بعد از عمليات فتح المبين، بلافاصله نيروها جهت انجام عمليات بيت المقدس آماده شدند. شور و هيجان عمومى مردم نسبت به آزادسازى خرمشهر بالا بود، اما به واسطه اين كه تصور آزادسازى خرمشهر قدرى مشكل به نظر مى رسيد اين امر چندان ابراز نمى شد.
بالاخره پس از تصويب طرح ها و تهيه مقدمات براى اين عمليات عظيم، لحظه موعود فرا رسيد، عمليات عبور از رودخانه كارون و گرفتن سرپل با موفقيت انجام گرفت. دشمن فشار زيادى روى يگان هاى عمل كننده وارد ساخت. مقاومت جانانه رزمندگان اسلام، تلاش هاى دشمن را ناكام گذاشت. در همين مرحله بخشى از توپخانه دشمن توسط نيروهاى عمل كننده تصرف شد. بعد از اين مرحله، تجديد قوا و سازماندهى يگان هاو گردان ها ضرورى بود، اين كار به سرعت انجام گرفت و مرحله دوم عمليات از جاده آسفالت به طرف مرز بين المللى شروع شد. اين اولين عملياتى بود كه اهداف مشخص ويژه اى در آن وجود داشت، از جمله عبور از كارون، آزادسازى مناطق مهم استراتژيك همچون پادگان حميد، پل نو، شلمچه و در نهايت بندر خرمشهر و رسيدن به مرز بين الملل، اين ويژگى ها، هم شور و شوق رزمندگان را بالا مى برد و هم ابعاد تاثيرگذارى عمليات را روى سرنوشت جنگ و مسايل منطقه اى بين المللى گسترده مى نمود.
مرحله دوم عمليات از جاده اهواز ـ خرمشهر به سمت مرز شروع مى شد. يگان ما از ايستگاه حسينيه حركت كرد، در اولين هجوم خود را در عقب خطوط دشمن ديديم. واقعا نفهميديم چطور اين اتفاق افتاد. گردان ما جزو گردان هاى خط شكن از لشكر هشت نجف اشرف بود كه با ادوات دشمن درگير شديم. مقاومت هاى دشمن مذبوحانه بود و يگان هاى دشمن بر اثر حمله غافلگير كننده رزمندگان اسلام مجبور به عقب نشينى و دچار به هم ريختگى جدى شده بود.
كانالى كه دشمن در منطقه جهت جلوگيرى از هجوم رزمندگان اسلام احداث كرده بود به باتلاق مرگ براى تانك هاى خودش تبديل شده و تعداد زيادى از تانك هاى دشمن در آن سقوط كرده بود.
دشمن آنچنان عقب نشينى مى كرد كه بعضى از گردان هاى دشمن به اشتباه روى مرز بين المللى پشت به ايران و رو به عراق پدافند كرده بودند كه در همان شب گردان ما به يك گردان سواره زرهى دشمن كه چنين وضعيتى داشت تاخت و آن را منهدم نمود.
مرز بين المللى به جز در منطقه شلمچه در همين مرحله تصرف شد. دشمن ذليلانه از پادگان حميد فرار كرد و پادگان حميد منطقه مهم مواصلاتى منطقه جنوب آزاد شد. هنوز چون دشمن در شلمچه حضور داشت عمليات محاصره خرمشهر ناقص بود.
مرحله بعدى عمليات براى به محاصره در آوردن خرمشهر شروع شد. تعدادى از يگان ها از جمله گردان ما از جلوى مرز بين المللى از يك جناح به نيروهاى دشمن در خاك خودش حمله كرد. واقعا صحنه هاى عجيبى بود، نيروهاى دشمن با صداى تكبير رزمندگان اسلام تاب و توان و مقاومت را از دست دادند، تا جايى كه يگان هاى دشمن كه عمدتا مكانيزه يا زرهى بودند، با نيروهاى پياده خودى در هم مى آميختند.
بخش مهمى از توان دشمن منهدم شد و بخش ديگرى از مرز نيز آزاد شد. اما پل نو و شلمچه همچنان در تصرف دشمن باقى بود و دشمن نيروهاى خودش را در خرمشهر ازطريق جاده شلمچه - بصره، تدارك مى كرد. بالاخره يك بازسازى ديگر براى گردان ها و يگان هاى حمل كننده ضرورى بود، اين كار به سرعت انجام گرفت و نيروهاى تازه نفسى هم به جمع رزمندگان اسلام پيوستند. طرح نهايى كردن محاصره خرمشهر شروع شد، گردان ما ماموريت تصرف پل نو و الحاق با لشكر ۱۹ فجر را به عهده داشت و در سمت راست ما نيز لشكر امام حسين (ع) قرار داشت. از خاكريز اول و دوم دشمن عبور كرديم. دشمن در سنگرهاى اجتماعى و پشت خاكريزها تلفات سنگينى متحمل شده بود ومهمات به غنيمت گرفته شده نيز عليه دشمن به كار مى رفت. نيروهاى خودى به پل نو، چهارصد دستگاه و پليس راه خرمشهر رسيدند، شهر به محاصره رزمندگان اسلام درآمد و تلاش هاى دشمن در فرداى آن روز به جز از دست دادن يك تيپ و اسارت يك هزار تن از نيروهايش ثمره اى نداشت.
فرمانده نيروهاى عراقى مستقر در خرمشهر در حال فرار توسط يك بسيجى نوجوان دستگير شد. موج گسترده اسرا به سمت نهر عرايض و يكصد دستگاه سرازير بود. كاميون ها و خودروها توان و فرصت حمل اين همه اسير را به عقبه نداشتند، ظهر روز سوم خرداد ماه شهيد باكرى تعدادى از رزمندگان را سازماندهى و از سمت پليس راه وارد شهر گرديد، دشمن پس از مقاومت هاى مذبوحانه سرانجام تسليم شد. شمار اسراى دشمن در همان لحظات اوليه به هزاران نفر رسيد كه اين دليل بر فرو ريختن قدرت پوشالى رژيم بعث و صدام بود و نيز نشان استحكام قدرت انقلاب اسلامى بود. يك فروند بال گرد دشمن بعثى كه قصد فرار از منطقه را داشت با آتش پرحجم رزمندگان اسلام سقوط كرد. لحظاتى بعد راديو اعلام نمود كه خونين شهر، شهر خون و قيام آزادشد.
سردار غلامرضا سليمانى فرمانده لشكر پياده ۱۹ فجر
مجيد بيگلرى
ویژه نامه سروقامتان روزنامه جوان