0

تفسیر برخی آیات قران

 
arad93
arad93
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 99

تفسیر برخی آیات قران

أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
آيا به آيات قرآن نمى‏انديشند؟ يا [مگر] بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است؟

(آیه 24 سوره مبارکه محمد)


این آيه، تدبّر نكردن در قرآن را ناشى از كورى و كرى نسبت به حقايق مى‏داند كه در اثر لعنت الهى، انسان به آن گرفتار گردد.

1- قرآن، تنها كتابى براى تلاوت و تجويد نيست، كتاب انديشه و تدبّر است و تلاوت بايد مقدّمه تدبّر گردد. «أفلا يتدبّرون القرآن»

2- همه مأمور به تدبّر در قرآن هستند و تدبّر، اختصاص به گروه خاصى ندارد. «أفلا يتدبّرون القرآن»

3- كسانى كه تدبّر در قرآن را رها كرده و با قرآن برخوردى سطحى دارند، مورد توبيخ خداوند قرار مى‏گيرند. «ام على قلوب اقفالها»

4- شرط بهره‏ورى از مفاهيم عالى وحى و قرآن، سعه صدر و داشتن قلبى باز و سالم و تدبّر در آن است. «... ام على قلوب اقفالها»

5 - يكى از راههاى شناخت، راه دل و قلب است. «ام على قلوب اقفالها»

6- نشانه عقل و قلب سالم، تدبّر در آيات قرآن است. (كل آيه)

تفسیر نور

چهارشنبه 22 مرداد 1393  8:30 AM
تشکرات از این پست
arad93
arad93
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 99

پاسخ به:تفسیر برخی آیات قران


رَبِّ زِدْنی‏ عِلْما ۞
پروردگارا ! علم مرا زیاد کن .
( سوره طه آیه 114 )

این دعایی است که خداوند متعال به پیامبر اسلام تعلیم فرمود.بنا بر سوره ی بقرة آیه 31 و سوره الرحمن آیه 31، اوّلین معلّم انسان، خداوند علّام و علیم است‏. در حدیث آمده است که رسول اکرم صلى اللَّه علیه و آله فرمودند: اگر روزى بر من بگذرد و در آن بر علم من افزوده نشود، آن روز براى من مبارک نیست‏. جایى که پیامبر ص با آن علم سرشار و روح مملو از آگاهى مامور باشد که تا پایان عمر، از خدا افزایش علم بطلبد، وظیفه دیگران کاملا روشن است. علم، مرز مکانى ندارد، تا چین و ثریا نیز باید در طلبش دوید

چهارشنبه 22 مرداد 1393  8:30 AM
تشکرات از این پست
arad93
arad93
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 99

پاسخ به:تفسیر برخی آیات قران

وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْاْ مَاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ خَيْرًا لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ ﴿۳۰﴾
و به كسانى كه تقوا پيشه كردند گفته شود پروردگارتان چه نازل كرد مى گويند خوبى براى كسانى كه در اين دنيا نيكى كردند [پاداش] نيكويى است و قطعا سراى آخرت بهتر است و چه نيكوست‏سراى پرهيزگاران (۳۰)

(سوره مبارکه نحل)
 

نخست مى‏گويد: «و (هنگامى كه) به پرهيزكاران گفته مى‏شود پروردگار شما چه چيز نازل كرده است؟ مى‏گفتند: خير و سعادت» .
چه تعبير رسا و زيبا و جامعى! «خَيْراً» آن هم خير مطلق، كه مفهوم گسترده‏اش همه نيكيها، سعادتها و پيروزيهاى مادى و معنوى را در بر مى‏گيرد.

چهارشنبه 22 مرداد 1393  1:05 PM
تشکرات از این پست
arad93
arad93
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 99

پاسخ به:تفسیر برخی آیات قران

تفسیر قرآن از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)
تفسیر «اهدنا الصراط المستقیم»

صدوق با سند خویش از امام عسکری علیه السلام نقل کرده که درباره آیه «اهدنا الصراط المستقیم» فرمود:
می گوید: توفیقی را که به ما دادی تا در روزهای گذشته تو را اطاعت کردیم استمرار بخش، تا همین گونه در باقی مانده عصرهایمان تو را اطاعت کنیم. و صراط مستقیم (راه راست) دو صراط است، صراطی در دنیا و صراطی در آخرت؛ اما راه مستقیم در دنیا آن است که از غلو پایین تر باشد و از کوتاهی بالاتر باشد. و استوار و درست باشد و به هیچ باطلی نگراید. و اما راه دیگر راه اهل ایمان به سوی بهشت است که راهی است راست، آنان نه از بهشت به آتش ذوزخ منحرف می شوند و نه به چیزی غیر از آتش، مگر به بهشت نمی گرایند.

چهارشنبه 22 مرداد 1393  1:11 PM
تشکرات از این پست
ali201355
ali201355
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 792
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:تفسیر برخی آیات قران

خیلی ممنون از زحمات شما

چهارشنبه 22 مرداد 1393  1:35 PM
تشکرات از این پست
arad93
arad93
arad93
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 99

پاسخ به:تفسیر برخی آیات قران


وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (۱۷۹)
و اى خردمندان شما را در قصاص زندگانى است باشد كه به تقوا گراييد (۱۷۹)

گويا آيه در مقام پاسخ به يك سرى ايرادهايى است كه به حكم قصاص، به خصوص از سوى روشنفكر نمايان مطرح مى‏شود.
قرآن مى‏فرمايد: حكم قصاص براى جامعه انسانى تأمين كننده‏ىحيات و زندگى است. قصاص يك برخورد و انتقام شخصى نيست، بلكه تأمين كننده امنيّتاجتماعى است. در جامعه‏اى كه متجاوز قصاص نشود، عدالت و امنيّت از بين مى‏رود و آن جامعه گويا حياتى ندارد و مرده است. چنانكه در پزشكى و كشاورزى و دامدارى، لازمه حيات و سلامت انسان، گياه و حيوان، از بين بردن ميكروب‏ها و آفات است. اگر به بهانه اينكه قاتل هيجان روانى پيدا كرده، بگوييم او رها شود، هيچ ضمانتى نيست كه در ديگر جنايت‏ها اين بهانه مطرح نشود، چون تمام جنايتكاران در حال سلامت و آرامش روحى و فكرى دست به جنايت نمى‏زنند. با اين حساب تمام خلافكاران بايد آزاد باشند و جامعه سالم نيز تبديل به جنگل شود كه هركس بر اثر هيجان و دگرگونى‏هاى روحى و روانى، هركارى را بتواند انجام دهد. گمان نشود كه دنياى امروز، دنياى عاطفه و نوع دوستى است و قانون قصاص، قانونى خشن و ناسازگار با فرهنگ حقوق بشر دنياست. اسلام در كنار حكم قصاص، اجازه عفو و اخذ خون‏بها داده تا به مصلحت اقدام شود. توجيهاتى از قبيل اينكه از مجرمان و قاتلان در زندان با كار اجبارى به نفع پيشرفت اقتصادى بهره‏گيرى مى‏كنيم، قابل قبول نيست. چون اين برنامه‏ها، تضمين كننده امنيّت عمومى نيستند. اصل، مقام انسانيّت و جامعه عدالت پرور است، نه دنياى پرخطر همراه با توليد بيشتر، آن هم به دست جنايتكاران و قاتلان! از آنجا كه قانون قصاص، ضامن عدالت و امنيّت ورمز حيات جامعه است، در پايان آيه مى‏فرمايد: «لعلّكم تتقون» يعنى اجراى اين قانون، موجب خوددارى از بروز قتل‏هاى ديگر است.
چهارشنبه 22 مرداد 1393  2:18 PM
تشکرات از این پست
arad93
arad93
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 99

پاسخ به:تفسیر برخی آیات قران

هُوَ الَّذِى أَنزَلَ السكِينَةَ فى قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيزْدَادُوا إِيمَناً مَّعَ إِيمَنهِمْ وَ للَّهِ جُنُودُ السمَوَتِ وَ الاَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً(4)
او كسى است كه سكينه و آرامش را در دلهاى مؤ منان نازل كرد تا ايمانى بر ايمانشان افزوده شود، لشكر آسمانها و زمين از آن خدا است ، و خداوند دانا و حكيم است .
 
در آيه مورد بحث از موهبت عظيمى كه بر همه مؤ منان مرحمت فرموده : ((سكينه )) در اصل از ماده سكون به معنى آرامش و اطمينان خاطرى است كه هر گونه شك و ترديد و وحشت را از انسان زائل مى كند و او را در طوفان حوادث ثابت قدم مى دارد.
اين آرامش ممكن است جنبه عقيدتى داشته باشد، و تزلزل اعتقاد را بر طرف سازد، يا جنبه عملى ، به گونه اى كه ثبات قدم و مقاومت و شكيبائى به انسان بخشد، و البته به تناسب بحثهائى كه گذشت و تعبيرات خود آيه در اينجا بيشتر ناظر به معنى اول است ، در حالى كه در آيه 248 سوره بقره در داستان طالوت و جالوت بيشتر روى جنبه هاى عملى تكيه دارد.
جمعى از مفسران براى ((سكينه )) معانى ديگرى ذكر كرده اند كه در نهايت بازگشت به همين تفسير مى كند.
جالب اينكه در بعضى از روايات ((سكينه )) به ((ايمان )) تفسير شده و در بعضى ديگر به نسيم بهشتى كه در شكل انسانى ظاهر مى شود و به مؤ منان آرامش مى بخشد.
اينها نيز تاييدى است بر آنچه گفته شده ، چرا كه ((سكينه )) زائيده
ايمان است و همچون نسيم بهشتى آرامبخش .
اين نكته نيز قابل توجه است كه در مورد ((سكينه )) تعبير به ((انزال )) شده است ، و چنانكه مى دانيم اين تعبير در قرآن مجيد گاهى به معنى ايجاد و خلقت و بخشش نعمت آمده ، و چون از يك مقام عالى به مقام پائين است اين تعبير در آن بكار رفته است .
پنج شنبه 23 مرداد 1393  8:52 AM
تشکرات از این پست
arad93
arad93
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 99

پاسخ به:تفسیر برخی آیات قران

وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ (13)


و [ياد كن‏] هنگامى را كه لقمان به پسر خويش- در حالى كه وى او را اندرز مى‏داد- گفت: «اى پسرك من، به خدا شرك مياور كه به راستى شرك ستمى بزرگ است.»


مى‏دانيم كه ستم و بيداد از نياز و نقص بر مى‏خيزد، و ذات پاك و بى‏نياز خدا از اين آفت‏ها پاك و منزّه است، از اين رو نبايد براى او همتا و شريك گرفت؛ كسى كه براى خداى يگانه شريك و نظير مى‏تراشد، در حقيقت او را نشناخته و در شناخت ذات پاك او به خود ستم روا داشته است، و خود انسان مشرك است كه بيدادگر و ناقص است.


به‏باور پاره‏اى منظور اين است كه:

مباد با شرك گرايى و باور شرك، به خويشتن ستم روا داشته و خود را تباه سازى‏
شنبه 25 مرداد 1393  8:33 AM
تشکرات از این پست
arad93
arad93
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 99

پاسخ به:تفسیر برخی آیات قران


أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
آيا به آيات قرآن نمى‏انديشند؟ يا [مگر] بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است؟
(آیه 24 سوره مبارکه محمد)

این آيه، تدبّر نكردن در قرآن را ناشى از كورى و كرى نسبت به حقايق مى‏داند كه در اثر لعنت الهى، انسان به آن گرفتار گردد.

1- قرآن، تنها كتابى براى تلاوت و تجويد نيست، كتاب انديشه و تدبّر است و تلاوت بايد مقدّمه تدبّر گردد. «أفلا يتدبّرون القرآن»

2- همه مأمور به تدبّر در قرآن هستند و تدبّر، اختصاص به گروه خاصى ندارد. «أفلا يتدبّرون القرآن»

3- كسانى كه تدبّر در قرآن را رها كرده و با قرآن برخوردى سطحى دارند، مورد توبيخ خداوند قرار مى‏گيرند. «ام على قلوب اقفالها»

4- شرط بهره‏ورى از مفاهيم عالى وحى و قرآن، سعه صدر و داشتن قلبى باز و سالم و تدبّر در آن است. «... ام على قلوب اقفالها»

5 - يكى از راههاى شناخت، راه دل و قلب است. «ام على قلوب اقفالها»

6- نشانه عقل و قلب سالم، تدبّر در آيات قرآن است. (كل آيه)

تفسیر نور
یک شنبه 26 مرداد 1393  8:25 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها