0

اگر نبودند

 
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

اگر نبودند

اگر نبودند

 
اگر هدایت امام را صرفاً در ارائه طریق به ره گم‌کردگان و پیران خلاصه کنیم، به خطا رفته و شأن حداقلی برای ولی خدا قائل شده‌ایم، نه این‌که اساساً چنین مقامی دون شأن امام باشد و یا چنین خواسته‌ای از سوی امام بی‌جواب بماند؛ خیر بلکه اگر از شئون حداکثری امام اطلاع حاصل کنیم و مقوله‌ای به‌نام «مراعات» ـ که امام در توقیع شریف فرمودند: «إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاء»(1)  ـ برایمان قابل درک و فهم شود، معنا و مفهوم والا و بالایی می‌گیرد؛ از این رو دیگر آن را صرفاً در امور شخصی تفسیر و تأویل نمی‌کنیم، بلکه «مراعاتِ امام» را در همه شئون فردی و اجتماعی و انسانیِ همه آحاد بشر جاری می‌دانیم؛ چه این‌که اگر ولی خدا با هدایت و راهنمایی از فرصت حضور والیان خویش به عنوان خواص جامعه استفاده ننماید، چه بسا جریان هدایت عوام نیز با اخلال جدی و اساسی روبه‌رو گردد و صد البته این هدایت را نباید به معنای دیدار و ملاقات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  تعبیر نمود؛ زیرا غیر از طریق دیدار که نوعاً با محظورات شرعی مواجه است، طرق عقلی و معتبر دیگری برای هدایت وجود دارد.


تعابیری که از رهبران معصوم، خاصه امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  درباره فقها و مراجع تقلید رسیده است، از جایگاه رفیع و منیع آنان در نظر خداوند، پیامبر عظیم الشأن صل الله علیه و آله و سلم  و امامان معصوم علیهم السلام  خبر می‌دهد، همچون: «الْفُقَهَاءُ أُمَنَاءُ الرُّسُل‏»(2)  و  یا « الْفُقَهَاءَ حُصُونُ الْإِسْلَام»(3) و «الْفُقَهَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاء»(4) و «الْفُقَهَاءِ الْمَأْمُونِینَ مِنْ أَهْلِ وَلَایَتِهِ»‏(5) و «الْفُقَهَاءُ قَادَةٌ وَ الْجُلُوسُ إِلَیْهِمْ عِبَادَةٌ».(6)  از این تعابیر روشن می‌شود که همان وظایفی که از جانب خدای متعال بر عهده رهبران معصوم قرار داده شده است، عیناً به فقهای جامع الشرائط منتقل شده است و همان‌گونه که پیامبر مکرم اسلام صل الله علیه و آله و سلم  و ائمه اطهار علیهم السلام  مورد عنایت و حمایت کامل خداوند بوده‌اند، فقهای دارای ولایت نیز مورد حمایت و عنایت کامل ائمه، به ویژه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  بوده و هستند، از این رو ایشان در خط مقدم جبهه حق علیه باطل می‌رزمند و «سنگربان امین» امامت‌اند.


نمونه بارز عنایات و توجهات ویژه حضرت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  به فقهای دارای ولایت مطلقه، امدادها و هدایت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  در طول سال‌های پر برکت حیات حضرت امام راحل عظیم الشأن رخ داد، مانند: هدایت و جهت دهی مبارزه امام; در دوران پر اختناق و تاریک پهلوی با قوانین استعماری کاپیتولاسیون و انجمن‌های ایالتی و ولایتی و نیز مبارزه بی امان با رژیم سفاک پهلوی و بزرگ‌ترین حمایت، هدایت و تصرف معنوی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  در جریان پیروزی انقلاب اسلامی رخ داد و نیز بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی در جریان حادثه طبس، کشف و خنثی شدن توطئه‌های ضد انقلاب و گروه‌های ملحد و وابسته، پیروزی در جنگ تحمیلی و هشت سال دفاع مقدس و ده‌ها توطئه دیگر کاملاً نمایان است.


پس از امام راحل و در زمان رهبری مقام معظم رهبری، پیروزی ملت همیشه در صحنه در حوادث 18 تیر  سال 1378 و شکست عوامل جیره خوار بیگانگان و همچنین پیروزی بزرگ در غائله بزرگ پس از انتخابات  1388 که با حمایت دشمنان خارجی هدایت می‌شد و صدها جریان دیگر که به برکت ارتباط معنوی رهبری با صاحب انقلاب که در خلوتها و جلوتها برقرار می‌شود و در سایه آن بزرگوار به‌وجود آمده و از این پس هم به‌وجود خواهد آمد، همه از عنایت ویژه آن حضرت به فقهای جامع الشرایط به ویژه ولی فقیه به عنوان «سنگربان دوران غیبت» می‌باشد؛ از این‌رو امام هادی علیه السلام  در وصف مدافعان جبهه حق و «امنای سنگربان» می‌فرمایند: «اگر در زمان غیبت امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف  عالمانی نبودند که دعوت کننده و راهنماکننده به سویش باشند و با براهین الهی از دین او دفاع نمایند و بندگان مستضعف خدا را از دام ابلیس و اعوانش برهانند و از بند نواصب و دشمنان اهل‌بیت رهایی بخشند، همه مردم از دین خدا دست کشیده و مرتد می‌شدند، لکن این علماء، کسانی هستند که زمام قلوب شیعیان ضعیف ما را در دست داشته و مهار می‌کنند، همچون ناخدای کشتی که سکّان آن را در دست دارد؛ آنها برترین افراد در پیشگاه خداوند عزوجل هستند».(7)




--------------------------------------------------------------------------------

(1) . ر.ک: احتجاج طبرسی، ج2، ص495.


(2) . ر.ک: الکافی، کلینی، ج1، ص46.


(3) . همان، ص38.


(4) . ر.ک: من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج4، ص384.


(5) . ر.ک: تهذیب‏الأحکام، شیخ طوسی، ج4، ص90.


(6) . ر.ک: بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج1، ص201.


(7) . همان، ج2، ص6. «لَوْ لَا مَنْ یَبْقَى بَعْدَ غَیْبَةِ قَائِمِنَا7 مِنَ الْعُلَمَاءِ الدَّاعِینَ إِلَیْهِ وَ الدَّالِّینَ عَلَیْهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْ دِینِهِ بِحُجَجِ اللَّهِ وَ الْمُنْقِذِینَ لِضُعَفَاءِ عِبَادِ اللَّهِ مِنْ شِبَاکِ إِبْلِیسَ وَ مَرَدَتِهِ وَ مِنْ فِخَاخِ النَّوَاصِبِ لَمَا بَقِیَ أَحَدٌ إِلَّا ارْتَدَّ عَنْ دِینِ اللَّهِ وَ لَکِنَّهُمُ الَّذِینَ یُمْسِکُونَ أَزِمَّةَ قُلُوبِ ضُعَفَاءِ الشِّیعَةِ کَمَا یُمْسِکُ صَاحِبُ السَّفِینَةِ سُکَّانَهَا أُولَئِکَ هُمُ الْأَفْضَلُونَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»

جمعه 3 مرداد 1393  3:53 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها