اشاره:
این نوشتار آثار و رهآوردهای اعتقاد به عدالت را از ابعاد فردی و اجتماعی بررسی میکند و در هر کدام از این ابعاد نیز هم بعد معنوی و هم ظاهری مورد توجه قرار گرفته است. برخی از رهآوردهای مورد بحث در این مقوله عبارتند از: 1ـ امید 2ـ شناخت امام 3ـ تبری از حکومتهای جور 4ـ ایجاد انقلابها و نهضتها 5ـ ایجاد عدالت نسبی در جامعه 6 ـ تابیدن الطاف الهی بر جامعه و...
باور به عدالتگستری منجی مصلحی که عدل و قسط را در عرصههای اقتصادی(1)، قضایی(2) و... در سراسر کره خاکی میگستراند از همان آغاز اسلام در اعماق وجودی مسلمانان نفوذ نموده است و روایاتی که از پیامبر(ع) و امامان معصوم: در این زمینه رسیده است در حد تواتر هستند.
در معنای عدل آمده است: ((عدل آن است که هر چیزی را در جای خود قرار میدهد))(3)
شهید مطهری در معنای آن میگوید:
عدالت عبارت است از اینکه آن: استحقاق و حقی که هر بشری به موجب خلقت خودش و به موجب کار و فعالیتش به دست آورده است به او داده شود و نقطه مقابل آن ظلم است که آنچه را که فرد استحقاق دارد به او ندهند و از او بگیرند.(4)
بدیهی است که باور به چنین عدالتی فطری است.
شهید مطهری میگوید:
اعتقاد به عدالت فطری است؛ چنانچه کسی به مرحله کمال برسد و خوب تربیت شود، واقعاً عدالتخواه میشود و عدالت جمع را بر منفعت خویش ترجیح میدهد.(5)
گفتنی است اعتقاد به فرارسیدن زمانی که عدالت در سراسر هستی گسترش مییابد نیز یک امر فطری است که مهمترین دلیل بر آن، عمومیت و همگانی بودن آن است.
مسیحیان(6)، یهودیان(7)، زرتشتیان(8)، هندوان(9) و مسلمانان(10) و دیگر ادیان بر این باورند که این کره خاکی زمانی پر از عدل و داد خواهد شد.
بیتردید چنین باوری دستآوردهای ارزشمند و ثمرات متعددی به ارمغان خواهد آورد که از جمله آنها رهآوردهای فردی و جامعهشناختی است که در ذیل به برخی از آنها اشاره
میشود:
رهآورد فردی
1ـ شناخت امام
امام صادق(ع) میفرماید:
ای یحیی کسی که شب را به گونهای بگذراند که در آن، امام زمانش را نشناسد، بر مرگ جاهلیت مرده است.(11)
با توجه به نقشی که امامت در حفظ نظام و کمال بشر و سیر او به سوی خدا و اجرای احکام خدا دارد و با توجه به اینکه اطاعت امر امام شرعاً و عقلاً واجب است، در وجوب معرفت امام نیز بر حسب حکم عقل و شرع، جای هیچگونه تردید و شبههای نیست؛ زیرا هم مقدمه و اطاعت است که واجب است و بدون وجوب هم اطاعت و نصب امام بیهوده است و هم بر حسب آنچه در بعض روایات استفاده میشود، بالخصوص نیز واجب است.(12)
گفتنی است شناخت امام زمان با دو امر حاصل میشود:
1ـ شناخت امام به نام و نسب
2ـ شناخت صفات و ویژگیهای او(13)
بنابراین حق شناخت امام آن است که تمامی ابعاد زندگی و صفات و ویژگیهای آن شخصیت رهاییبخش از جمله سیره عملی اجرای عدالت آن حضرت مورد کنکاش قرار گیرد و این شناخت از اهم واجبات است(14). با باور به عدالتگستری و سیره حکومتی و عمل امام زمان (عج) در عصر ظهور، شخصیت حقیقی این شجره طوبی، آنطور که شایسته است، شناخته میشود؛ چرا که دادورزی حضرت حجت(عج) بخشی از زندگی ایشان بوده و همانگونه که شناخت حسب و نسب، زمان ولادت و ویژگیهای فردی آن حضرت ضروری به نظر میرسد، شناخت ابعاد اجتماعی و سیره عملی آن بزرگوار در اداره حکومت و اجرای احکام و حدود الهی و برقراری عدل و داد ضروریتر است.
2ـ محبت و عشق به حضرت
((...قل لااسئلکم علیه اجرًا اِلا المودة فی القربی...(((15)
((بگو جز مودت به نزدیکان، از شما مردمان اجر و مزدی نمیخواهم)).
عشق و محبت صمیمانه به اهل بیت: یک ضرورت است و ((دوستی ایشان بخشی از ایمان و شرط قبولی ایمان است)).(16)
اما این عاطفه ارزشمند قابل پرورش بوده و همین موجب ازدیاد صفای دل به اهلبیت میشود و میتوان آن را شدت بخشید؛ به این صورت که باور داشته باشیم این محبتها یکجانبه نیست.(17) جذبه محبت و عشق امام، جاذب دلهای پریشان مؤمنان و جمعکننده قلوب پراکنده شیعیان است.
عشق از معشوق اول سرزند تا به عاشق جلوهای دیگر کند.(18)
آری، باور به دادورزی عاشقانه آن حضرت(19) و دلسوختگی و محبت ایشان به خلق در برقراری حرکت عظیم عدالتگستری در جهان ما و نگرش حقطلبانه ایشان به این کره خاکی، به گونهای تکوینی، محبت و عشق به حضرت را در دلهای عاشقان شدت میبخشد و باور به غلبه رحمت حضرت بر غضبشان در حکومت عدل و ستاندن حق مظلومان از ظالمان و گردنکشان سبب میگردد مؤمنین نیز در قبال نگرانیها و باور به دغدغههای آن امام در ستمهای روا داده شده به بشریت و مظلومین و تلاش ایشان برای رهایی آنان از دست ستمگران پیوند معنوی و عشق خود را با حضرت افزون و محکمتر کرده و سرود دلدادگی برای آن حضرت را سر دهند که این عشق و محبتها در قالب دعاها و زیارتنامهها تبلور مییابد.(20)
به دیگر سخن، اول محبوب است که از محبت خویش یاد میکند و این یاد در قلب محب جلوهگر شده، او را به یاد محبوب میاندازد و این ماییم که باید به شراره عشق و جذبه محبت او لبیک گوییم.(21)
3ـ امید به آینده
نور امید همواره درون جان بشر را روشن داشته و او را در برابر حوادث ناگوار پایدار
میسازد و از گردنهها و فراز و نشیبهای گوناگون گذرانده، گام به گام در مراحل تکامل و ترقی سیر میدهد. اگر امید نبود، بشر هیچ قدمی را بر نمیداشت و هیچ رنجی را تحمل
نمیکرد.(22)
امام مهدی(عج) به عنوان ضامن اجرای وعدههای الهی و تحقق عدالتگستری در جهان، پناهگاه مؤمنین است ((و این امید، بزرگترین هدیهای است که جامعه بشری در این دوران دریافت کرده است. گوستاو لوبون میگوید:
بزرگترین خدمتگزاران عالم همان اشخاصی هستند که توانستهاند بشر را امیدوار نگه دارند)).(23)
و باور به این منجی و عدالتخواهیهای او و افق روشن هستی(24)، و مساوات فراگیر(25)، روح امید را در کالبد خسته بشریت میدمد؛ زیرا در هر حال، مؤمنین میدانند که در زمانی معنا و مفهوم حقیقی زندگی تحقق پیدا کرده و شب سیاه ظلم در جهان رخت بربسته و نور عدالت جایگزین آن میشود.
4ـ شکسته شدن هیبت مستکبران در برابر مؤمنان(26)
در طول سدههای متمادی، مستکبران و فرعونیان با ابزارهای مادی و در دست داشتن رسانههای تبلیغاتی مسموم، به جای حق نشسته و سعی در نمایاندن برتری و هیبت و قدرت خود و ذلیل و ویران کردن شخصیت مومنین داشتهاند و تلاش نمودهاند با ارزشها و مفاخر مجازی و پوچ و توخالی خود، برتری اجتماعی و بزرگمنشی خود را بنمایانند.
اما با اعتقاد به تشکیل سلطنت و دادورزی مقتدرانه حضرت مهدی(عج) و شکسته شدن بتهای مستکبران و گرفته شدن ریاستها و مالها و ابزارهای باطل و ناحق از مستکبران، پوچی و تهی بودن قدرت آنان نمایان میشود و هیبت آنان شکسته میشود؛ زیرا این اقتدارها و عظمتهای ظاهری تداومی نداشته و همیشگی نیستند.
5ـ آمادگی
انقلاب و جنبش با این گستردگی برای طرحها و برنامههای جهانی و تشکیل ساختارهای ایجاد عدالت اقتصادی، فرهنگی، قضایی و... در جامعه عدل مهدوی نیازمند نیروهای کارآمد و مهدییاورانی است که بتوانند در مسندهای مختلف حکومت با عناوین متفاوت خدمت کنند.
امام باقر(ع) میفرماید:
هنگامی که قائم ما قیام کند و مهدی ما ظهور کند، یک مرد از شیعیان ما پرجرأتتر از شیر و کاریتر و نافذتر از نیزه خواهد بود(27)
کسانی که آرمان عدالتگستری در سراسر گیتی را در سر دارند بایستی با بینشی ژرف، نسبت به آن حرکت بزرگ، خود را در عرصههای مختلف علمی، نظامی و سطوح عالی معنوی آماده سازند تا بتوانند مقدمات آن حکومت عظیم را تشکیل دهند و از همین عصر غیبت، خود را به عنوان پشتوانهای در جامعه فاضله عصر مهدوی به آن حضرت بشناسانند. بنابراین آماده شدن در همة عصرها برای محقق شدن آرمان آن حضرت و تشکیل آن حکومت عدلمحور ضروری مینماید.
6 ـ پایداری در برابر مصائب دشمنان
صبر گویای شرایط گذشتن زمان لازم در پرورش حیات آدمی و تحقق خودسازی و رشد عقلانی در رسیدن به حق و عامل اصلی تعالی انسان و کمال آدمیت است و در عرفان اسلامی، یکی از ویژگیهای سیر و سلوک و اصیلترین حالت، بردباری و شکیبایی است و طی همه منازل و مراحل نیازمند صبر است.(28)
عدالتباوری میآموزد که فرجام جهان، جلوهای از عدالت حقتعالی است و سرانجام، وضعیت نامطلوب مؤمنین پایان میپذیرد و حقشان ستانده میشود. از این روی، اگرچه در دوران غیبت آزارها و اذیتها میبینند و دچار مصائب میشوند، با امید به برچیده شدن ریشه اهریمنان و سقوط صاحبان زر و زور و تزویر، با بینشی عمیق، صبور و بردبار بوده و اقسام مصائب و مشقتها را تحمل مینمایند.
امام حسین(ع) فرمودند:
برای او غیبتی است که گروهی در آن دوران از دین برگشته، برخی دیگر بر دین پایدار خواهند ماند و مورد اذیت و آزار قرار خواهند گرفت.(29)
7ـ عدالتباوری و تقوای الهی
از جمله مهمترین شاخصهها و مقدمات تقوای الهی، باور و ایمان به امور غیبی الهی است که باور به حکومت عدلی که توسط مهدی آخرالزمان تشکیل میشود از مصادیق بارز آن است: ((ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین الذین یؤمنون بالغیب...(30)))؛ (( آن کتاب که تردیدی در آن نیست، هدایتی برای متقین است، کسانی که ایمان به غیب دارند...)).
باور به دادورزی و عدالتگستری حضرت مهدی(عج) ـ که منشأ وحیانی داشته و از مسلمات دین اسلام است ـ یکی از مصادیق باورهای غیبی به شمار آمده و مستلزم تقوای الهی است و بدون این سرمایه معنوی، پارسایی و پرهیزکاری معنا ندارد و البته آزمونی است که تنها مؤمنین راستین و موحدان خداجو از عهده آن برآمده و مزیّن به لباس پرهیزکاری
میشوند که برترین لباسهاست.
8 ـ تهذیب نفس
اگرچه بریدن از خودخواهی و هوای نفس و پاکیزه شدن از خباثت و رذایل نفسانی همیشه و در همه حال برای یک مؤمن وارسته سزاوار است، کسی که باور دارد روزگاری در همین دنیا جلوهای از عدالت کبریای حضرت حق طلوع میکند و نزد حضرت مهدی(عج) مؤمن واقعی از غیر واقعی نمایان است(31) و هر چیزی در جای خود قرار میگیرد و انسانهای پست و وارسته، هر کدام از هم متمایز و در جایگاه خود قرار میگیرند، ضرورت آن را بیشتر درک کرده و با وارستگی و رهیدن از لغزشها نفس خود را پاک میگرداند تا سرافراز و سربلند، نزد حضرتش حاضر گردد. امام صادق(ع) فرمودند:
هرگاه قائم به پا خیزد، هیچیک از بندگان خداوند به پیشگاهش برنخیزد، مگر اینکه او را میشناسد که آیا صالح است یا ناصالح و ناشایسته.(32)
9 ـ آرامش و امنیت روحی
تردیدی نیست که نهایت سعی و تلاش انسانها در رسیدن به آرامش و امنیت روحی است و هر روزنهای را که جهت تابیدن این آرامش ببینند به سوی آن خیره میشوند.
امید به عصر طلایی و تشکیل حکومت عادلان و ستانده شدن داد مظلومان از ظالمان و برچیده شدن پایههای استبداد، نور آرامش را در دل مؤمنین روشن میسازد و نگرش آنان را به آینده هستی، نگرشی آرامشبخش میکند و با تصور امنیتی فراگیر برای آیندة عالمیان، درخشش و تابش آنرا در روح و جان خود نیز مشاهده میکنند.
10ـ دعا برای تعجیل فرج
شکی نیست که دعا، تأثیر بسزایی در سرنوشت انسانها و تغییر قضای الهی داشته و از اقسام شکر(33) بوده و موجب فزونی نعمت(34) میگردد.
بنابراین در تسریع ظهور و فرج و تشکیل حکومت عدل نیز نقش بسزایی دارد.
امام زمان(عج) فرمود:
((بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که آن فرج شما است)).(35)
مؤمنین که از ظلم و ستمهای روا شده بر انسانها آگاه بوده و بر این باورند که با برقراری عدالت مهدوی در کره خاکی، بساط این همه ظلم و ستمها برچیده شده و رفاه اجتماعی و اقتصای حاکم خواهد شد همواره دست به دعا برداشته و از خداوند میخواهند که در فرج حضرتش تعجیل فرماید تا انسانهای دردکشیده هرچه زودتر به حقوق از دسترفتهشان نایل آیند و عدل سراسر گیتی را فراگیرد. زیرا میدانند دعایشان در این امر مستجاب میشود.(36)
11 ـ اعتقاد به حکومت عدل، وسیله تبری از حکومتهای جور
کسی که به شاخصههای کلی دادورزی در حکومت حضرت مهدی(عج) علم و باور داشته و میداند که این حکومت اصلاحطلب و ظلمستیز، تجلی و وعده عدالت حقیقی الهی است، آن عدالت مقتدرانه و غایت کمال انسانها را مقیاس و میزان قرار داده و حکومتهای عصر خود را با آن میسنجد و اگر دولتی در دادورزی خود، به این مقیاس نزدیکتر شود، به آن تمایل پیدا کرده و از آن حمایت میکند و چنانچه سلطنتی بر خلاف مقیاس حقمداری، ظلممحور بوده و ستمگری در آن ترجیح داده شده و شاخصههای عدالت مهدوی را نداشته باشد، مورد انزجار مؤمنین میباشد. زیرا کسی که به آن عصر طلایی و آن عدالت همگانی باور داشته و آن مدینه فاضله را تصور کرده است نمیتواند آن حکومتها و سلطنتهای جور را تحمل کند و به راستی از آن وضع نامطلوب گریزان بوده و از آن تبری میجوید.
12ـ اصلاح فردی و انجام تکالیف
امام صادق(عج) میفرماید:
به خدا سوگند، به طور حتم، عدالت مهدی(عج) به درون خانهها و اتاقهایشان نفوذ میکند، همچنان که سرما و گرما در آن وارد میشود(37)
در آن عصر، حدود جاری نشده جاری میشود، قدرتها و ریاستهای بناحق گرفته شده گرفته میشوند، حق مظلومان ستانده میشود، اموال و داراییهای به غارت رفته شده مصادره میشود و به صاحبانشان بازگردانده میشود.
در نزد حضرت، مؤمن واقعی و حقیقی از مؤمن ظاهری و ریاکارانه متمایز میشود و...
با باور به این اوصاف، بدیهی است که مؤمنان خود را از خصیصههای ناپسند بر حذر داشته و نواهی الهی را ترک نموده و خود را به اعمال حسنه و انجام فرایض آراسته و در بهدست آوردن مال و قدرت و ریاستهای باطل حرص و ولع ندارند تا اینکه مغضوب عدالت مهدوی قرار نگیرند. زیرا میدانند ثمرة انجام محرمات و ترک فرایض، پایمال نمودن حقوق الهی و مردم و نفس خود است که در محکمة عدل مهدوی نیازمند پاسخگویی است. از اینرو معتقد و مؤمن به این امر، خود را اصلاح و تکالیف را انجام میدهد تا بهگونهای تکامل یابد و درخشش عدالت حضرت را بهتر درک کرده و مورد غضب عدالت حضرت قرار نگیرد.
13ـ اعتقاد به عدالت مهدوی، توجه داشتن به کرامت و شرافت انسانی
یکی از مهمترین حقوق انسانها کرامت و شرافت آنان است(38) که در طول قرون متمادی توسط گردنکشان و فرعونیان از آنان به یغما رفته است و با گسترش عدالت حضرت مهدی(عج) به آنها بازگردانده شده و ربایندگان این کرامتها در پیشگاه محکمه عدالت، سخت مجازات میشوند. بنابراین با این باور، توهینها، تهمتها، محرومکردنها، تحقیر کردنها و... از انسان رخت بر میبندد و توجه بیشتری به ارزش واعتبار انسانها میشود؛ زیرا دانسته میشود قدرتی پرتوانتر در سایه عنایت الهی به فریادرسی این انسانهای دردکشیده خواهد شتافت و انتقام آنان را خواهد گرفت و بنابراین بر مبنای اجرای دستورات اسلام، حرکت اصلاحی در کرامت دادن حقیقی به انسانها صورت میگیرد.
14ـ بیم و امید
عصر دادورزی حضرت مهدی(عج) ، تهدید، تنگنا و ایام عسرت است برای طمعورزان و دنیاطلبان(39) و آسایش و آرامش و سامانیابی زندگی است برای مؤمنان و مستضعفان.(40) انسانها با این باور در مرز بین خوف و رجا و بیم و امید زندگی میکنند و از یکسو عدالتورزی حضرت را مهربانانه و نویدبخش و از دیگر سو، قاطعانه و سازشناپذیر میدانند و تلاش مینماید اعمال خود را با این دوگونه برخورد وفق دهد.
15ـ احساس شخصیت
مؤمنان نیک میدانند که مهدی آل محمد(عج) میآید و آنان را عزیز میگرداند و دشمنانشان را خوار و ذلیل میکند(41) و با خلافت و عدالت راستین خود، حاکمیت مؤمنان و مستضعفان را تضمین مینماید. (42) بنابراین بدیهی است که مؤمنان و فرودستان در برابر زورمندان احساس ذلت نمیکنند چرا که خود را میراثدار اصلی زمین دانسته و صاحبی برای خویش متصور هستند که با فرمانروایی عادلانه و سلطنت قدرتمند خود مایة مباهات آنان است.
16ـ امر به معروف و نهی از منکر
امام باقر(عج) میفرماید: همانا امر به معروف و نهی از منکر راه انبیا و صالحان است و فریضه بزرگی است که قوام دیگر فرایض به آن است و راهها به وسیله آن امنیت مییابد و درآمدها حلال میشود و مظالم به صاحبانشان رد میشود و زمین آباد میشود و از دشمنان انتقام گرفته میشود و امور سامان مییابد.(43)
در جای خود ثابت شده است که این فریضهی بزرگ الهی، بستر و زمینه مناسب برای ظهور امام عصر و در نتیجه، تشکیل حکومت عدل محور را فراهم میآورد.
بنابراین کسی که به این دادورزی عظیم و عصر شکوفایی استعدادهای صلح و آشتی و برابری و مساوات باور دارد، تحت رهبری عقل و ایمان به انجام این تکلیف بزرگ الهی میپردازد تا هرچه سریعتر بستر مناسب برای به کمال رسیدن انسانها در این دنیا و بازگردانده شدن حقوقشان فراهم شود و حضرتش ظهور کند و برابری و مساوات را حاکم گرداند.
رهآورد جامعهشناختی
1ـ تشکیل نهضتهای عدالتخواه
عالم هستی نظام اسباب و مسببات است.
امام صادق(ع) میفرماید:
((ابیالله ان یجری الاشیاء الاّ بالاسباب)).(44)
((خداوند اراده کرده است که تمام اشیاء تنها با اسبابش محقق شود)).
در جامعه آرمانی عدالتمحور اسلام نیز، اگرچه امدادهای الهی و تأییدات غیبی بسیار مؤثر بوده و پشتوانه آن هستند، در تعالیم اسلام آمده است که اجرای دقیق این برنامه بدون مسئولیتپذیری و تعهد و تکلیف یارانی کارآمد و جامعهای خروشان در جهت تحقق نهضتهای عظیم آزادیبخش و عدالتخواه میسر نیست.
بنابراین جامعهای که باور دارد و میداند در آن عصر طلایی از دست ستمپیشگان و مستکبران رهایی یافته و تعالیم انبیا و اصول اساسی رسالت در آن حاکم میگردد، باید برای تحقق و زمینهسازی آن کوشا باشد. جامعه و مدینه فاضله عصر دولت حقه حضرت مهدی(عج) و عدلمحوری او را هدف قرار داده و تلاش میکند برای تسریع در رسیدن به هدف، اسباب و زمینههای آن تحول عظیم را با انقلابها و نهضتها فراهم آورد و طبیعی است که نمیتواند حکومتهای جور و ظلم را تحمل نماید و از اینرو به صورت نهضتهای آزادیبخش، زمینه و بستر را برای عدالت کلی فراهم میآورد.
2ـ احیای عدالت نسبی در جامعه
هر جامعه و نظامی برای رشد و تکامل در جهات مختلف، به دنبال الگویی مناسب است تا خود را با آن وفق دهد و به رشد و تعالی نسبی برسد. حال چنانچه جامعهای محقق شدن اصول دادگری و رستگاری و سعادت و صعود و رفاه اقتصادی، اجتماعی، قضایی و... را در سلطنت مقتدرانه و عادلانه حضرت مهدی(عج) ببیند و به آن باور داشته باشد، آن را الگوی خود قرار داده و تلاش مینماید تا حد امکان آن آرمانها ـ از جمله عدالت و دادورزی ـ را در خود به فعلیت برساند و اگر نمیتواند همانند آن حکومت اصیل عدالت را جاری کند، لااقل یک عدالت نسبی را تحقق بخشد.
3ـ یکدلی و یکپارچگی
رمز اصلی پیروزی هر ملتی و سرازیر شدن نعمتهای آسمانی یکدلی و یکپارچگی(45) انسانها برمبنای اسلام و دینداری است.
حضرت علی(ع) میفرماید:
شما یاوران حقید و برادران در دین؛ سپرهای روز گرفتاری و پیکار و رازداران در برابر افشاکنندگان اسرار.(46)
و امّا دوستی طالبان دنیا و بیدینان زوالپذیر و بینتیجه است و هیچ بنائی ندارد.(47)
روشن است که باور به دادورزی در آخرالزمان از مصادیق دینداری به شمار میآید و
میتواند مبنا و ملاکی برای اتحاد باشد و اگر جامعهای، همگی به این امر بزرگ الهی باور داشته باشند، با توجه به هدف و دغدغه مشترک، نوعی یکدلی و یکپارچگی در تحقق آرمان و کمالی واحد برای آنها شکل میگیرد و وقتی هدف واحد شود، راهها، اسباب و... برای رسیدن به آن هدف نیز یکی میشود.
4ـ تابیدن انوار الهی و برکات آسمانی از آینه باور به عدالت مهدوی در جامعه
((ولو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والأرض...(((48).
و اگر اهل تقوی ایمان بیاورند و پرهیزکار باشند، برکات آسمان و زمین را بر آنها میگشاییم... .
تردیدی نیست که پرهیزکاری تنها به انجام دادن فرایض و ترک نواهی نیست؛ بلکه شخص پرهیزکار بایستی به اصول مسلمه مذهب و دین نیز معتقد بوده و با فکر و اندیشه و استدلال به اصول اعتقادی ـ که از جانب خداوند به واسطه پیامبران رسیده است ـ نیز باور داشته باشد.
عدالتباوری حضرت مهدی(عج) نیز از جمله اصول مسلمه بوده از مصادیق تقوا و پارسایی به شمار میآید و اگر جامعهای آن را بپذیرد و در مرحله عمل نیز به کار برد، در واقع تقوای الهی را پیشه کرده است و سنت خداوند بر آن است که برکات آسمانی خود را بر آن جامعه بباراند و آن جامعه با تابیدن انوار الهی، به مدینه فاضله مبدل گشته و باب رحمت و نعمتهای خداوند بر روی آنها گشوده میشود.
5ـ تقریب بین ادیان الهی و مذاهب اسلامی
گفته شد مسأله عدالتباوری، مشترک بین ادیان است و هر امر مشترکی بین گروههای مختلف باعث کمکردن فاصلهها شده و آنها را به هم نزدیک میگرداند؛ بنابراین چنانچه جامعهای که در آن ادیان مختلفی زندگی میکنند همگی به این مسأله باور داشته باشند، در این امر وحدت رویه داشته و با هم نزدیک بوده و نوعی اتحاد بین آنها در مقابله با طاغیان و ظالمان و فرعونیان ایجاد میشود.
6ـ بیداری اندیشهها و بهدست آوردن راه نجات از ظلم و استبداد
اندیشمندان و شیفتگان اسلام ناب، با استناد به کتاب و سنت، انتهایی روشن و فرجامی همراه با تابش پرتو عدالت الهی در جهان تصور میکنند و این تصور را در میان سایر اقشار جامعه مینمایانند تا دیگر اندیشهها نیز بیدار گشته و همراه با هم و با همفکری، ترکیبی یکپارچه تشکیل داده و جهت پیکار همگانی برای ریشهکنی فسادها، تبعیضها، ناعدالتیها و... در جامعه، راههای روشنی بیابند و آن را در ظرف عمل قرار دهند.
بنابراین چنین باوری سبب میگردد نه تنها اندیشمندان اسلامی بلکه دیگر مردمان نیز در انتظار چنین واقعهای عظیم، همواره بیدار و آگاه و مترصد بوده، به دنبال پیدا نمودن و تهیه و تدارک راههای مناسب در سرعت بخشیدن به آن باشند.
------------------
پی نوشت ها
(1). مجلسی، بحارالانوار، بیروت، نشر الوفاء، ج 52 ، ص 290.
(2). کلینی، الکافی، تحقیق علیاکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج 1، ص 397.
(3). سفینةالبحار، ج 2، ص 166.
(4). شهید مطهری، سیری در ائمه اطهار، قم، انتشارات صدرا، ص 259.
(5) . همان ص 365.
(6) . اعمال رسولان، ج 5، ص 31.
(7) . ویلیام گلن و هنری رکن، عهد عتیق و جدید، ترجمه فاضل خادم همدانی، تهران، انتشارات اساطیر، ص 1220.
(8) . داود الهامی، او خواهد آمد، قم، نشر مرتضی، ص 68.
(9) . مجله هفت آسمان، شماره 12 و 13، مقاله گونه شناسی موعود در ادیان مختلف ص 116.
(10) . سید ثامرالعمیدی، در انتظار ققنوس، ترجمه مهدی علیزاده، قم، موسسه امام خمینی، ص 46. (به نقل از تاریخ ابن خلدون)
(11) . بحارالانوار، ج 23، ص 89.
(12) . صافی گلپایگانی، امامت و مهدویت، قم، انتشارات حضرت معصومه، ج 1، بخش سوم، ص 62.
(13) . موسوی اصهانی، مکیالالمکارم، قم، انتشارات ایران نگین، ج 2، ص 185.
(14). همان.
(15) . سوره الشوری، آیه 23.
(16) . مکیال المکارم، ج 2، ص 217.
(17) . همان. ج 1، صص 94 و 53.
(18) . امام صادق(ع): ((والله لانا ارحم بکم منکم بانفسکم)) (مسعود پورسیدآقایی، میرمهر، قم، انتشارات حضور، 1382، ص 167) .
(19) . پیامبر اکرم: ((به (المهدی) یخرج الذل من اعناقکم...)). (بحار، ج 51، ص 57.)
(20). دعای ندبه؛ زیارت ناحیه مقدسه؛ دعای صباح و...
(21) . میرمهر، ص 168.
(22) . امامت و مهدویت، ج 2، بخش سوم، ص 7.
(23) . در انتظار ققنوس، ص 273.
(24) . ?و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فیالارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین?. (قصص، 5).
(25). امام صادق(ع): ((کان رسولاللّه یقسم لحظاته بین اصحابه، فلینظر الی ذا و ینظر الی ذا بالسّویة)). (الکافی، ج 2، ص 671(.
(26) . مکیال المکارم، ج 1، ص 169.
(27) . سلیمان بن ابراهیم، ینابیعالمودة، ترجمه سید مرتضی توسلیان، انتشارات بوذرجمهری، ج 2، ص 499.
(28) . غدیر کارآمد کرمانی، ایمان، تهران، انتشارات گوهر منظوم، 1381، صص 4ـ133.
(29) . بحارالانوار، ج 51، ص 133.
(30) . بقره، 2 و 3.
(31) . مکیال المکارم (به نقل از کمالالدین، ج 2، ص 671).
(32) . همان.
(33) . همان، ج 1، ص 425.
(34) . همان، ص 424.
(35) . همان، ص 419 (به نقل از احتجاج ج 2 ص 284).
(36) . همان ص 474.
(37) . بحارالانوار، ج 52، ص 328.
(38) . امام صادق(ع): ((والله حق مومن از کعبه بزرگتر است)). (بحار الانوار، ج 74 ، ص 222(.
(39) . بحارالانوار، ج 51، ص 120.
(40) . محمد حکیمی، عصر زندگی، قم، بوستان کتاب، ص 268، (به نقل از تحفالعقول، ص 324.)
(41) . امام علی(ع): ((یبعث الله مهدیّهم بعد جهدهم فیعزّهم و یذلّ عدوّهم)). )بحارالانوار، ج 51، ص 54(.
(42) . مکیال المکارم، ج 1، ص 158.
(43) . الکافی، ج 5، ص 56.
(44) . همان، ج 1، ص 183.
(45) .((واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولاتفرقوا.)) )آل عمران، 103(
(46) . نهجالبلاغه، خطبه 117.
(47) . حضرت علی(ع) میفرماید: ((دوستی اهل دنیا به کمترین مسألهای از بین میرود)). (ولی الله برزگر، جامعه از دیدگاه
نهجالبلاغه، سازمان تبلیغات ص 155، به نقل از غررالحکم فصل اول، ص 76).
(48) . اعراف، 96.