا
سپرده در کف او ربّ ذوالکرام، زمام
سلام من به امامى که با عدالت خود
رضاى حق طلبد در طريقت اسلام
سلام من به امامى که از کرامت او
بود پناه غريبان و مردم ناکام
سلام من به امامى که ضامن آهوست
گرفته قلب رئوفش ز ذات حق الهام
سلام من به شه طوس امام مظلومان
که شد شهادتش او را به عمر حسن ختام
سلام من به رضا، ثامن الحجج از دل
که يافت عالم هستى از او دوام و قوام
به آنکه عالم آل محمّدى باشد
بگو دو صد صلوات و دو صد درود و سلام
سزد که بشنوم از مقتداى خود سخنى
که واجب آمده در شرع دين جواب سلام
بسى خجسته بود آن زمان که غرق شعف
ز آب کوثر عشقش دهد مرا يک جام
سعادت دو جهان شد برات تربت او
به خاکبوس درش  « مصلح»  است کم ز غلام

یا صاحب الزمان علیه السلام

جمعه 14 شهریور 1393  11:32 AM
تشکرات از این پست
komail1012531
komail1012531
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2990
محل سکونت : قم

پاسخ به:اشعاری در مدح و ثنای امام رضا علیه السلام

دست گره ‏گشا
من کيستم گداى تو يا ثامن ‏الحجج
شرمنده عطاى تو يا ثامن الحجج
باللَّه نمى‏روم بر بيگانگان به عجز
تا هستم آشناى تو يا ثامن‏ الحجج
از کار ما گره نگشايد کسى مگر
دست گره گشاى تو يا ثامن الحجج
تا آخرين نفس نکشم دست التجا
از دامن ولاى تو يا ثامن الحجج
خواهم ز بخت همت و از حق سعادتى
تا سر نهم به پاى تو يا ثامن الحجج
باشد صفاى صبح نيشابور يادگار
ز انفاس جان فزاى تو يا ثامن‏ الحجج
دارلشفاست کوى تو و خود تويى طبيب
درد من و دواى تو يا ثامن ‏الحجج
هستى چو پاره تن پيغمبر خدا
جان جهان فداى تو يا ثامن‏ الحجج
بنما عنايتى به مؤيد که نسپرد
راهى به جز رضاى تو يا ثامن ‏الحجج

یا صاحب الزمان علیه السلام

جمعه 14 شهریور 1393  11:32 AM
تشکرات از این پست
komail1012531
komail1012531
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2990
محل سکونت : قم

پاسخ به:اشعاری در مدح و ثنای امام رضا علیه السلام

خاک زوار تو از عطر جنان خوبتر است
گرد جاروب کشت سرمه اهل نظر است
سنگ از سلسله کوه و شتـر از مسلـخ
ملک از عرش به سوي حرمت رهسپر است
کفشـدار تـو کنـد نـاز بـه دربان بهشت
خادمت از ملک و صحن تو از عرش، سر استگلدسته هايِ مرقدتان پايه هايِ عرش
فانوس هايِ ساحل بي انتهايِ عرش
بر ساحت ضريح تو انس وملك دخيل
آيينه كاري حرمت كار جبرئيل
زوار خاكي حرمت كبريايي اند
سرگرم كاروكسب شريف گدايي اند
هرلحظه فطرس آمده پابوسيِ شما
طفلي هميشه مانده پَرش زيردست وپا
لاهوتيان مقلد احكام عشق تان
مِي خوارگان دائميِ جام عشق تان
اي قبله ي نياز سماواتيان رضا
پير مغانِ دير خراباتيان رضا
صدها ستاره مست شراب نگاه تان
بال فرشته هايِ سما فرش راه تان
پيغمبران ز محضرتان فيض مي برند
بهر كبوتران حرم دانه مي خرند
روح الامين به لطف شما دل سپرده است
او با كبوتران حرم دانه خورده است
امشب دخيل پنجره فولاد مي شوم
در بيستون عشق تو فرهاد مي شوم
اي نورلايزال، بگو با دلم سخن
شد بقعه ي مطهرتان كوه طور من
شيرين دهن، حديث تو طعم عسل دهد
زيبا سخن،كلام تو عطر غزل دهد
آقا نگاهتان به گِلم  روح داده است
تاثير ‌چشم هايِ شما فوق العاده است
من كافر نگاه اهورايي توام
مجذوب طرز خنده ي زهرايي توام
دربين پيروان تو ملحدترين منم
زنديقيِ رسيده به مرز يقين منم
تا بت پرست كعبه ي خال شما شدم
زاهدترين خليفه ي ملك خدا شدم
از زير قبه ي تو به معراج مي روم
ديوانه وار در پي حلاج مي روم
قرآن مقام شامخ تان را ستوده است
گنجينه ي حقايق خود را گشوده است
با گوشه چشمِ فاطميِ خود چها كني!
سنگ سياه قلبِ مرا ،كهربا كني
من از پل صراط جزا پرت مي شوم
دستم اگر كه روز قيامت رها كني
آقا چه مي شود كه مرا در صف حساب
از لابه لاي آن همه آدم سوا كني
آقا چه مي شود كه شوم مَحرم و شما
من را براي ديدن زهرا صدا كني
آقا سعادت دو جهان قسمتم شود
يكبار اگر براي غلامت دعا كني

يک طواف حرمت به ز هزاران حج است
اين حديثي است که متن و سندش معتبر است
آفتاب حرمت ظل عنايـات خداست
زائـرت زائـر ذات احـد دادگر است
روز محشر که سياهي همه جا را گيرد
روي زوار تو از مهـر، فروزنده‌تر است
ظرف لطف و کرمت، وسعت ملک و ملکوت
عبد فرمانبرِ کوي تو قضا و قدر است
فخـر بـر کعبه بـرد، نـاز بـه حجاج کند
هر که را شغل گدايي درت پشت در است
همه جا گشتم و ديدم خبري نيست که نيست
سر کوي تو به هر گام، هزارن خبر است
فاش گويم ز خدا تا به خدا کرده عروج
هر که با قافله کوي شما هم سفر است
بر روي گنبد زرين تو هر صبح و غروب
نقطه نقطه اثر بوسه شمس و قمر است
به خراسان تو سوگند خراسان تو خود
کاظمين و نجـف و كرب و بلاي دگـر است
ملک ايران صدف و گوهر آن تربت توست
قلـب شيعـه حـرمِ بضعه پيغامبر است
چشم آهوي تو را چشمه حيوان گفتند
سنگ صحراي تو دُر، ريگ روانش گهر است
همچو خورشيد که بر اهل زمين بخشد نور
صحن تو در نظر اهل سما جلوه‌گر است
دور خـدام تـو گردنـد هـزاران فردوس
صد چو رضوان به گدايي درت مفتخر است
جنت از مهر محبان تو يک شاخه گل
دوزخ از بغض غلامان درت يک شرر است
همه ديدند که يک گردش چشمت از خصم
نقش شيري که به پرده است عيان، پرده در است
بـا ولاي تـوام از آتش دوزخ چه هراس؟
که تولاي تو بر آتش دوزخ سپر است
دوزخ از يک نگهش روضه رضوان گردد
چشم هر شيعه که با ياد تو از گريه‌ تر است

یا صاحب الزمان علیه السلام

جمعه 14 شهریور 1393  11:33 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها