وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ (13)
و [ياد كن] هنگامى را كه لقمان به پسر خويش- در حالى كه وى او را اندرز مىداد- گفت: «اى پسرك من، به خدا شرك مياور كه به راستى شرك ستمى بزرگ است.»
مىدانيم كه ستم و بيداد از نياز و نقص بر مىخيزد، و ذات پاك و بىنياز خدا از اين آفتها پاك و منزّه است، از اين رو نبايد براى او همتا و شريك گرفت؛ كسى كه براى خداى يگانه شريك و نظير مىتراشد، در حقيقت او را نشناخته و در شناخت ذات پاك او به خود ستم روا داشته است، و خود انسان مشرك است كه بيدادگر و ناقص است.
بهباور پارهاى منظور اين است كه:
مباد با شرك گرايى و باور شرك، به خويشتن ستم روا داشته و خود را تباه سازى