0

اسيران مجاني !

 
amirpetrucci0261
amirpetrucci0261
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 27726
محل سکونت : http://zoomstar.ir/

اسيران مجاني !

صبح داشتيم عقب نشيني مي كرديم. جلوي ما يك ستون نيرو داشت مي رفت. يكي از برادران به نام علي شاليكار به من گفت:« ميرزايي! آن ستون، بچه هاي لشكر نجف اشرف هستند، خوب است به آن‌ها ملحق شويم.» من هم موافقت كردم. وقتي جلوتر رفتيم ديديم ‌، عربي صحبت مي كنند. سي متري با آن‌ها فاصله داشتيم. به بچه‌ها گفتم با سرعت عقب نشيني كنند . ممكن است ما را درو كنند. همين طور كه بچه ها داشتند عقب نشيني مي كردند، من وشاليكار كه عقب‌تر بوديم ، صداي برخورد اسلحه‌‌ به گوشمان رسيد. وقتي به پشت نگاه كرديم ، عراقي هارا ديديم كه دارند اسلحه ها را روي هم مي چينند و با دستان بالا، به طرف ما مي آيند. آن ها را شمرديم . 49 نفر بودند .بعد متو جه شديم كه آن‌ها به خيال اين كه ما داريم آن‌ها را دور مي‌ز‌نيم ،تسليم شدند . در صورتي كه ما در حال عقب نشيني بوديم.

علي ميرزايي ـ بابلسر

پنج شنبه 25 آذر 1389  2:41 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها